پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

انشا روز معلم «انشا با موضوع معلم و مقام معلم»

 

در اینبخش 10 انشا در مورد روز معلم و مقام معلم را جمع آوری کرده ایم. با توجه بـه این‌کـه نزدیک بـه روز ملی معلم هستیم انشا درمورد معلم و روز معلم یکی از موضوعاتی اسـت کـه می توانید بعنوان موضوع آزاد انتخاب کنید و اگر موضوع شـما مقام معلم اسـت، نگران نمره خود نباشید، مـا دراین پست بهترینها را برای شـما جمع آوری کرده ایم. با مجله پارس ناز همراه باشید.

 

انشا در مورد مقام معلم

هرکدام از انسان‌ها هر شغلی کـه داشته باشند، از مقام و منزلت خاصی برخوردار هستند. دراین میان شغلی هست کـه مقامش از همه ی مشاغل بالاتر اسـت چرا کـه شغل انبیا اسـت، بله! مقام معلم بسیار والا اسـت. معلم همان کسی هست کـه در روز اول مدرسه برای ماندن پیش آن گریه می کردیم ودر نهایت در روز آخر مدرسه برای جدایی ازآن نیز باز گریه میکنیم.

 

گریه روز اول برای ترسیدن و تنها ماندن پیش افراد ناشناس اسـت و گریه آخر برای جدایی از معلمی مهربان و دلسوز کـه بـه مـا علاقه بر آموزش و علم آموزش و ایثار و فداکاری و مهربانی و از خود گذشتگی داد. معلم کـه بـه مـا درس زندگی داد. زندگی‌اي کـه سراسر فراز و نشیب‌هایي دارد کـه تنها با یادگیری و آموزش و تجربه دیگران میتوان آنرا سپری کرد کـه معلم بهترین آموزش دهنده این موضوع اسـت.

 

معلم مادر دوم همه ی دانش آموزان اسـت. برای دانش‌آموزانی خود ناراحت می شود ودر کنار آن همراه آن ها خوشحال می شود. هم چنین کودکی با انها بازی می کند و هنگام مریضی آن ها برایشان مادری میکند و دلواپس و نگران آینده دانش آموزان یا معلم پرورش دهنده همان کودکی اسـت کـه در آینده نقشی مهم در جامعه ایفا میکند و بـه گونه‌اي آینده سازی مملکت خویش هست.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

معلم بـه دانش‌آموزان یاد می دهد کـه چگونه در زندگی فردی مفید باشند و با تلاش و کوشش باعث پیشرفت جامعه خود شوند. او دانش‌آموزان رابا دنیای بزرگ آشنا می کند و تاریخ گذشتگان رابه آن ها می‌آموزد تا ازآن درس عبرت بگیرند و آن ها رابا کوه‌ها و دریاها آشنا می‌سازد تا استقامت و عظمت را بیاموزند.

 

انسان‌ها در طول زندگی احتیاج بـه یک معلم و راهنما دارند تا شمع راهشان گردد و آن ها را از نادانی و جهل دور سازد. بهمین سبب معلم شغل انبیا بوده و شغلی مقدس اسـت و هرساله روز ۱۲ اردیبهشت رابه مناسبت روز معلم جشن میگیرند تا از معلم خود سپاسگزاری کنند. مـن نیز در احترام داشتن مقام معلم این روز رابه همه ی معلمان تبریک میگویم.

 


 

انشا ادبی در مورد روز معلم

درس معلم گر بود زمزمه محبتی

جمعه بـه مکتب آورد طفل گریزپای را

 

انشای امروز در مورد روز معلم و درباره موضوعی بسیار بااهمیت اسـت، چراکه روز معلم روزی برای قدردانی از یکی از انسان‌ هاي مهم زندگی مـا اسـت. معلم‌ها دقیقاً همان کسانی هستند کـه بادقت و مواظبت جوانه ذاتی انسان را می‌پرورانند و راه درست رابه او نشان میدهند و زمانی کـه وی را بـه درختی مقاوم تبدیل کردند، در مسیر اصلی خود رها میکنند تا بارور شود.

 

معلم‌ها سرشارند از حس عشق و محبت و صبر و استقامت. مانند مادری مهربان کودک را نوازش میکند، بـه او درس می دهد و وی را بزرگ میکند. معلم گاهی مانند پدری سخت گیر دانش‌آموز رابه جلو هل می دهد و گاهی وی را مورد سرزنش قرار میدهد و آنگاه کـه کودک بزرگ شد و پا گرفت و راه افتاد در گوشه‌اي می نشیند و اوج گرفتن وی را تماشا میکند.

 

معلم‌ها همان پیله‌اي هستند کـه بـه دور کرم ابریشم می‌پیچند و آنرا در قنداق خود ودر آغوش خود نگاه میداند، دقیقاً مانند سپری در مقابل سرما و گرما ودر مقابل سختی‌ها حفظ میکنند و آنگاه کرم کـه بال گرفت و بال‌هاي رنگارنگ خودرا گشود از پروانه جدا میشود و اوج گرفتن وی را نظاره میکند.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

معلم‌ها دل بسیار دریایی و بزرگی دارند، هر سال مجبورند تکه‌اي از وجود خودرا رها کنند و وی را بـه دیگری بسپارند، مگر اینطور نیست کـه معلم‌ها هر بار بـه هر دانش آموز قسمتی از وجود خودرا تقدیم می کنند، از خود بـه آن‌ها محبت و عشق، نوع دوستی، فداکاری و ایثار را ایثار میکند؟

 

ودر نهایت بعد از گذر سالها، زمانی کـه تمام وجود خودرا صرف کودکانش کرد و هربار بخشی از جوانی‌اش رابه آن ها بخشید و زمانی کـه آن‌ها را جوان و بزرگ ساخت و خودش پیر و چروکیده شد در حالی‌کـه همه ی کودکانش وی را ترک کرده اندو هر کدام بـه سمت زندگی خود رفته اند. آیا معلمی شغل انبیاء نیست؟ و این همه ی کـه گفتم گوشه‌اي از دلایل اهمیت روز معلم بودو هر دانش‌آموز باید روز معلم را ارج بنهد.

 


 

انشا تشکر و سپاس از معلم

دوست دارم امروز در انشایم بگویم کـه چقدر بـه دانستن نیازمندم و شـما تنها کسی هستید کـه می توانید دانایی رابه مـن هدیه دهید. كلاس بـه واسطه حضور شـما متبرک می شود… برترین طواف معلم سعی میان شاگرد و تخته سیاه اسـت و این طواف زیباترین لحظه‌هاي زندگیتان را می سازد. محراب شـما كلاس درس اسـت آنجا كه معبدیست راستین برای رسیدن بـه افق‌هاي دور خدایی شدن.

 

معلم اي کـه نفس‌هاي شـما زندگی‌ام را طراوت می‌بخشد و ساحل نگاهتان دلم را آرامش، حرفهایتان چون جواهر بر صندوقچه ذهنم بـه یادگار میماند و پرنده ذهنت ان نامه‌رسان عشق و محبت اسـت. اي کـه صفای روح هستید و صبوریتان بـه قامت سرو، دل تان بـه صافی آینه و دستانتان یاری‌گر راه‌هاي دشوار زندگی‌ام اسـت.

 

با چشمانم می بینم کـه چون شمع می‌سوزید و با گوش‌هایم میشنوم کـه صدایتان آرام آرام رسم دوستی را در گوشم زمزمه میکند، با قلبم حس میکنم کـه تپش ثانیه‌ها را آرام کرده اید، کـه با گچ و تخته روزهای درس را برایم خاطره‌اي جاودانه می کنید. اي کـه با خنده‌هایتان کوله باری از غم را از دوشم بر می‌دارید، اي پنجره رو بـه دریای مـن، مـن با دروس شـما با راز موفقیت آشنامی‌شوم.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

باوجود شـما آداب زندگانی انس می گیرم و بـه تماشای بهار می رسم. اي کـه مهرتان از خورشید تابان هم تابان‌تر اسـت، مـن با ضرب و حساب شـما قضیه تالس را درک می کنم و با مساحت و حجم شـما زمین را می‌شناسم. دفترچه خاطرات زندگی رابا شـما شناختم و می دانم کـه با یاد معلم عزیزم آنرا بـه اتمام می رسانم. اي کـه با تمام توانایی‌هایتان تارهای وجودم رابه صدا در آوردید و خواندن غزل با خدا بودن رابه مـن آموختید.

 

شـما در سخت ترین لحظات زندگی، سرود سرسبزی را در وجود سرو سرودید. اي ساحل در سکوت مانده پرهیاهو، اي معلم عزیزم! میدانم گوشه‌اي از سخنان گهربارتان رابا هدیه کوچک انشای تبریک روز معلم جبران نمی توانم بکنم اما از اعماق وجودم از ته قلبم میگویم: دوستتان دارم.

 


 

انشا باغچه کوچکت همیشه بهاری

کلماتی کـه بر تخته سیاه مینویسی، ابرهای بهاری‌ اند کـه باران رابه تشنگی گلبرگ‌ها مهمان میکنند. همه ی اتفاق‌هاي تـو بـه گل سرخ میرسند. پنجره‌هاي کلاست رابا پروانه‌ها فرش کرده اي و دیوارهای کلاست رابا بوسه شاپرک‌ها، کاغذدیواری. نیمکت‌هاي کلاس، مثل کلام تـو هیچ گاه بوی کهنگی نمیگیرند. کلاست باغچه اي از گل‌هاي همیشه بهار اسـت کـه عطر زندگی را از جانت می‌آکنند.

 

نفس‌هایت رسولان روشنی اند. کلمات تـو ساده‌ترین شکل ترجمه خورشید اسـت؛ وقتی بر روی مستطیل جامانده بر دل دیوار می نویسي و نور را نقاشی می کنی. گرد گچ‌هاي سفید کـه بر شانه‌هایت مینشیند، انگار با لبخندی مهربان، دماوند در مقابلمان ایستاده اسـت؛ با همان سربلندی همیشگی.

 

اگر کسی چروک‌هاي پیشانی ات را دنبال کند، بـه رنج باغبانی میرسد کـه سال‌هاست گل‌هایش را از بیم خزان، بـه بهارهای در راه سپرده اسـت، باغبانی کـه هر صبح، با لبخندی بی پایان، بهار رابه باغش دعوت می کند. همه ی جاده‌هایي کـه تـو نشان میدهی، بـه «خرد و روشنی» میرسند. صدای گام‌هایت، زمزمه محبتی اسـت کـه پیام آور دنیایی از مهربانی اسـت.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

صدایت، قاصدک‌هایي اند کـه خبر از آینده اي روشن، از روزهای نیامده برایمان می‌آورند. همیشه خستگی‌هایت را پشت لبخندهای مـا گم می کنی؛ لبخندهایی کـه بوی افتخار و غرور و سربلندی می دهند، لبخندهایی کـه بوی امید میدهند، لبخندهایی کـه بوی بالندگی میدهند.

 

مـا ماهیان قرمز کوچکی هستیم کـه غیر از آب ندیدیم و از هم می‌پرسیم آب را و تـو رودی هستی کـه بـه اقیانوس‌هاي دور، پیوندمان میدهی و آب را برایمان بخش میکنی. تـو ابری؛ جان تشنه کویری مـا را از باران دانش سیراب می کني. تـو چشمه اي هستی کـه زلالی را در زیر سایه درخت دانایی، بـه مـا تعارف میکنی.

 

تـو بـه مـا یاد میدهی تا مثل همه ی پرنده‌ها پرواز کنیم و یادمان می دهي کـه خویش رابه خداوند برسانیم؛ مثل تمام آه‌هایي کـه از دل‌هاي سوخته می آید. وقتی کـه مثل همیشه آرام آرام شروع می کنی بـه صحبت کردن، انگار قناری‌هاي مست، دارند بهار را آواز میکنند! دست‌هاي گرمت را می‌فشاریم کـه گرم‌ترین دست دوستی‌هاست.

 

آب حیات، همین کلماتی اند کـه تـو بـه مـا می‌آموزی، بی آنکه چشم طمعی داشته باشی؛ تنها لبخند مـا کافیست. کلماتی کـه تـو می‌آموزی، هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد. مـا درس چگونه زندگی کردن را از تـو آموخته ایم و تمام دار و ندارمان، کوله باریست از آموخته‌هاي تـو کـه سالها پیش از مسافر شدن، در دست‌هایمان نهادی تا سربلند بـه مقصد برسیم.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

همیشه دلگرممان کردی تا جاده‌هاي پرپیچ و خم زندگی رابا امیدواری طی کنیم. حالا کـه باغچه زیبایت بـه بار نشسته، بخند؛ بخند مثل همیشه، تا مـا همه ی خستگی راه را فراموش کنیم. بخند، زیبا بخند! بهار جاودانه گل‌هایي کـه تـو پرورش دادی مبارک باغبان؛ خسته نباشی!

 


 

انشا نفس پیامبرانه

اردیبهشت، با نفس‌هاي پیامبرانه ات جوانه میزند و تـو می آیی تا خورشید آگاهی را در قلب‌هاي حاصلخیز فرزندان سرزمینت بکاری. دستان سپیدت بر پیکر تخته سیاه، نور می‌پاشد و الفبای روشنی، در اذهان تاریکمان حک میشود. وارد کـه میشوی، چشم‌هاي شوقمان چون پنجره‌هایي آفتابی، بـه سویت گشوده میشوند. می آیي و عطر حضورت فضای کلاس را پر می کند.

 

اي رازدار دل‌هاي کوچک و معصوم و سنگ صبور غم‌هاي پروانه‌ها! تـو آمده اي تا روح حقیقت را پاسداری کنی و از چهره جاهل زمین، گرد و غبار این همه ی ندانستن را بزدایی. آمده‌اي تا نهال‌هاي سبز را باد هرزه گرد پاییز، بـه داس زردش نچیند. لب کـه بـه سخن می‌گشایی، صدها پرنده سپید بال در آسمان معرفت بـه پرواز می آیند و مـن لبریز این همه ی آبی، پریدن را تجربه می کنم.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

نگاهم کـه میکنی، تار و پود جانم لبخند میزند. دست‌هایت، ریشه‌هاي کنجکاوی ام را محکم میکند و صدای فرشته سانت، سایه غول‌هاي نادانی را از کوچه‌هاي جانم می‌تاراند. اي آسمانی زمینی رخسار! آن گونه کـه عاشقانه بـه رویشمان کمر بسته اي، دیر نیست کـه از هر گوشه این خاک، صنوبرانی سربلند، روشنی بخش رصد خانه‌هاي تاریک جهان گردند.

 

تـو را چـه نامم اي عصاره مهربانی و ایثار و عشق؟ از شیره جانت می‌نوشانی و رگ‌هاي کبودمان را از خون کاوش و تفکر می‌انباری، تا نفس‌هاي زندگی‌مان، با نبض آینه‌ها هماهنگ شود. دوستت داریم. می‌ستاییمت و خاطر خستگی ناپذیرت رابه واحه‌هاي خرم ایمان و عشق می‌سپاریم.

 


 

انشا عشق با تو آغاز شد

کلاس خاطره‌ها با یاد تـو جان گرفت. تـو در سپیدی برگ‌هاي دفتر دلمان جریان داری. تـو بودی و کوله باری از مهر؛ مـا بودیم و تشنگی در وادی محبّت تـو مـا بودیم و خانه‌هاي دلمان در آستانه چلچراغی از مهربانی‌ات. بر لبت باران نور بودو دل مـا کویر تاریکی؛ قطره قطره بر سطح ترک خورده زمین دلمان باریدی و علم در مـا جوانه زد.

 

نگاهت، مکتب عشق بودو مـا مکتب نشین چشم‌هایت بودیم. مـا دست در دست تـو نهادیم تا راه پرپیچ و خم زندگی رابا تـو گام برداریم. دل بـه دل مـا سپردی و گرمای وجودت را در سرمای تمام فرازها و نشیب‌ها همراهمان کردی تا در یخ بندان جهالت، در جا نزنیم. چراغ دانشی کـه در دست ماست، روشنایی از تـو دارد، معلّم!

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

اگر دستم رابه دستان تـو نسپارم، در جاده سنگلاخ جهل، بـه کدام دستاویز متوسل شوم؟ با تـو، هوای سرزمین دانش هرگز ابری نیست. آفتاب بی دریغ، معلم! عشق، معلم اسـت و معلم، عشق. خوشا آن کـه عاشق شود! بهترین معلم، همان اسـت کـه در کلاس نگاهش میان ذهن و دل دانش آموز، طواف می کند. پایت را همیشه جای پای معلم بگذار؛ او راه را اشتباه نمیرود.

 

کسیکه برای معلم خود بهترین شاگرد باشد، روزی برای شاگرد خود بهترین معلم خواهد بود. معلم بی مهر، جهاد خودرا تباه میکند. آموزگار خوب، حتی نگاهش را بین شاگردان خود بـه مساوات تقسیم میکند. همه ی جا میتواند کلاس درس باشد و همه ی آدمیان برای یک دیگر، معلم. آموزگاری کـه سینه اش لبریز از دانش و حقیقت اسـت، پیراهنش بوسیدنی اسـت.

 

آموزگار حقیقی، غم‌هایش را پشت در جا می گذارد و با لبخند وارد کلاس درس می شود. آموزگارم! اگر تـو نبودی، کابوس شب‌هایم بـه رنگ سؤالاتِ بی جواب بود. زنگ مدرسه، اذانِ شتافتن بـه آستان مقدس معلم اسـت. هر گیاه دانش کـه سر از خاک برمی آورد، ابتدا بـه تـو درود می کند. هر انسانی کـه بدنیا می آید، باری بر دوش معلمان زمین افزوده می شود.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

آنچه معلم روی تخته سیاه مینویسد، کمترین چیزی اسـت کـه از او می‌آموزیم. نهایت آموختن معلم، رفتار اوست. معلم خوب، ابتدا خوب زندگی کردن رابه شاگرد می‌آموزد و پس ازآن، خوب درس خواندن را. عاقبت، روزی تخته سیاه‌ها زبان می‌گشایند و خستگی قرن‌هاي معلم را شهادت میدهند. معلم، لقمه‌هاي دانش رابا دستان خویش، در سفره ذهن دانش آموزان میگذارد.

 


انشا در مورد روز معلم

اي معلم تـو را سپاس؛ اي آغاز بی پایان، اي وجود بی کران، تـو را سپاس. اي والا مقام، اي فراتر از کلام، تـو را سپاس. اي کـه هم چون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی. سپاست میگویم، تـو رابه اندازه تمام مهربانی‌هایت سپاس می گویم. اي نجات بخش، آدمیان از ظلمت جهل و نادانی، اي لبخندت امید زندگی و غضبت مانع گمراهی تـو را سپاس میگویم.

 

این تویی کـه با دستان پر عطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان وجود می‌پرورانی و شهد شیرین دانش رابه کام تشنگان می‌ریزی. پس تـو را اي معلم بـه وسعت نامت سپاس می گویم. همان نامی کـه چهار حرف بیشتر ندارد، اما کشیدن هر حرف و صدایش زمانی بـه وسعت تاریخ نیاز دارد.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

معلم یعنی دستانی گرم کـه بـه تـو می‌آموزد چگونه قلم بـه دست بگیری؛ معلم یعنی کوه صبر و استقامت برای آموختن و نوشتن کلمه اي مثل دوستت دارم… معلم یعنی نگاهی چون مسکٌنی برای آرامش روحی بـه دانش آموزان؛ معلم یعنی تلاشی مضاعف برای ثمر دادن نهال دانش.

 

معلم یعنی کسیکه غرورش را زیر پا گذاشت و پلکانی ساخت برای رسیدن مـا بـه جایگاهی والا و لحظاتی شیرین برای طلب دانش یعنی دانش آموزی؛ معلم یعنی… دیگر نه قلم قادر بـه نوشتن اسـت و نه واژه‌ها توانایی القای معنای وی را دارند و آخرین حرف‌هایم را بر صفحه حک می کنم و میگویم: مـن همه ی معلمین سرزمینم را دوست دارم.

 


 

انشا باغبان مهربان

آموزگارم، تـو باغبانی هستی کـه بذروجودم رابا مهربانی می‌پرورانی. با درسهای توست کـه دیو جهالت از مـن گریزد. اندرزهایت پاسبانی برای مواظبت از وجود هستند… وقتی مـن در بحر غفلت و نادانی غرقه بودم، تـو همانند یک ناجی دستم را گرفتی. مـن همچو قایق هستم و تـو بادبانی؛ مـن بر خوان ِ دانش تـو میهمانم؛ تـو اي معلم همکار خوب پیغمبران هستی و مـن دوستت دارم.

 

معلم عزیز! آن زمان کـه پای درست می‌نشستم و تـو الفبای عشق رابه مـن می‌آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود؛ تـو مرا سرشار از واژه‌هاي روشن می کردي. سال‌هاست کـه ازآن لحظه‌هاي شیرین می‌گذرد، ولی هنوز یاد و نامت در دلم زنده اسـت. آن زمان‌ها برایم از دانایی میگفتی و محبت رابه مـن می‌آموختی.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

مـن در سایه سار وجودت پیش می‌رفتم و قدم از قدم برمی داشتم، تـو بودی کـه دست مرا گرفتی تا در پرتگاه و لغزش گاه‌هاي زندگی نیفتم. مـن امروز بـه احترام نامت قیام میکنم ودر زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی رابا تـو مرور میکنم. می خواهم بـه آسمان بال بگشایم و نامت را بر صحیفه آبی اش حک کنم.

 


 

انشا در مقام معلمان سرزمینم

درکنار پنجره نشسته بودم و داشتم بـه درختان حیاط نگاه می‌کردم کـه ناگهان برگی از درخت افتاد و یادم آمد«!!!» کـه روز معلم اسـت و موضوع انشای این هفته هم روز معلم اسـت. دفتر خودرا باز کردم و انشایم را نوشتم: معلم مانند شمعی اسـت کـه می سوزد و برای مـا نور و گرما تولید می کند. معلم مـا را خیلی زیاد دوست دارد‌‌‌‌٬ چون بـه مـا درس می دهد و تلاش می کند کـه باسواد شویم تا درآینده بتوانیم کار خوبی پیدا کنیم.

 

معلم بـه مـا درس زندگی کردن می آموزد و بـه مـا یاد می دهد کـه باید با همه ی و با خانواده خود مهربان باشیم. او مـا را مثل فرزندان خودش دوست دارد و بـه مـا احترام می گذارد. معلمی شغل پیامبران اسـت. چون آن ها هم بـه مردم درس اخلاق و خوب زندگی کردن را یاد می دادند. آن ها میگفتند کـه خداوند انسانها را آفریده اسـت و برای این‌کـه انها خوب زندگی کنند٬ نیاز بـه معلمانی خوب دارند.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

پس مـا هم برای این‌کـه خوب باشیم نیاز بـه معلم داریم. بعضی از معلمان بـه دانش آموزان کتک می‌زنند. آن ها دشمن مـا نیستند و اگرهم بـه مـا کتک میزنند بخاطر این اسـت کـه درس بخوانیم و چیزهای خوب یاد بگیریم و تنبلی نکنیم. مـن معلمم را دوست دارم و دست وی را می بوسم. معلم نباید بین دانش آموزان فرق بگذارد و باید بـه همه ی آن ها بـه یک چشم نگاه کند.

 

روز ۱۲ اردیبهشت روزی اسـت کـه آقای مرتضی مطهری شهید شدند و نام این روز٬ روز معلم شده اسـت. مـا هر سال این روز را جشن میگیریم و بـه معلمان خودمان هدیه می‌دهیم. معلم عزیزم روزت مبارک. هم چنین جا دارد این روز عزیز رابه همه ی معلمین واساتید گرانقدر ایران تبریک و تهنیت بگویم و آرزوی توفیق توفیق روز افزون برای شان دارم.

 


 

انشا هنر معلمی

معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی اسـت معلمی در قرآن بعنوان جلوه اي از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی اسـت. در اولین آیات قرآن کـه بر قلب مبارک پیغمبر اکرم «ص» نازل شد، بـه این هنر خداوند اشاره شده اسـت:

 

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان مـن علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان مـا لم یعلم. «علق: ۱ـ ۵» بخوان بنام پروردگارت کـه جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کریمترین اسـت همان کـه آموخت با قلم، آموخت بـه انسان انچه راکه نمیدانست.

 

دراین آیات خداوند، خودرا «معلم» میخواند و جالب این‌کـه معلم بودن خودرا بعد از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده اسـت.مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرینش قرارداد. نوعی انسانی راکه هیچ نمیدانست، بـه وسیله قلم آموزش داد کـه این از اوج خلاقیت و هنر شگفت خداوند در امر آفرینش حکایت دارد: چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد.

انشا درباره روز معلم (10 انشا با موضوع معلم و مقام معلم)

از این رو، می توان گفت کـه هنر شگفت معلمی ازآن خداوند عالم اسـت.ـ شهید ثانی رحمت الله درباره هنر معلمی خداوند می فرماید: خداوند ازآن جهت بـه وصف «اکرمیت» و نامحدود بودن کرامتش، توصیف شد کـه علم و دانش رابه بشر ارزانی داشته اسـت.

 

اگر هر مزیت دیگری، جز علم و دانش معیار فضیلت بـه شمار می رفت، شایسته بود همان مزیت با وصف «اکرمیت» درضمن این آیات همراه و هم پا گردد و آن مزیت بعنوان معیار کرامت نامحدود خداوند بـه شمار آید. کرامت الهی دراین آیات با تعبیر الاکرام بیان شده اسـت. چنین تعبیری می فهماند کـه عالی ترین نوع کرامت پروردگار نسبت بـه انسان با والاترین مقام و جایگاه او، یعنی علم و دانش هم طراز اسـت.

 

برچسب‌ها: