پارس ناز پورتال

ذکر یونسیّه برای رفع غم و اندوه مومنان

مجموعه : مذهبی
ذکر یونسیّه برای رفع غم و اندوه مومنان

ذکر یونسیّه برای رفع غم و اندوه مومنان 

وقتی برای مومنان غم و اندوهی در زندگی پیش آمد میتوان سراغ خواندن دعا برای برطرف شدن غم وارده نمود. مثل دعای یونسیه.قرآن می فرماید که اگر انسان غمگینی به ذکر یونسی سرگرم باشد، گذشته از این که از ما چیزی بخواهد ما غمش را برطرف می ‌کنیم و آن ها هم که اهل راه میباشند این ذکر یونسی را مجرَّب می‌ دانند.

 

خیلی از اوقات شده هست که با عزیزی مواجهه میشویم که غصه دار هست، مشکل دارد، گره به کارش افتاده هست و ما از این اتفاق برایش خیلی ناراحت می‌شویم و در صدد حل مشکلش بر می‌آییم … خیلی هم تلاش می کنیم اما گویی حل مشکل به دستان ما نیست و نیروی قوی تری را برای این امر میخواهد، چرا که گره و غم و اندوه شدید تر از آن هست

 

که امثال من بتوانند آن را باز کنند. در اي شرایط پیشنهاد هاي معنوی برای این عزیزان میتواند سنگ صبور مفید و قرص آرام بخش قوی باشددر ادامه به بیان یک راهکار و ذکری که می‌تواند دوای تعداد زیادی از دردها،غم ها و گرفتاری ها باشد میپردازیم

 

آیه 152 سوره بقره در بیان ذکر می فرماید: (فَاذْکُرُونِى أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِى وَلاَ تَکْفُرُونِ﴾. در حقیقت این آیه ارزشمند قرآن کریم در مقام بیان شاهدی از قرآن کریم هست که اگر کسی به یاد خدا بود، خدا هم به یاد او هست.

 

چگونه خداوند به یاد کسی می باشد؟
یاد خدا در دل بالاترین مصداق ذکر هست: نام خدا بر لب و یاد خدا در دل از مصادیق ذکرند، منتها شهود قلبی از کامل‌ترین مصادیق ذکر به شمار می رود؛ همان دیدن حضور خداوند یاد خداوند هست. پاداش آن یاد خدا این هست که سوء و فحشا از او زدوده شد. یاد خدا باعث می شود که خدا به یاد انسان خواهد بود.

 

خدا اگر به یاد انسان شد، معصیت به سراغ انسان نخواهد آمد، لذا خدای سبحان فرمود: ما سوء و فحشا و گناه را از او باز داشتیم و نگذاشتیم به سراغ او برود، معصیت که دشمن انسان هست به سراغ کسی که متذکر خدا و حق باشد نمی ‌رود.

 

یاد خدا انسان را از خطرات نجات می دهد

نجات از خطرات و بلایا از آثار یاد خدا می باشد. در سوره مبارکه صافات اثر دیگری که برای یاد خدا ذکر می کند این هست که انسان را از خطر می‌ رهاند، آیه 143 و 144 فرمود: ﴿فَلَو لاَ أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ ٭ لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴾؛ اگر صاحب حوت (این ذالنون (علیه السلام)) اگر یونس (علیه السلام) جزء مسبحین نبود، در بطن ماهی الی یوم القیامه می ‌ماند. این خطر را خدا از او دور داشت.

 

چون او اهل تسبیح بود از این خطر نجات پیدا کرد، وقتی هم که خدای سبحان ذکر یونس (علیه السلام) را نقل می کند، می‌بیینم در حدّ یک تسبیح هست، دیگر درخواستی در ذکر او نیست، عرض نکرد «خدایا مرا نجات بده!»، عرض کرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، این ذکر وی را از خطر نجات داد.

 

هر خطر و غم و اندوهی با این ذکر برطرف می شود
﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَي فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾، آنگاه فرمود: ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ﴾ ، برای این که تثبیت کند این مسئله کلی هست و اختصاصی به أنبیا ندارد، منتها مرحله بالایش برای أنبیا هست وگرنه مراحل وسطی و نازله‌اش نصیب دیگران هم میشود،

 

در ذیل آیه اصل کلی را ارائه داد و فرمود: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر انسان غمگینی به ذکر یونسی سرگرم باشد، گذشته از این که از ما چیزی بخواهد ما غمش را برطرف میکنیم. آن ها هم که اهل راه میباشند این ذکر یونسی را مجرَّب می دانند، می گویند: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، حالا یا 400 بار هست در روز یا کمتر،

 

اکثر، یا در حال سجده هست یا غیر سجده اگر در حال سجده باشد اثرش اکثر هست، هرچه اکثر بهتر ولی این اصل را قرآن کریم به ما ارائه داد و فرمود: این مخصوص یونس نیست، مخصوص دریا هم نیست، مخصوص کام ماهی هم نیست، هر خطری باشد، ما وی را از غم نجات می دهیم: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر مؤمنی با ذکر یونسی با خدا در ارتباط بود، از اندوه نجات پیدا میکند.

 

چنانچه در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند: تعجب میکنم از چهار کس که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمیبرند. از جمله این‌ها فرمودند : تعجب می‌کنم از کسی که دچار غم و اندوه شده هست اما به این سخن پناه نمی‌برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: “و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین ” یعنی ما

 

وی را ” حضرت یونس را به سبب این سخن ” از غم و اندوه نجات دادیم و آن گونه ما مؤمنان را نجات می بخشیم.(الخصال، مرحوم صدوق، ص 218)

 

در حقیقت در این ذکر هم انسان اقرار می ‌کند که الهی جز او نیست که بتواند چاره‌ ساز باشد – هم اذعان دارد که حق تعالی منزه (سبحان) هست و از او بد و شر صادر نمیگردد، پس گرفتاری ‌ها از کرده‌ي خود ما هست – هم امیدوار میشود که به رغم نادانی‌ها، جهالت‌ها و گناهان، اگر رو به خدا کرد و از او خواست، او کریمانه استجابت کرده و نجاتش می دهد. همین فهم و باور، خودش باز شدن چشم برزخی هست.