پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

حکایت خواندنی و پندآموز از مثنوی معنوی

حکایت خواندنی و پندآموز از مثنوی معنوی

حکایت خواندنی و پندآموز از مثنوی معنوی 

حکایت خواندنی و دیدنی از مثنوی معنوی مولانا که سرشار از پند هست و می‌تواند نکته هاي اخلاقی مثبت زیادی برای ما داشته باشد. یکی از شاهان پیشین, در نگه داری کشور سستی میکرد و بر سپاهیان سخت می‌گرفت و آنان را در تنگدستی رها میکرد تا این که دشمن قوی و ظغیانگری به آن کشور حمله کرد. شاه به دست و پا افتاد و سپاهیان خود را به پیشگیری از دشمن فرا خواند, ولی انها پشت کردند و از پیروی حکم شاه خارج شدند;

 

چو دارند گنج از سپاهی دریغ دریغ آیدش دست بردن به تیغ

 

یکی از آن سپاهیان که نافرمانی از شاه نموده بود, با من پیشینه رفاقت داشت. وی را سرزنش کرده و گفتم; «از فرومایگی و حق ناشناسی هست که انسان به دلیل رنجش اندک, هنگام پیشامد, از دستور نعمت بخش خارج گردد و دستمزد و محبت چند ساله شاه را نادیده بگیرد.»

 

او در پاسخ گفت; «اگر از روی کرم و بزرگواری عذرم را بپذیری شایسته هست, حقیقت این هست که; اسبم در این پیشامد جو نداشت, و زین نمدین آن را برای تأمین زندگی به گرو داده بودم. شاهی که سپاه خود را از اموال و نعمتها دریغ دارد و در این راه بخل ورزد, نمیتوان راه جوانمردی با او پیش گرفت.»

 

زر بده سپاهی را تا سر بنهد و گرش زر ندهی سر بنهد در عالم«64»

 

 

Loading...
همخوابی این مرد با 70 دختر پس از کنده شدن آلت تناسلی اش
همخوابی این مرد با 70 دختر پس از کنده شدن آلت تناسلی اش
مشاهده بیشتر