"> همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما

پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما

مجموعه : اخبار سینما
همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما

همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما 

بازیگران پیشکسوت در سینمای ایران آن طور که باید مورد توجه جامعه سینما نیستند و برای بازی در نقش ها نیز دستمزد کمی به آن ها پیشنهاد می شود. کارگردانان و تهیه کنندگان کمتر به سراغ ما می آیند و به دنبال بازیگرانی با دستمزد کمتر هستند. فیلمنامه ضعیف است و حرف تازه ای برای گفتن ندارد.

 

دستیار کارگردانان و کسانی که انتخاب بازیگر می کنند، ما را فراموش کرده اند. مردم از ما می پرسند چرا بازی نمی کنید و ده ها جملاتی نظیر این ها را می توان از زبان اغلب بازیگران پیشکسوت شنید که نوجوانی و جوانی شان را برای هنر این مرز و بوم گذاشته اند و اصطلاحا در این کار مویی سفید کرده اند.

 

در بحبوحه جشنواره فیلم فجر و اینکه بازیگران بسیاری با یک یا چند فیلم در آن حضور دارند، هستند هنرمندانی که با دلی شکسته و گله مند از بی مهری اهالی این حرفه، خانه نشین شده اند و مدتهاست که در هیچ فیلم و یا سریالی بازی نکرده اند. این در حالی است که وقتی با آنها هم کلام می شوی، می گویند که چرا تهیه کننده ها ما را فراموش کرده اند؟ ما چه پاسخی به مردم بدهیم زمانی که از ما علت نبودنمان را می پرسند؟

 

چطور می شود که یک بازیگر در سال چند سریال و فیلم بازی می کند، اما وقتی نوبت به ما می رسد، هیچ نقشی برای ما نیست و یا هنگام بستن قرارداد با ما چانه می زنند و دستمزد بازیگر تازه کار را پیشنهاد می دهند؟!

 

عده ای هم به قدری نا امید شده اند که پس از گله مندی از شرایط موجود سینما و تلویزیون و فیلمنامه ها و نقش هایی که در خور سابقه هنری شان نیست می گویند، علاقه ای به چاپ شدن گفته هایشان ندارند. چرا که معتقدند حرف هایشان تکراری شده و هیچ تاثیری روی هیچ کسی ندارد. هیچ نهاد و سازمانی از آنها حمایت نمی کند.

 

اما همین که از دنیا می روند، به یکباره همه از خوبیها و هنر بازیگری شان لب به سخن می گشایند. نمونه بارز آن هم زنده یاد کاظم افرندنیا بود که مدتی با بیماری اش دست و پنجه نرم کرد و مدتها بود که جز تعداد انگشت شماری، کسی از وی سراغی نمی گرفت. حال آنکه این هنرمندان در زمان حیات خود نیاز به توجه دارند. نه اینکه پس از مرگ، شروع به شعاردادن کرده و در مراسمشان شو راه بی اندازیم تا بیشتر مورد توجه رسانه ها قرار بگیریم.

 

از این رو ما به سراغ تعدادی از این هنرمندان رفته و پای درد دل آنها نشسته و گفت و گویی پیرامون شرایط موجود داشته که در ادامه می خوانید:

 

اسماعیل شنگله:

من از هیچ کسی توقعی ندارم

اسماعیل شنگله یکی از پیشکسوتان عرصه هنر است که سال هاست در سینما، تئاتر و تلویزیون فعالیت کرده است و در آثار ارزشمندی نیز حضور داشته است. از جمله سریال هایی که او در انها حضور داشته، می توان به سال های برف و بنفشه، روشن تر از خاموشی، شیخ بهایی، لبه آتش و عطر گل یاس اشاره کرد. وی که این روزها بازپخش مجموعه «پایان نمایش» را به کارگردانی زنده یاد بهمن زرین پور روی آنتن دارد، درباره حال و هوای این روزهایش به بانی فیلم گفت: مدتی است که بیکارم و در هیچ فیلم و سریالی بازی نکرده ام. در تئاتر هم که دیگر سن من بالا رفته و نمی توانم در هیچ نمایشی بازی کنم.
همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما

وی ادامه داد: البته من چند سالی است که به خاطر بیماری ام خارج از تهران سکونت دارم. من چند سالی است در یک روستا در استان گیلان ساکن هستم. آن هم به دلیل این است که دیگر نمی توانم در تهران زندگی کنم.

 

وی درباره آخرین حضورش در سینما و تلویزیون عنوان کرد: درست به خاطر ندارم، اما فکر می کنم که آخرین حضورم در سینما به فیلم «عروسک فرنگی» سال ۸۴ برگردد و آخرین سریالی هم که بازی کردم، سال ۹۳ سریال «سال های ابری» به کارگردانی مهدی کرم پور بود. بعد از آن هم که دیگر در هیچ فیلم و سریالی بازی نکردم.

 

بازیگر فیلم «سگ کشی» در ادامه درباره پی گیری فعالیتش در استان گیلان بیان کرد: روستایی که من در آن زندگی می کنم، ۵۰ کیلومتر با شهر فاصله دارد. در ضمن فکر می کنم یا در اینجا هم کار نیست و یا من بی اطلاعم.

 

وی همچنین گفت: تا زمانی که حالم مساعد نشود، نه می توانم به تهران بازگردم و نه اینکه در کاری بازی کنم. با توجه به سن و سالی هم که دارم، فکر نمی کنم حالم بهتر شود و دوباره بتوانم بازی کنم.

 

وی در پایان نیز گفت: با تمام شرایطی که سینما و تلویزیون دارد و اغلب همکاران ما کم کار و یا بیکار شده اند و من هم مدتهاست در هیچ کاری بازی نمی کنم، با این حال از هیچ کسی گله ای و توقعی ندارم و امیدوارم همکارانم همیشه سلامت باشند.

 

پری امیرحمزه:

اعتبارم را با این فیلمنامه های ضعیف خراب نمی کنم

پری امیرحمزه بازیگر مجموعه های به یادماندنی چون: کاراگاه شمسی و مادام، آرایشگاه زیبا، مدرسه مادربزرگ ها و درپناه تو به گفته خودش بیش از یک دهه است که در هیچ اثری ایفای نقش نکرده است. او در این باره به بانی فیلم گفت: من حدود ۱۰- ۱۲ سال است که در هیچ کاری بازی نکرده ام. یعنی درست از دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد! چون دوست نداشتم در هر کاری بازی کنم. اصولا آدم این چنینی هستم که به هر بهایی نمی توانم در هر فیلم و سریالی بازی کنم.
همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما

وی در ادامه افزود: به هر حال وضعیت بخه گونه ای شده است که یا فیلمنامه ها مناسب نیست و یا مناسب من نیست و یا مناسب جامعه نیست. من کارمند وزارت فرهنگ و هنر بودم و همین جوری که وارد این حرفه نشده ام که بخواهم در هر کاری که به من پیشنهاد می شود، بازی کنم.

 

من و امثال من بک راندی پشت سرمان داریم که معتبر و پر اهمیت است و به همین دلیل بازیگرانی مثل من در هر کاری بازی نمی کنند. چون فکر می کنم که این کارها به بازیگری اطمه وارد می کند.باعث تاسف است که برخی کارگردان ها و بازیگران همین طوری وارد این حرفه می شوند و کار می کنند. آن هم بدون پشتوانه و استعداد و تجربه ای. البته همه که این طوری نیستند و کارگردان و بازیگران خوب هم در تلویزیون و سینما هست.

 

بازیگر سریال «رسم شیدایی» همچنین عنوان کرد: در این مدت به من ۳۰- ۴۰ پیشنهاد بازی در فیلم و سریال شده است که همه را رد کرده ام. چون من که عاشق پول نیستم، دا دریایی هم دارم و اعتبار و سابقه هنری ام را با این کارها خراب نمی کنم. به نظر من کار هنر را نمی توان زیر و رو کرد. به عنوان مثال اعتباری را که یک نقاش بدست آورده است

 

که به این راحتی نیست. هنرمندانی که در گذشته در زمینه های مختلف هنری فعالیت می کردند، سالی یکی دو کار بود، اما کارها و نقش های ماندگاری بودند. اما سال هاست که در سریال ها شلوغ کاری می شود. البته در سینما هم شرایط همین گونه است. همین چند نفر هنرمند قدیمی هم که کار می کنند، توانسته اند سینما و تلویزیون را نجات بدهند.

 

وی در پایان نیز گفت: با این شرایطی که به وجود آمده است، من ترجیح می دهم کار نکنم. چون بازی در این سریال ها و فیلم هایی که فیلمنامه های ضعیف دارد و آدم هایی که در آن هستند، اصلا برای بازیگران قدیمی و با سابقه خوشایند نیست.

 

مینا جعفرزاده:

دلم برای بازی در یک سریال خوب تنگ شده

مینا جعفرزاده بازیگر سریال هایی چون: هفت سنگ، شوق پرواز، نابرده رنج و شب هزارویکم جزو بازیگران پیشکسوتی است که به همراه همسرش زنده یاد بهمن زرین پور در سینما و تلویزیون فعالیت مستمر داشته است. اما او نیز به مانند برخی از همکارانش مدتی است کم کار شده و در هیچ سریال و فیلمی حضور ندارد.

 

وی در این باره به بانی فیلم گفت: من مدتهاست که کم کار شده ام، البته کار خاص و چندانی هم ساخته نمی شود. با این حال پیشنهادهایی هم که به من می شود، آنقدر دستمزدش کم است که انگار به یک بازیگر تازه کار پیشنهاد می دهند.
همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما

وی ادامه داد: نمی دانم دلیلش باند بازی است و یا اینکه آدم هایی وارد این حرفه شده اند که دستمزدشان پایین است و کارگردان و تهیه کننده ترجیح می دهد تا با آنها کار کند تا هنرمندان حرفه ای. فضا خیلی تغییر کرده است. من امسال پیشنهاد سینمایی نداشتم. اصولا کارها کم شده است ولی هیچ کسی جوابگو نیست. شاید یکی از دلایلی که برخی بازیگران به سمت شبکه های ماهواره ای می روند، همین باشد.

 

وی درباره حضور در تئاتر هم عنوان کرد: من دیگر توان ساعتها تمرین برای یک نمایش را ندارم، چون انرژی زیادی از بازیگر می گیرد.

 

بازیگر سریال «شوق پرواز» عنوان کرد: من از ۱۴- ۱۵ سالگی از رادیو با این جماعت آشنا شدم و تا به امروز عاشقانه کار کرده ام و برای همین است که دلم تنگ می شود و دوست دارم در یک کار خوب بازی کنم.

 

وی درباره حضور بازیگران جدید در تلویزیون گفت: امروز من یک سریالی دیدم که هیچ کدام از بازیگرانش را نمی شناختم. حتی تیتراژ را هم که دیدم، هیچ کدام از عوامل را نشناختم. در صورتی که فضای سینما و تلویزیون خیلی کوچک است و همه یکدیگر را می شناسند.

 

جعفرزاده درباره فعالیت های اخیرش در تلویزیون و سینما گفت: آخرین سریالی که بازی کردم، «چرخ فلک» بود که در ۳- ۴ اپیزود حضور داشتم و در سینما هم فیلم «پانسیون» بود که نامش به «این زن حقش را می خواهد» تغییر کرد که با میترا حجار بازی کردم.

 

او در پایان نیز درباره شرایط زندگی و کاری برخی هنرمندان بیان کرد: من کسانی را سراغ دارم که نمی دانم چطور اجاره خانه هایشان را پرداخت می کنند. البته من شرایطم فرق می کند و با مشکل مالی چندانی روبرو نیستم. گرچه خیلی دوست دارم باز هم در کارهای خوب بازی کنم. اما خیلی ها را سراغ دارم که نه حقوق بازنشستگی دارند

 

و نه اینکه کسی به آنها کاری پیشنهاد می کند. در کل کسی یا جایی نیست که از آنها حمایت کند. خوب است که تا این هنرمندان زنده هستند و نفس می کشند، به یادشان باشیم و از آنها حمایت کنیم.

 

سعید امیرسلیمانی:

دوست ندارم نقش تاریخی بازی کنم

سعید امیرسلیمانی بازیگری که به دلیل شباهتش در اغلب سریال های تاریخ معاصر نقش اسدالله علم را بازی کرده است و این اواخر هم در سریال «معمای شاه» حضور داشت، در گفت و گو با بانی فیلم درباره اینکه کمتر در کارهای تصویری حضور دارد، عنوان کرد: من چند سالی بود که ایران نبودم و شاید یکی از مهمترین دلیل کم کاری ام همین باشد. با این حال چندان هم پیشنهادهای خوبی نداشتم. دوستان هم که کلا ما قدیمی ها را فراموش کرده اند.
همراه با بازیگران پیشکسوت گزیده کار سینما

وی درباره فعالیت اخیرش گفت: در جشنواره فیلم «سوفی و دیوانه» را دارم و آخرین کارم هم سریال «معمای شاه» بود که سه سال پیش بازی کردم. البته دیگر پیر شده ام و حوصله جشنواره و این جور مراسم را ندارم. اما برای اجرای تئاتر به اغلب شهرستان ها رفته ام و کار کردم. به هر حال ما بچه های تئاتر هستیم و عشقمان بازی روی صحنه تئاتر است. حتی بچه های من هم روی صحنه تئاتر بزرگ شده اند.

 

وی درباره کم کار شدن اغلب بازیگران پیشکسوت عنوان کرد: به خیلی چیزها برمی گردد. چون همه چیز عوض شده و مثل گذشته نیست. حتی روابط هم در این حرفه تغییر کرده است. من ۸ سال است که ایران سکونت ندارم و ارتباطم با همه قطع شده است. البته من از هیچ کسی توقعی ندام.

 

اما دوست دارم باز هم با دوستانی که قبلا کار کرده ام، باز همکاری کنم. اما انگار آنها دیگر دوست ندارند. شاید هم نقشی برای ما نیست و باید میدان را به جوان ها داد.وی با اشاره به شباهتش به اسدلله علم و بازی در این نقش افزود: از بس که من به این شخصیت شباهت دارم، در همه کارهای تاریخی این نقش را به من می دهند.

 

در کار آقای ورزی هم باز این نقش به من داده شد و بازی کردم. اما دیگر دوست ندارم کار تاریخی بازی کنم. چون انرژی گذشته را ندارم. درضمن قرار نبود «معمای شاه» این قدرسیاسی باشد. من فکر می کردم چیزی شبیه به «حریم سلطان» می شود! البته من خود ورزی را دوست دارم و به خاطر او در این سریال بازی کردم.

 

وی در پایان نیز گفت: به قول قدیمی ها دوست دارم کارگردان و تهیه کننده ای که قبلا با آنها کار کرده ام، به من یک بفرما بزنند برای کارهایی که می سازند. اما خب حتما دیگر دوست ندارند با من و امثال من کار کنند. در صورتی که ما تئاتری ها هنوز هم عاشق این کار هستیم و دلمان برای کارهای تصویری و کار برای مردم تنگ می شود.