پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

مجموعه : مذهبی
اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

اشعار رحلت رسول اکرم (ص) 

در اینبخش مجموعه اي از اشعار رحلت رسول اکرم «ص» پیامبر خوبی ها را مرور می‌کنیم. پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) در تاریک ترین عصر اعراب چشم بـه جهان گشودند، ایشان نزد پدر حضرت علی «ع» رشد یافته و در میان تمام مردم بـه محمد امین و راستگو معروف بودند. پیامبر مـا مردم را از ظلمت و جهل نجات دادند و امروز هم سیره و رفتار ایشان الگوی تعداد زیادی از مردم جهان می‌باشد. در ادامه با مجله پارس ناز همراه باشید.

 

مجموعه شعرهای تسلیت رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد «ص»

 

عالم سیه پوشیده از، هجران روی مصطفی

جبریل اعظم از غمش، بنشسته درخاک عزا

ریزد زِ چشمش فاطمه، از ماتمش دریای خون

زین غصّه هر دم می‌زند مولا علی واویلتا

زینب پریشان چون حـسـن، زانوی غم گیرد بغل

گریان ازاین غم شد حـسیـن سالار دشت کربلا

از سوگ احمد ماتمی برپا شده در عرش حق

انا الیه راجعون فریاد غم واحسرتا

جمله رسولان از الم اندر جنان در ماتمند

همچو ملائک نوحه خوان در سوگ ختم الانبیا

امت کـه زین ماتم شود، از رحلتش گریان و زار

داغی بـه دل دارد فزون دائم بسوزد زین بلا

سوزدجگر از ماتمش هرسینه نالان میشود

با قلب سوزان از غمش، غم نامه اي سازد رها

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

شعر تسلیت رحلت پیامبر «ص» + شعرهای ناب با موضوع رحلت پیامبر اکرم (ص)

 

کبریا را جزء او نامی نیست

عالم ارشیا را

جز او راهی نیست

او کـه عالم دهرست و حکیم مهر

او کـه منجی بشر اسـت

و دین بر حق عشق

او کـه عاشق بندگی کردن و

رب بی حد اسـت

او گفتۀ صدق لاینحل اسـت

در دیار عاشقان حق

کشتی نجات هم اوست

او کـه پرتو عالم حق در اوست

مهربانیش، ستایش خوبی هاست

هر کلامش، در حدیث، معنی هاست

سایه مهرش همیشگی اسـت در دوران ها

خاتم الهی و ختم تمام آیین هاست

اگرچه شام رحلت اوست، امّا

همین هم، آغاز بیعت هاست

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

متن دکلمه برای رحلت رسول اکرم «ص»

 

زبان از وصف احمد لال گشته

گهی در وصف زلف گه خال گشته

محمد اُسوۀ هردو جهان اسـت

بـه هرکویی زِ احمد یک نشان اسـت

چـه گویم مـن زِ احمد؟ برترین اسـت

محمد بهترین خلق زمین اسـت

خدایا احمدت روح وروان اسـت

بـه ذکرنام او دلها جوان اسـت

بـه حسن خلق بـه نیکی نام دارد

حدیث احمدی پیغام دارد

بـه رفتار و بـه کردارش امین اسـت

فقیران را محمد همنشین اسـت

خدایا احمدت بس مهربان بود

بـه هرکس می‌رسید او خوش زبان بود

خدایا مـن چـه گویم لال هستم

اسیر زرق و برق مال هستم

محمد خاتم دین خدا بود

پلیدی ها ز او هر دم جدا بود

در او از راد مردی ها اثربود

فریب و مکر شیطان بی ثمر بود

بـه راه دین بسی اذيت میدید

پدر را فاطمه بیمار می‌دید

چرا آن کافران حرمت شکستند؟

بـه روی سبط احمد آب بستند؟

خدایا لعنتت بر مشرکین باد

بـه کافرهای بی دین در زمین باد

 

اشعار رحلت رسول اکرم + شعر و نوحه برای رحلت پیامبر اکرم «ص»

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

شعر کوتاه در مورد وفات حضرت محمد «ص»

 

روز رحلت پیامبر، بیست و هشت صفر اسـت

روزی کـه امت اسلامی بـه سوگ آن نشست

بیست و هشتم صفر سال دهم پس از هجرت

آفتاب عمر عالیترین انسان تاریخ غروب کرد

ماتمی گسترده شد در سر تا سر امت اسلامی

غم بـه دنیای عزیزان رسول حق فرو ریخت

فاطمه از مرگ بابا بر گریبان سر نهاد

عترت آل رسول همواره در غم مبتلا شد

عهد و پمان را شکستند و نفاق هم ظاهر بشد

در سقیفه جمع شده و فردی را بر قدرت نشاندند

در غدیر خم هـمـه بیعت نمودند بر عهد یزدان

بر قرار خود نایستادند و پیمان را شکستند

یورش بردند بر حریم آل احمد بس بی شرمانه

تا ستانند از علی بیعت کـه بر خلف وعده اسـت

پهلوی زهرای اطهر ماند بین در و دیوار

تا کـه سقط شد محسن زهرای اطهر پر زِ درد

بی مروت ها عجب بی رحمی هایي کـه نکردند

چـه خشونت ها کـه بر عترت مصطفی نمودند

از نفاقی کـه درست کردند و فتاد در میان امت

تفرقه تا این زمان ادامه دارد بین امت

مردم از یک سو برای رحلت پیغمبر خود

سوگ نشستند و گریستند غصّه خوردند بر این حالت

سالها بعد در همین روز سبط اکبر هم شهید اشقیا شد

آن زنی کـه مأمور بود از دربار معاویه شقی

هشتمین اختر تابناک امامت حضرت رضا

آخر این ماه شهید شد بـه دست مأمون ابتر

پس کـه زهرا بر سه کس گرید با حالت مضطر

باب نیکویش رضا و هم بر سبط اکبر نبی

دختر بدر دجا امشب سه جا دارد عزا

گاه می‌گوید پدر گاهی حسن گاهی رضا

امت اسلامی خوب دانند قدر رهبران

امشب از بهر این خوبان بپا دارند عزا

بار الها از تـو خواهم تا پذیری این عزا

تا کـه لطف هر سه شان شامل بگردد بنده را

 

اشعار دوبیتی تسلیت رحلت رسول اکرم «ص»

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

شعر نو در مورد رحلت پیامبر اکرم

 

بس كه از آه، دل شعله ورت می سوزد

با تماشای تـو قلب پدرت می سوزد

اي جگر گوشۀ مـن شعله مزن بر جگرم

جگرم سوخت ز بسكه جگرت می سوزد

زودتر از همـه پیش پدرت می‌آیی

زودتر از هــمه شمع سحرت می سوزد

بعد مـن هرچه بلا هست سرت می‌آید

بعد مـن وای كه پا تا بـه سرت می سوزد

زیر پرهای تـو آرام گرفتم بابا

حیف از شعله در بال و پرت می سوزد

گاه در كوچه اي از درد زمین می افتی

گاه از ضرب كسی چشم ترت می سوزد

گاه یك نقش بـه یک روی تـو جا می‌گیرد

گاه یک زخم بـه روی دگرت می سوزد

گاه در پشت در خانۀ خود می نالی

چشم وا می كنی و دورو برت می سوزد

یك طرف دست تـو در پای علی می شكند

یک طرف دختركت پشت سرت می سوزد

از صدای تـو در آن شعله علی می فهمد

كه اگر فضه نیاید پسرت می سوزد

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

اشعار رحلت حضرت محمد «ص»

 

تشبیه و وصف روی تـو کار خیال نیست

آئینه وجود خدا را مثال نیست

بر هرچه هست نام محمد نوشته اند

آری کـه اسم و رسم خدا را زوال نیست

این اعتقاد ماست کـه لقمه بجای خود

حتّي نفس کشیدن بی تـو حلال نیست

مـا را محبت نبوی رو سپید کرد

رویش سیاه هرکه غلام بلال نیست

از جمع مـا ابوذر و سلمان درست کن

این جمله کارها کـه برایت محال نیست

درخاک مـا اویس قرن رشد می‌کند

وقتی برای دیدن رویت مجال نیست

بال و پر شکسته تـو را درک میکند

بی روضۀ تـو راه بـه سوی کمال نیست

روز دوشنبه آمد و حال تـو زار شد

زهرا شکست پیش تـو و بیقرار شد

روز دوشنبه غصۀ مادر شروع شد

آری عزای داغ پیمبر شروع شد

روح الامین برای تسلی نزول کرد

تا گریه هاي سورۀ کوثر شروع شد

وقت وداع دختر خودرا نگاه کرد

حرف از شکست بال کبوتر شروع شد

ذکر حدیث صورت نیلی فاطمه

مرثیه هاي کوچه و یک در شروع شد

بر سینه اش حسین غریبش کـه تکیه زد

صحبت زِ شمر و سینه و خنجر شروع شد

این پنج تن برای کسی گریه می‌کنند

گویا کـه روضۀ علی اکبر شروع شد

این روضه قلب آل علی رابه خون کشید

دشمن چـه دیر نیزه زِ جسمش برون کشید

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

شعر و جمله های رحلت پیامبر اکرم

 

ملک وجود غرق در اندوه ودر عزاست

آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست

قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب

شهر مدینه رابه جگر، داغ مصطفاست

خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم

گر آسمان خراب شود بر سرت رواست

گشتند انبیا همه ی چون فاطمه یتیم

زیرا عزای قافله سالار انبیاست

خلقت چـه لایق اسـت کـه صاحب عزا شود

عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست

اهل ولا، بـه هوش، کـه با رحلت نبی

شهر مدینه یکسره آبستن بلاست

قومی برای غصب خلافت شدند جمع

یا لَلعجب وصی پیمبر، علی، کجاست

دار الولا محاصره، زهراست پشت در

دود و شراره بر فلک از بیت کبریاست

آتش زدن بـه خانه ریحانه رسول

پاداش رنج هاي شب و روز مصطفاست

آزردن بتول پس از رحلت رسول

باللّه سوگند شروع جنایات کربلاست

از لحظه اي کـه غصب خلافت شد از علی

تا حشر حق آل محمد بـه زیر پاست

هرروز راس شاه شهیدان بـه روی نی

هرشب صدای نالۀ زهرا بـه گوش ماست

میثم سوگند بـه میثم آزاده علی

آزادگی ولایت پادشاه اولیاست

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

شعر در مورد رحلت رسول اکرم «ص»

 

داغی اگر نبود کـه گریان نمی‌شدیم

لطفی اگر نبود مسلمان نمی‌شدیم

«یا ایها الرسول» بدون دعای تـو

از پیروان عترت و قرآن نمی‌شدیم

یا این کـه گوشه چشم اباالفضل تـو نبود

مـا از تبار حضرت سلمان نمی‌شدیم

بی حب خاندان تـو در خانه کرم

جایی نداشتیم و مهمان نمی‌شدیم

مـا امت تـو ایم و علی هم کنار توست

آئینه ات نبود نمایان نمی‌شدیم

مـا پای غربت نوه‌ هایت نشسته ایم

ورنه شبیه نم نم باران نمی شدیم

هم ناله‌ هاي امشب مولای امتیم

مـا سوگوار رحلت بابای امتیم

در جان مسلمین چو آذر گذاشتند

برجان شیعیان دو برابر گذاشتند

آه از نهاد اهل ولایت بلند شد

بر سینه تا کـه داغ پیمبر گذاشتند

آقای مـن بزرگ قبیله زِ داغ تـو

بر روی خاک عرصه محشر گذاشتند

هستی گریست تا نوه‌ هایت رسیده و

با گریه روی سینه تـو سر گذاشتند

تـو باغبان امتی و جای اجر تـو

یک شاخه یاس را وسط در گذاشتند

با رفتنت مصیبت زهرا شروع شد

داغ پسر بـه سینه مادر گذاشتند

در کوچه‌ ها غرور علی را کسی شکست

در کوچه بود فاطمه روی زمین نشست

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

اشعار وفات پیامبر

 

تا بحال مولودی در کعبه تولد یافته

او نباشد جزء علی فرزند کعبه نامندش

او بیاموخت بیشتر در مکتب آن نبی

چون کـه بود جانشین بعد مرگ مصطفی

آن شب کـه آمدند قوم عرب بهر شهادت رسول

او خوابید بر جای پیغمبر معجزه اي شد پدید

بعد هجرت در مدینه جنگی کرد با مشرکین

در محل بدر فاتح شد بر آن مشرکین

جز علی جرأت نداشتند جنگ چون با عبدود

جنگ خیبر را او پیروز بنمود بهر نبی

روز فتح مکه او نیز بر امر پیامبر خدا

رفت بر بام بخواند آن برائت خطبه را

گر چـه در غدیر خم امر شد از پروردگار

جانشین گردید علی و تبریک گفتندنش همه ی

بعد رحلت پیامبر عهدشکنی ساز شد

خانه نشین گشت و بخوردند حقش را مارقین

آن گروهی از صحابه کـه شکستند عهد را

چون اهانت ها روا داشتند بر مولا علی

طی بیست و اند سالی خلافت را گرفتند ناکسان

امت اسلام بـه تنگ آمد از بیدادگری

آمدند نزد علی از او نمودند خواهشی

تا پذیرد رهبری امت اسلام را

چون علی خواهان اجرای عدالت بوده اسـت

لشگر آرائی نمودند تا بـه دست آرند قدرت

گر چـه مولا کرد نصیحت خلق را در جنگ جمل

لیک آن ها گوش نکردند بر نصایح علی

بعد ازآن همچون معاویه جنگی را تدارک دید

مدت سه سال وقت گیری شد اندر صفین

نالک اشتر بیامد نزد آن مولای پاک

گر سه ساعت وقت دهی آرم معاویه رابه خدمت

آن خوارج مردمانی کـه حق را منکرند

لشگر آرائی نمودند بهر مولایم علی

حضرتش بنمود نصیحت چون ره گم کرده ها

لیک آن ها گوش ندادند بر حرف حق علی

ناگزیر حمله نمود بر این گروه بی خرد

از دم تیغش گذشتند عده اي منافق

از خوارج چند نفر باهم توافقی نمودند

تا کُشند علی، عمرعاص و هم معاویۀ لعین

ابن ملجم مرادی صبح روز نوزدهم

ضربتی زد بر علی فرقش شکافت از تیغ کین

او بـه فرزندش سفارش کرد نگهدار ضارب را

بعد مرگم تـو فقط یک ضربتی بر او بزن

حضرتش رحلت نمود اندر شب بیست و یکم

امت اسلام گشت ماتمزده از مرگ او

دنیاجویان حضرتش را بنمودند سرگرم وقایع

گر نبود این اتفاقات او امور بهتر نمود

اشعار تسلیت رحلت رسول اکرم (ص) + عکس نوشته های تسلیت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

متن و اشعار رحلت رسول اکرم «ص»

 

گرفته بوی شهادت شب وفاتش را

بیا مرور کن اي اشک خاطراتش را

مورخان بنوشتند با سرشک یتیم

هجوم درد بـه سرتاسر حیاتش را

سه سال شعب ابیطالب و شکنجه و بعد

چقدر مرگ خدیجه فسرد ذاتش را

چـه سنگ‌ها کـه بر آیینه‌ي وجودش خورد

چـه طعنه‌ ها کـه ابوجهل زد صفاتش را

برای تاراج جانش قریش خنجر بست

ولی خدای علی خواسته نجاتش را

دلش چو ماه شکست و دو نیم شد اما

ندید سبزی باران معجزاتش را

حرا شروع رسالت غدیرخم پایان

ادا نمود تمامی واجباتش را

و بعد غیر علی هرکه رفت در محراب

شنید نعره لا تقربو الصلاتش را

 

برچسب‌ها: