پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

مجموعه : مذهبی
زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

زیباترین اشعار محرم 

در اینبخش مجموعه اي از زیباترین اشعار محرم در مورد ماه محرم الحرام و امام حسین «ع» را مرور می‌کنیم. ماه محرم از راه رسید و هیئت هاي سوگواری امام حسین دوباره جان گرفتند، دراین دهه عزیز بـه مانند هر سال علاوه بر سوگواری برای سرور و سالار شهیدان میتوانیم درس هاي جدیدی از حرکت و قیام حسینی بیاموزیم، در ادامه این مطلب بهترین شعرها در مورد ماه محرم را مرور میکنیم، با مجله پارس ناز همراه باشید.

 

بهترین شعرها در مورد ماه محرم

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

اشعار برای روضه ماه محرم حسینی

 

ماه محرم رسید

دوباره ماتم رسید

نغمه‌ي کرببلا

بـه گوش عالم رسید

رخت عزا را بپوش

شال مصیبت بـه دوش

زمزمه‌ يي سر بده

بـه عشق و جوش و خروش

گریه کنان کائنات

جمله جهان در ممات

بریده شد دست

حق کنار نهر فرات

زمان پرواز شد

مکتب حق باز شد

کلاس آزادگی

دوباره آغاز شد

خانه‌ي دل را نما

منبر وعظ و عزا

برو بـه سمت حسین

پله بزن تا خدا

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

اشعار ورود به محرم

 

مـن آمدم کـه گریه کنم دست مـن بگیر

ترسم زمان رود شود این عرصه زود، دیر

قسمت نشد اگر کـه جوانمرگ تـو شوم

لطفی نما شوم دراین خانه پیر پیر

باشد مرا بـه نوکری خود مکن قبول

مـن داد میزنم کـه شمائی بـه مـن امیر

ماه محرم اسـت خودم کـه نیامدم

زهرا «س» مرا کشانده دوباره بـه این مسیر

چونکه شفای تـو اشک اسـت فاطمه «س»

بر گریه بر عزای تـو کرده مرا اجیر

آخر شنیده ام بـه غمت خنده کرده اند

بر خشکی لبان تـو در خشکی کویر

مثل زنی کـه مرده جوانش شبانه روز

مـن زار میزنم بـه تن رفته در حصیر

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

جدیدترین شعرها درمورد ماه محرم

 

اي اهل آسمان و زمین غم شروع شد

ماه عزای عالم و آدم شروع شد

حور و ملک، پری و بشر زار میزنند

هنگامۀ مصیبت اعظم شروع شد

باز این چـه نوحه‌ اي‌ ست کـه بر سینه می زنم

باز این چـه مرثیه‌ ست کـه اشکم شروع شد

روضه خروش زمزمه،‌واحد،‌زمینه،‌شور

جانم‌ حسین سینه زنی دم شروع شد

نوحوا‌ علی‌ الحسین امام زمان گریست

اشک و عزای فاطمه نم‌نم شروع شد

از عرش بوی پیرهن خونی حسین

آورده‌ جبرییل، محرم شروع شد

ده روزبعد خواهرش از حال می رود

ده روزبعد شمر بـه گودال می رود

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

شعر غمگین درمورد ماه محرم

 

از مکه تا این جا فقط دلشوره دارم

منزل بـه منزل کو بـه کو غم بوده یارم

از مکه تا این جا جسارت ها بـه مـا شد

اندوه و ترس و رنج سهم بچه ها شد

از مکه تا این جا هزاران بار مردم

خیلی برای حال طفلان غصّه خوردم

از مکه تا این جا..مـن و ستم امیه

از مکه تا این جا… مـن و اشک رقیه

پرتاب هاي سنگ و…دندان رقیه

عباس جان، جان تـو و جان رقیه

آی اي علی اکبر مراقب باش از او

اي شبه پیغمبر مراقب باش از او

دست عرب ها در خور مو هاي او نیست

این خارها اندازۀ پاهای او نیست

از مکه تا این جا چـه داغی کرده پیرم

مـن نیستم اشک از رخ زینب بگیرم

زینب بیا قدری در آغوشت بگیرم

خواهر دعا کن تا کـه قبل از تـو بمیرم

طاقت ندارم دستهایت بسته باشد

پاهای تـو بی تاب مجروح خسته باشد

طاقت ندارم سنگ شامی را ببینم

دور و برت چشم عوامی را ببینم

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

اشعار سوزناک محرم

 

فهمیدم از دور و برم، آمد محرم

لبریز شد چشم ترم، آمد محرم

در کنج هیئت ها علم را تکیه دادند

با إذن شاه با کرم آمد محرم

مثل لهوف و مقتل ابن مقرم

سر تا بپا شعله ورم، آمد محرم

کنج حسینیه حسن «ع» سینه زد و گفت

دیدی چـه آمد بر سرم، آمد محرم

فطرس خبر آورده کـه امشب نوشته

جبریل بر بال و پرم…آمد محرم

پیراهنم مشکی شده

چون هم زمان:

با تعویض پرچم در حرم آمد محرم

می‌خواست از مـن دور باشد شر شیطان

دلواپسم شد مادرم آمد محرم

جان می دهم در آیه هاي سورۀ کهف

آتش گرفته حنجرم، آمد محرم

رخت عزا پوشید زینب «س» گفت با اشک

خون گریه کن اي معجرم! آمد محرم

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

زیباترین شعر محرم

 

افتاده بـه دل تا ز محرم بنویسم

از ماه عزا بیرق و پرچم بنویسم

با نام حسین ابن علی اشک روان اسـت

با اشک بصر از غم و ماتم بنویسم

مـن هرچه کـه دارم زِ غلامی حسین اسـت

باید کـه مـن از شاه دو عالم بنویسم

مردم هـمه گویند،طبیب اسـت اباالفضل

جانی بده از رافع دردم بنویسم

مشکی تنم را نفروشم بـه دو عالم

مـن نوکرم و نام تـو هر دم بنویسم

آن بوسه خواهر سببش شد کـه مـن امروز

از بوسه گه حضرت خاتم بنویسم

گودال بلا جای حسین ابن علی نیست

برگو کـه چگونه ز غمت دم بنویسم

آندم کـه عدو نیت تاراج زِ حرم کرد

از هجمۀ نا محرم و محرم بنویسم

وقتی کـه غمت ماتم عظمای جهان اسـت

باید زِ غمت در همه ی عمرم بنویسم

بر قلب و دلم جان رقیه تـو نظر کن

تا از فرج طالب این دم بنویسم

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

شعر کوتاه برای محرم + اشعار ویژه محرم

 

درود ماه محرم درود ماه عزا

درود بیرق ماتم درود خون خدا

درود شال سیاه و درود نوحه و دم

درود شعر کتیبه نوای روح افزا

درود بر دو سه طفلی کـه در پیاده رو

حسینیه زده با چادران مادر ها

درود چایی روضه کـه سلسبیلی تـو

شده چکیده درآن اشک دیده‌ي زهرا «س»

درود گریه کن روز و شب برای حسین«ع»

درود صاحب روضه درود اي آقا

درود می‌کنم امّا کجا نشستی تـو؟

رسیده ام کـه بگویم مـن التماس دعا

درود دادن مـا با تـو فرق ها دارد

درود مـا بـه کجا و درود تـو بـه کجا

درود ناحیه ات مقتل مصور شد

برای مردن مـا کافی اسـت این نجوا

درود ریش پر از خون درود اي تشنه

درود آنکه سرش رفته روی نی بالا

درود پیکر تاراج شده تن بی سر

درود آنکه تـو را کرده دفن اهل قری

درود بر لب و دندان خیزران خورده

تن جدا شده از هم مقطع الاعضا

درود آنکه بـه ناموس تـو اهانت شد

بـه پیش چشم همـه شد سرت جدا زقفا

درود ویژۀ مـن اربعین کنار شـما

پس از پیاده روی ها درود کرب بلا

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

متن نوحه برای محرم

 

نمی‌دانم چرا در اضطرارم

برادر جان ببین مـن بی قرارم

دراین وادی دل زارم شکسته

غبار غم بـه روی مـن نشسته

زمینش میدهد بوی جدایی

بـه گوشم می‌رسد سوز صدایی

صدای نالۀ مادر میاید

صدای گریۀ اصغر میاید

زمین کربلا غم دارد انگار

هوای اشک و ماتم دارد انگار

برادر تاب دل کندن ندارم

غمی دارم کـه می خواهم ببارم

علی اصغر تـو شیرخوار اسـت

سه ساله دختر تـو بیقرار اسـت

ولی خوشحالم از این کـه قمر هست

برای خیمه ها میر و سپر هست

امان از وقت دلسوز جدایی

کـه گردی بین آن گودی فدایی

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

اشعار جدید محرم

 

از آنزمان کـه خیمه را برپا نمودی

در میان این صحرای غم مأوا نمودی

دوش مرا تکیه گه غمها نمودی

خون دوباره بر دل زهرا نمودی

غم ذره ذره قلب مـن را آب کرده

این سرزمین روح مرا بی تاب کرده

تـو گفته بودی میهمان کوفیانیم

تـو گفته بودی در امان کوفیانیم

آرام از دست و زبان کوفیانیم

محبوبِ هر پیرو جوان کوفیانیم

از چـه بـه استقبالمان لشکر رسیده؟

سد ره مـا نیزه با خنجر رسیده

دلشوره افتاده بـه جانم جان خواهر

کج کن مسیر رفتنت را سوی دیگر

برخیز برگردیم تا شهر پیمبر

بازی نکن با قلب زینب اي برادر

یک دل فقط دارم کـه آن بر تـو سپردم

اصلا نزن حرف از جدائی تا نمردم

عباس را فرمان بده جولان نماید

با غرشی این قوم را حیران نماید

شاید کـه دشمن خویش را پنهان نماید

سوی مدینه رجعتم راحت نماید

عباسِ مـن قرص قمر تـو آفتابی

میترسد این لشکر زعباسم حسابی

اُطراق کردی بین این صحرا چـه سازی

گر سد شود بر روی مـا دریا چـه سازی

با آفتاب و خشکی لب ها چـه سازی

خواهی کـه با اهل حرم آقا چـه سازی

با مـن نگو با چشم خود حرف از جدائی

با مـن نگو زینب میان کربلایی

در ذهن مـن زیباترین تمثال هستی

از چـه پریشان خاطر و احوال هستی

تـو محو معبودی کمی خوشحال هستی

آخر چرا خیره بـه آن گودال هستی

ایکاش راهت لحظه اي آنجا نیفتد

کارت بـه عصر روز عاشورا نیفتد

از این سراشیبی بـه دیدارت می‌آیم

دنبال چشم خسته وتارت می‌آیم

شاید کـه خوردم یار بـه کارت می‌آیم

وقتی دهد سر نیزه آزارت می‌آیم

اما دعا کن تا نباشم مـن بـه پیشت

وقتی کـه پنجه می زند قاتل بـه ریشت

زیباترین اشعار ماه محرم | بهترین شعرها درمورد ماه محرم و امام حسین (ع)

زیباترین اشعار محرم  | نوحه زیبا برای ماه محرم

 

قلم شدم بنویسم سوگند بـه باور زینب

سوگند بـه عشق، حسین اسـت نام دیگر زینب

حسین اوّل زینب حسین آخر زینب

دخیل چادر او آسمان و هفت فلک هم

فقیر درگه او تا همیشه نان و نمک هم

نه مـا کـه ملک و ملک هم بـه زیر شهپر زینب

ملیکۀ ملکوت و جلیله‌ي جبروت و

بهشت هر برهوت و تمام  غرق ثبوت و

و روشن اسـت عوالم ز نور انور زینب

اگر بـه خطبه نشیند علیست در کلماتش

اگر کـه جلوه کند فاطمه اسـت در جلواتش

کـه زنگ قافلۀ عشق هم مسخر زینب

خداست محو حجابش نبی‌ اسـت مات نقابش

حسن زمان نمازش گرفته اسـت بـه قابش

تمام خانۀ زهرا بـه گرد محور زینب

اگر کـه پرده تکاند زمین بـه خاک نشاند

و هرچه هست در عالم بـه دور خویش دواند

کـه می برند هـمه روزی از در زینب

حمایل اسـت برایش دو تیغ اَبروی عباس

نشسته نقش قدومش بـه روی زانوی عباس

بـه سینه اسـت دو دستش همیشه در بر زینب

صدای اکبرش آمد دم اذان کـه رسیدیم

قدم گذار بر این خاک عمه جان کـه رسیدیم

دلش گرفت از این جا دل مطهر زینب

برادران همـه هستند دراین زمان همه ی هستند

هزار شکر بـه گردش کـه محرمان همه ی هستند

دو صف شدند رود خیمه لشکر زینب

رسید و دید بلا را شنید همهمه‌ ها را

نشست و ریخت بـه معجر غبار کرببلا را

بـه گریه گفت مرو آه حسین از سر زینب

چقدر حول و هیاهو چقدر نیزه در آنسو

چقدر تیغ بلند و چقدر تیر سه پهلو

سوگند بـه این هـمه بانو سوگند بـه مادر زینب

بـه جای آب فقط سنگ و خار و سراب اسـت

صدای نالۀ مـن نه کـه التماس رباب اسـت

بیا بزن دو سه باره گره بـه معجر زینب

گذشت روز دهم شد دو طفل سوخته گُم شد

دوباره شانۀ خانم اسیر زخم صدم شد

میان خیمه و گودال دویده یکسره زینب

چقدر نیزه کشیده میان دشت دویده

چقدر خورده زمین و گمان کنم کـه بریده

و خیره مانده بـه جایی نگاه آخر زینب

دوید شیرزن آمد بـه جنگ تن بـه تن آمد

رسید موقع تاراج برای پیرهن آمد

ولی چـه دیر رسید و شکست پیکر زینب

میان آنهمه دشمن صدا زد اي سر بی تن

حرامی اسـت و حرامی حسین چشم تـو روشن

هزار دشمن و یک زن همـه برابر زینب

بـه ناله گفت نخندید بـه خاک و خون ننشانید

بـه داد گفت ندزدید بـه هر طرف نکشانید

زد آن قدر ز جگر داد سوخت حنجرِ زینب

 

برچسب‌ها: