پارس ناز پورتال

لایچین سیر

تبلیغات

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی 

دوجنسه ها در مظفر جنوبی برای خودشان یک پاتوق دیگر درست کرده اند که با واکنش پلیس هم همراه شده است. سابقاً دوجنسه ها در انقلاب و پارک دانشجو پاتوق داشتند. توضیحات پلیس تهران درباره ي ناهنجاری شدید اخلاقی از جمله استقرار دوجنسه ها در مظفر جنوبی را در ادامه مشاهده کنید.

 

دوجنسه ها در مظفر جنوبی

مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران بزرگ در خصوص مطلب منتشر شده در فضای مجازیکه گفته بود” پلیس هم جرات ورود به این خیابان راندارد” اعلام کرد:طی بازدیدهای مکرر انجام شده توسط پلیس محرز گردید؛ حد فاصل خیابان طالقانی تا انقلاب موارد ناهنجار شدید اخلاقی از جمله استقرار” دو جنسه ها” و … مشاهده نشده است.

 

بنا بر اعلام این مرکز؛ طی بازدید ها و کنترل ها از محل و کافی شاپهای موجود در آن محدوده،مشخص شد که عده اي از آن ها فاقد پروانه کسب بوده و برخی نیز خلاف مقررات،از خانمها بعنوان گارسون استفاده می نمایند که تذکرات لازم داده شد و نسبت به اِعمال قانون واحد هاي متخلف نیز اقدامات لازم صورت می گیرد.

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی

دوجنسه ها در مظفر جنوبی چه می کنند؟

شایان ذکر است :عده اي از دانشجویان که به واسطه استقرار دانشکده هاي هنردر آن جا تردد می نمایند از پوشش نامناسب ظاهری برخوردار بوده و شئونات اسلامی و اخلاقیرا رعایت نمی‌کنند که ارشاد و تذکرات لازم نیز دراین خصوص داده شد؛

 

هر چند که اتومبیل هاي امنیت اخلاقی همواره در محدوده، در حال گشت زنی هستندو با جرایم مشهود در سطح خیابان از نظارت بر اماکن و صنوف و تعرض عده اي از اراذل و اوباشبه حریم خصوصی مردم گرفته تا شبکه هاي فساد و توزیع مواد مخدر و … برخورد قانونی می کنند.

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی

خیابان مظفر جنوبی

گاهیدر طول روز، در کوچه، خیابان و مترو با افرادی مواجه میشویم از نظر ظاهر و نوع رفتار با سایرین تفاوت دارند. افرادی که همه ی با نگاه‌هاي متعجب، کنجکاو و گاهی بد به انها خیره میشوند و همه ی جور فکری از ذهن شان می‌گذرد حتی گاهی بخود اجازه میدهیم درباره این افراد قضاوت‌هاي نادرست کنیم. در حالیکه هیچ کدام نمی توانیم

 

تصور کنیم که لحظه‌اي جای انها باشیم و لحظه لحظه زندگی شان را تجربه‌ کنیم و این که این شرایط فعلی در اختیار انها نبوده و از بدو تولد در وجودشان بوده است. به پچ‌پچ مردم در کنارمان گوش میکنم که میگویند: «این پسره یا دختر!، کار خدا رو ببین، چرا اینطوری لباس پوشیده؟، خجالتم خوب چیزیه، حیا ندارن،

 

همه ی چیو به مسخره می‌گیرن، این جا زن و بچه مردم معاشرت می‌کنن، این اداهاچیه؟». در واقع همه ی این حرف‌ها از عدم آگاهی و شناخت نادرست نسبت به این افراد و بیماری آنهاست. باید قبول کنیم در جامعه ما تعداد این افراد کم نیستند و طبق آمارهای غیر رسمی هرساله تعدادشان بیشتر از قبل می شود.*داستان دوجنسه هااکثر ما از مشکل دو جنسه‌ها آگاهی کمی داریم و نخستین نیاز این است که بدانیم این گروه از افراد از چه چیزهایی رنج می برند.

 

ترنسکشوال، تراجنسی، فراجنسی نام این بیماری است که ترنسکشوال به زبان ساده، روحى سالم و آگاه است که در جسمى متضاد اسیر شده است. ترنسکشوال در هیچ یک از گروه‌هاى بیمارى نیست اما میتوانیم بگوییم که ترنسکشوالیسم یک بیمارى جسمى است و ترنسکشوال یک فرد عادى با اندام جنسى اشتباه است که باید با طى کردن مراحل پزشکى صحیح به اندام جنسى دلخواه خود برسد و مانند همه ی انسان‌ها به میل جنسى دلخواه خود رفتار ‌کند.

 

در واقع فراجنسی به کسانی گفته میشود که بدلیل نارضایتی از جنس خود، خواهان تغییر جنسیت‌شان هستند. اختلال در هویت جنسی تا اوایل قرن بیستم از نظرعلمی تعریف نشده بود اما با تحقیقات گسترده دراین زمینه مشخص شد که برخی بیماران گرایشی جنسی و عاطفی به جنس مخالف نداشته و با همجنس گرایان تفاوت‌هاي زیادی دارند. درسال ۱۹۹۶ میلادی، پزشکان هلندی با کالبدشکافی مغز ۶ بیمار T. S به این نتیجه رسیدند

 

دراین بیماران بخش قدامی غده هیپوتالاموس مغز که در برگیرنده خصوصیات جنسی انسان است، شبیه جنس مخالف است. به گفته پزشکان متخصص، روانپزشک و سکسولوژیست علل شکل‌گیری این بیماری در ۸۰ درصد موارد در اثر مسائل بیولوژیک یا ژنتیک است و به صورت مادرزادی رخ می دهد. علت این مشکل مادرزادی چیست؟

 

تا کنون مشخص نشده است اما ۲۰ درصد از مبتلایان به این نوع اختلال در اثر مسائل تربیتی، پرورشی، اشتباهات و خطاهایی که پدر و مادر ها در پرورش بچه دارند، نمایان می شود. یعنی والدین فرزند دختر را پسرانه و فرزند پسر را دخترانه تربیت می کنند اما در کل اساس و بنیان این اختلال، ژنتیکی و مادرزادی است.

 

*جمعیت دو جنسه ایرانطبق آماری رسمی که در چند سال اخیر منتشرشده است تعداد ۲۰ هزار تراجنسی در ایران وجوددارد اما آمار غیر رسمی به ۱۵۰ هزار نفر میرسد، بسیارند افرادی که به خاطر آبروی خانواده و مشکلاتی که برایشان به وجود می آید این مسئله را مخفی نگه می دارند و فقط زمانی که برای عمل تغییر جنسیت اقدام می کنند تعداد این بیماران مشخص میشود.*ورود امام خمینی«ره» به موضوع دوجنسه ها

 

خیلی از دوجنسه‌ها در ایران با همان شناسنامه اي که در زمان تولد گرفتند، زندگی می کنند. در کشور ما در مورد این بیماری و مشکلات این افراد کمتر صحبت می شود و تعداد زیادی از آن ها سال ها با مشکلات ریز و درشت خود درگیر هستند. نخستین فردی که در ایران اجازه عمل جراحی رابه دوجنسه‌ها داد امام خمینی«ره» بود که درسال ۱۳۶۳ با صدور فتوایی، عمل تغییر جنسیت را مجاز اعلام کرد و این فتوا باعثشد که مریم ملک آرا، نخستین ایرانی باشد

 

که تغییر جنسیت دهد. البته امام خمینی«ره» موضوع تغییر جنسیت و احکام آنرا نزدیک به پنجاه سال قبل ودر دوران مبارزه و تبعید، در پایان جلد دوم کتاب تحریرالوسیله و درضمن مسائل مستحدثه مطرح فرموده‌ بودند.*آمار پنهان عمل جراحی / دکتری قانونی دیگر آمار نمیدهد!برای این که بدانیم درسال چند عمل جراحی تغییر جنسیت بطور قانونی انجام می شود آمار دقیقی در دست نیست. دکتر قانونی دراین مورد آمار رسمی ارائه نداده است

 

و تنها می توان به آمار سال‌هاي ۸۵ تا۸۹ و ۹۲ استناد کرد، در واقع در مورد تعداد افراد تغییر جنسیت داده آمار موثقی در دست نیست. طبق اعلام دکتری قانونی کشور از سال ۸۵ تا ۸۹ تعداد ۱۳۶۶ جراحی تغییر جنسیت در ایران انجام شده است که ۵۶ درصد از مراجعین ترنس زن و ۴۴ درصد آن ها ترنس مرد بودند. طبق این تعداد اعلام شده، میتوان گفت سالانه ۲۷۰ نفر در کشور عمل تغییر جنسیت انجام می دهند.

 

اما درسال ۹۲ مسئولان دکتری قانونی آماری دادند که بر اساس آن سالانه ۶۰ نفر برای تغییر جنسیت اقدام می کنند و فقط ۴۰ نفر مورد عمل جراحی قرار می گیرند. البته با توجه به هزینه بالا و ریسک اینکار تعداد زیادی از دوجنسه‌ها در خارج کشور عمل می کنند و از حمایت هاي مالی نهادهای مختلف بین المللی بهر میبرند.*روند قانونی و دکتری تغییر جنسیتبیماران دو جنسی طی مراحلی قانونی و دکتری اجازه دارند تغییر جنسیت بدهند

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی

و ابتدا این مسئله باید توسط پزشکان تایید شود. در واقع تشخیص و خاطرجمعی از وجود تضاد بین جسم و روان به کمک حداقل دو روانپزشک انجام می شود، سپس به دادگاه مراجعه و برای تغییر جنسیت تقاضای می کنند. بعد از رجوع به دکتری قانونی برای تایید اختلال جنسی توسط پزشکان و روانپزشکان معتمد دکتری قانونی و باید به مراکزی که از طرف وزارت بهداشت برای انجام عمل‌هاي تغییر جنسیت می شوند، مراجعه کنند.

 

درواقع تا تایید دادگاه نباشد اجازه عمل به دوجنسه ها داده نمی شود و کسب مجور حداقل یک سال زمان میبرد.قانون چه می گوید؟در قوانین کشور به مسئله دو جنسه ها توجه شده است که بر اساس آن در قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ در فصل اول، ماده ۴ بند ۱۸ تاکید شده است که برای تقاضای تغییر جنسیت فرد باید

 

به دادگاه خانواده مراجعه کند. در ماده ۹۳۹ قانون مدنی ایران، اگر در شخص خنثی«هرمافرودیت» علائم جنسیتی بر علائم جنسیت دیگر غالب باشد، شخص تابع احکام جنسیتی است که علائم آن در او غالب است. همچنین در قراردادهایی که نوع جنسیت نقش اساسی دارد«مانند ازدواج» قرارداد از تاریخ تغییر جنسیت باطل می شود و بر حقوق مکتسب پیش ازآن اثری نخواهد داشت. در ماده ۳۳ بند ۸ آیین نامه سازمان نظام وظیفه عمومی کشورآمده است: تراجنسی هاي مرد پس از تغییر مدارک شناسایی خود می توانند

 

تقاضای معافیت دائم از خدمت سربازی را داشته باشند و کارت پایان خدمت برای انها صادر می شود. همچنین سند شناسایی«شناسنامه و گواهینامه رانندگی» با جنسیت جدید برای افراد صادر میشود. در مورد سندشناسایی«شناسنامه» هیئت عالی دیوان عمومی ایران در حکمی اعلام کرده است: «تقاضای تغییر نام صاحب سند سجلی

 

از حیثجنسیت«ذکور به اناثیا بالعکس» از مسایلی است که واجد آثار حقوقی است و رسیدگی به آن در صلاحیت محاکم دادگستری است.»*بهزیستی حمایت کاملی از دوجنسه ها ندارد!دوجنسه ها در ایران انجمنی دارند که مریم ملک آرا آنرا تاسیس کرد. اما تعداد زیادی از دوجنسه ها بدلیل عدم حمایت مالی و اجتماعی ترجیح می دهند شخصا کارهای خودرا دنبال کنند. سازمان بهزیستی کشور دوجنسه ها را تحت حمایت

 

خود قرار داده است و گفته می شود بین یک تا پنج میلیون به آن ها کمک مالی میکند اما نکته جالب بودجه سالانه این سازمان برای این افراد است که فقط سهم انها از بودجه سازمان ۲۰ میلیون تومان است که حتی هزینه عمل تغییر جنسیت یک نفر را هم تامین نمیکند! البته برخی مراکز خصوصی از بیماران متقاضی تغییر جنسیت حمایت مالی می کنند. گفته می شود کمیته امام خمینی«ره» به برخی افراد برای انجام عمل وام بدون بهره می دهد

 

که به گفته این افراد وام این نهاد ۵ میلیون تومان است. مسئولان دولتی دراین سال ها وعده‌هاي بسیاری به دو جنسه ها داده‌اند. حتی قرار بود از سال ۹۱ کل عمل‌هاي تغییر جنسیت تحت پوشش بیمه قرار گیرد. طبق گفته مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درسال ۹۱ هزینه جراحی افراد دارای اختلال هویت جنسی از سازمان‌هاي بیمه‌اي تامین میشود. مشکل اصلی دو جنسه ها هزینه جراحی هاي آنهاست

 

که قرار بود با ورود وزارت بهداشت به اینبخش عده اي از مشکلات جراحی این افراد برطرف شود که هنوز به قوت خود باقی است.*هزینه‌هاي عمل تغییر جنسیت ۶۰ میلیون تومانطبق اعلام مسئولان سازمان بهزیستی میانگین هزینه جراحی بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون تومان است که تبدیل زن به مرد به مراتب سخت‌تر از مرد به زن است

 

و هزینه جراحی ۸۷ ساعته تبدیل زن بین ۲۵ یا ۳۰ میلیون تومان پیش‌بینی شده است. البته این عمل‌هاي تغییر جنسیت در مراکز دولتی انجام می شود اما واقعیت این است که این عمل بسیار گرانتر است و طبق گفته پزشکان هزینه این قبیل عمل‌هاي بین ۴۰ تا ۶۰ میلیون است. عمل جراحی تغییر جنسیت در بیشتر کشورها انجام میشود اما مقصد اکثر دوجنسه ها کشور فیپیلین است چون بهترین کشور از نظر کیفیت عمل بوده

 

که برای دوجنسه ها قیمتی حدود ۴۰ میلیون در می آید. با این هزینه سرسام آور این افراد باید خود هرینه عمل را تقبل کنند و بدلیل همین مشکلات اکثر آن ها به عمل در خارج کشور و حمایت هاي مالی سازمان هاي بین المللی فکر می کنند. ‌*روایت عمه مهری پارک دانشجوی تهرانصحبت کردن

 

از این افراد کافی نیست و باید پای دردو دل و حرف انها نشست تا از مشکلات، دغدغه‌ها و امیدهایشان بگویند. پارک دانشجو واقع در چهار راه ولیعصر تهران یکی از مکان‌هایي است که این افراد از هر قشری دور هم جمع میشوند و باهم ابراز همدردی می کنند. روزهای پنج شنبه پارک دانشجو جای سوزن انداختن نیست چون وعده دو جنسه ها از تهران و حتی شهر های مختلف شب‌هاي جمعه است. وارد پارک که می شوی تا چشم کار می کند،

 

پر است از دوجنسه هاي مرد و زنی که روی صندلی‌ها، چمن، لبه‌هاي حوض و سیمان‌هاي کناری نشسته اند و باهم حرف می زنند. انتخاب مخاطب از میان آن ها کمی سخت است، نمیدانم کدام زن هستند و کدام مرد؟ دو سه بار پارک را میچرخم و تقریباً نگاه همه ی متوجه من شده است. به سمت یکی از نیمکت‌هاي شلوغ

 

و پرهیاهو میروم. بعد از حال و احوال درباره کارم حرف می‌زنم و بزرگ تر گروه قبول می کند در جایی خلوت تر چند نفری در مورد خود و مشکلاتشان حرف بزنند. خودش را عمه مهری پارک معرفی می کند و می گوید: هرکس هر مشکلی دارد سراغش می آید و خودش را مامان، آبجی و خاله بغل دوستانش میداند که مدت زیادی است باهم آشنا شدند و به نوعی زندگی دیگری دارند. بقیه کنجکاو می شوند که ما در مورد چه چیزی حرف می‌زنیم

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی

و هر چند دقیقه یک‌بار چند نفری از جلوی ما رد می شوند و با علامت چشم و دست مهران، بهار یا همان عمه مهری خیالشان آسان می شود که مشکلی نیست و حتی ما رابه بقیه معرفی میکند. مهران ۲۶ سال لیسانس تاریخ دارد و قصد دارد برای ارشد اقدام کند. البته بدلیل نوع نگاه مردم برای ادامه تحصیل به خارج کشور رفته است. مهران در مورد خودش اینطور میگوید: ۷ ساله بودم که فهمیدم با بقیه بچه ها

 

فرق دارم چون قبل ازآن همیشه لباس‌هاي دخترانه و جوراب‌هاي توردار می پوشیدم و آرایش غلیظ میکردم و وقتی به سن مدرسه رسیدم اصرار داشتم که مدرسه دخترانه بروم اما والدینم قبول نکردند و به مدرسه پسرانه رفتم. مشاور مدرسه بعد از دو ماه به من اعلام کرد که مشکل دارم و پس از دادن تست هورمون اعلام کردند که کاملا ترنس هستم. بعد از این که به دکتر مراجعه کردم، از آنجا مشکلات من در خانه،

 

مدرسن و جامعه شروع شد. مهران از مشکلاتش در دوران مدرسه و خانواده اش حرف می زند و ادامه می دهد: در طول تحصیل با همکلاسی‌ها و معلم‌هایم مشکل داشتم، خودرا یک دختر میدانستم و چون تک پسر فامیل پدری بودم خانواده ام کارها و رفتارهای من را نمی پذیرفتند. در حال حاضر خانواده کنار آمدند و من را تحمل میکنند، در ۱۷ سالگی بار دیگر آزمایش دادم اما بازهم همان جواب سابق بود. چند سال قبل خانواده اصرار داشتند

 

که ازدواج کنم و حتی تا مرحله نامزدی کشیده شد اما رفتارهای من کاملا مشخص بود که من یک مرد نیستم و واقعیت رابه آن دختر گفتم.شاید کسی باور نکند که من حتی عاشق شدم و به خاطر عشقم ۹ بار خودکشی ناموفق کردم. وقتی خبر ازدواج عشقم را شنیدم تا دو سالی افسرده بودم و سه ماه در بیمارستان روانی بستری شدم.عمه مهری پارک می گوید: دو سال اخیر هورمون مردانه استفاده می کنم

 

اما فقط در تن صدا ودر آمدن ریش و سیبلم تاثیر داشت ودر آخرین آزمایشی بازهم اعلام شد ۹۷ درصد هورمون زنانه دارم. به فکر تغییر جنسیت افتادم اما پشیمان شدم. بدلیل مشکلاتی مانند افسردگی بعد از عمل، عمل ناموفق و طرز نگاه مردم بعد از ۲۶ سال دیگر به اینکار فکر نمیکنم. تنها سازمانی که از ما حمایت می کند بهزیستی است که آن هم کلی دردسر دارد. مهران در مورد مشکلاتش ادامه می دهد: در تنهایی بهار هستم،

 

لباس زنانه می‌پوشم و آرایش میکنم اما وقتی وارد جامعه می شود باید نقش یک پسر را بازی کنم. هیچوقت نتوانستم درددل‌هایم رابا مادرم در بین بگذارم. ما دراین پارک برای خودمان خانواده تشکیل دادیم و مشکلات و ناراحتی‌هایمان را در این جا باهم تقسیم می کنیم. به خاطر این که مثل بقیه نیستم وهزار بار توبه کردم

 

و با خدا ساعتها درد ودل می کردم. هم من و هم بیشتر بچه هاي دو جنسه به خاطر حالات رفتاری نمی توانیم کار کنیم چون به ما سوء نظر و نگاه بدی دارند.تعداد زیادی از بچه هایي که مشکل مالی دارند و طرد شدند، تن فروشی می کنند برای این که زنده بمانند دست به اینکار می زنند.بهار از زندگی خصوصی اش حرف میزند ودر کمال تعجب میگوید: قرار است با یک پسر که دندان پزشک است نامزد کنم و هردو خانواده از این مسئله اطلاع دارند.

 

مادرشوهرم دکتر است و همیشه من را دخترم خطاب می کند، همسرم با من مشکلی ندارد و قرار است جشن رسمی داشته باشیم.*دوبلوری که ناشناخته مانده استیکی دیگر از بچه هاي پارک دانشجو سهیل یا مهرناز، آبجی بهار است که قرار است بزودی باهم جاری شوند. در ناباوری اعلام می کند که همسر او هم دندان پزشک است و دو برادر دوقلو این دو رابه همسری انتخاب کردند.

 

مهرناز از آرزوهایش، پوشیدن لباس عروس و انتخاب حلقه نامزدی حرف می زند و حتی مدل لباس و آرایش موردنظرش رابه من نشان می دهد. سهیل ۱۹ ساله دانشجوی معماری است و بعنوان گریمور سینما، دوبلور و مربی رقص فعالیت می کند. تک پسر یک کارخانه دار قصد دارد که عروس یک خانواده شود. مهرناز از شرایطش در خانه اینطور می گوید: خانواده پولداری دارم اما آگاهی چندانی از این بیماری ندارند. من از اول بچگی تا به امروز برای خانوده ام نقش بازی کردم

 

و تا به امروز متوجه دو جنسه بودن من نشدند. به خاطر این که بچه کوچک فامیل بودم همه ی فکر می‌کردند لوس هستم و این حالات رفتاری ام به این دلیل است. مهرناز ادامه می دهد: من زندگی عادی داشتم ودر ناز و نعمت بزرگ شدم، دوم راهنمایی متوجه شدم که دو جنسه هستم و مثل بقیه پسران نبودم.

 

در دوران دبیرستان با یک پسر آشنا شدم و با این فرد چهار سال زندگی می‌کردیم اما بعد از این مدت ازدواج کرد و یک سال و نیم دچار افسردگی شدم. سهیل میگوید: من وادار شدم بازیگر خوبی باشم. در خانه لباس و رفتار متفاوت و تن صدای کلفت دارم ودر بین دوستانم همه ی این رفتارها تغییر می کند و بهمین دلیل متوجه دو جنسه بودن من نشدند.

 

لقب من در پارک خانوم سگه است و دو سال هورمون مردانه می خوردم تا صدایم کمی بم بشود. مهرناز از ازدواجش حرف می زند و ادامه می دهد: من به خانواده ام اطلاع نمیدهم و کار خودم را دنبال می کنم، از این که صاحب خانواده می شوم خیلی خوشحالم و همسر آینده ام شرایط من و زندگی ام را درک می کند.فامیل من را نجس میدانند! شجاع یا عبادت مربی رقص و دختری از شیرخوارگاه آمنه است.

 

یکی از افرادی که در هر هفته به پارک می آید و با خوردن هورمون زنانه ۹۵ درصد زن شده و با مجوز دادگاه یک ماه دیگر عمل جراحی تغییر جنسیت انجام می دهد. او از نگاه مردم و اطرافیان و خانواده اش ناراحت است و می گوید : از ۵ سالگی فهمیدم مشکل دارم و برخورد مادرم خوب بود اما پدرم هیچوقت بیماری من را نپذیرفت و ۷ سال است که با من حرف نمی‌زند. خانواده و فامیل با ما رفت وآمد نمیکنند

 

و من را نجس می‌دانند. من ارایشگاه زنانه میروم و به خاطر قیافه ام کسی نمی‌داند من مرد هستم. عبادت از زندگی خوبش می گوید و ادامه می دهد: خداروشکر باوجود همه ی مشکلات از زندگی ام راضی هستم و مهم نظر خدا است. دراین سال ها تا دل‌تان بخواهد شکست عشقی خوردم اما برای پول با کسی رابطه نداشتم. در حال حاضر شرایطی پیش آمده که تغییر جنسیت بدهم و کسی باشم

 

که اگر در جامعه حضور پیدا کنم مردم با انگشت نشانم ندهند و خانواده ام خجالت نشوند. افراد بسیار دیگری هم بودند که شرایط مشابه این افراد را داشتند و بجای حس زنانه مرد بودند و بجای این که پسر خانواده باشند تبدیل به دختر شده و با مشکلات بسیار زیادی روبه‌رو شده اند. تعداد این افراد کم نیست اما همه ی انها از نگاه مردم و جامعه شکایت داشتند و به خاطر این مسئله مادرزادی عذاب می‌کشند.

 

آرام آرام از پارک خارج شدم در حالیکه نمی دانستم باید چه پاسخی به انها بدهم … شاید یک روز مسئولان به این قشر از جامعه نگاه کنند. شاید یک روز بهزیستی هم بفهمد این افراد نیاز فوری به درمان دارند!

 

تعداد افراد دو جنسه که امروزه با واژه‌ي بیناجنس شناخته میشوند بسیار زیاد ودر حدود ۱ نفر در هر ۲۰۰ نفر یعنی ۰.۵ ٪ از جمعیت جهان است. این تعداد بیش‌تر از جمعیت یهودیان جهان است و تقریباً برابر با تعداد موقرمزها و دوقلوها است.پیش از آنکه چیزهای مهم و جالبی درباره افراد دو جنسه بگوییم باید تعریفی از آنان ارایه دهیم.

 

بیناجنس یا دوجنسه بودن چیست؟

دوجنسه اصطلاحی است برای نشان دادن تعدادی از تغییرات در ویژگی‌هاي جسمانی فرد که با تعاریف دکتری دقیق از مرد یا زن مطابقت ندارد.دوجنسه بودن یک اختلال دکتری نیست بلکه به طیف تغییرات ویژگی‌هاي جنسی اشاره دارد که بطور طبیعی در بین گونه‌هاي انسان رخ میدهند.

پاتوق دوجنسه های تهرانی در مظفر جنوبی

این ویژگی‌ها ممکن است کروموزومی، هورمونی و / یا آناتومیک باشند و میتوانند در درجه‌هاي مختلفی وجود داشته باشند. تعداد زیادی از این ویژگی‌ها بلافاصله در هنگام تولد شناسایی می شوند و گاهی اوقات این تفاوت‌ها تنها در مراحل بعد زندگی، اغلب در دوران بلوغ، آشکار می شوند.

 

اکثر افراد دو جنسه سالم هستند و فقط یک درصد بسیار کوچکی از انها میتوانند دچار اختلالات دکتری باشند که اگر درمان نشوند ممکن است زندگی انها را تهدید کنند.تا این‌جای موضوع که بسیار ساده بود!خوب حالا باید ببینیم دو جنسه بودن چه فرقی با دگرجنسگونه «تراجنسیتی یا ترنس‌جندر» دارد؟ آیا ارتباطی با جنسیت یا میل جنسی شما دارد؟

 

جنسیت هویت فرد است برای مرد، زن، خارج از جنسیت بودن و تعداد زیادی از دیگر هویت‌هاي جنسیتی که باید نسبت به آن ها آگاهی پیدا کنیم.میل جنسی به این معنا است که شما جذب چه کسی میشوید.جنسیت به بیولوژی شما اشاره دارد، بدنی که شما با آن بدنیا می آیید، ودر همین حیطه اصطلاح دو جنسه جای می گیرد. بنابر این بیناجنس متمایز از هویت جنسی یا میل جنسی فرد است که به آناتومی یا بیولوژی مربوط میشود.

 

۱. دو جنسه بودن یک تغییر طبیعی است – جنسیت دوگانه «متشکل از دو چیز» نیست بلکه یک طیف است!
مانند جنسیت و میل جنسی، جنس نیز خود یک طیف است. سرتان گیج رفت؟ دو جنسه یک تغییر طبیعی است. دو جنسه بودن «غیر طبیعی نیست». «نقص» نیست!

 

همان‌ طور که در مورد هر چیز دیگری در جهان صادق است، تنوع زیباست و بخش بزرگی از زندگی محسوب میشود. هیچ مشکلی در مورد دو جنسه بودن وجود ندارد. و تازه خوبی‌ّهایي هم دارد.ما، بعنوان آدم‌هایي دو جنسه، نسبت به درک محدود جنس، جنسیت و میل جنسی آگاهی داریم. این تعاریف دقیق همه ی‌ي آدم‌ها را تحت تأثیر قرار می دهند و این به نفع همه ی است که آن ها را برای نشان دادن واقعیت گسترش بدهیم.

 

بعنوان طرفداران دو جنسه، ما به شدت تلاش می کنیم تا صدا و موجودیت خود رابه شیوه‌ي مثبتی برای آموزش و ارتقای برابری همه ی‌ي آدم‌هاي دو جنسه به گوش همگان برسانیم.این امر زمانی آغاز می شود که آدم‌ها درک کنند دو جنسه بودن مشکل نیست، بلکه واکنش جامعه نسبت به آن است که ایراد دارد.

 

۲. مانند هر آدم دیگری در جهان، افراد دو جنسه نیز متفاوت هستند.هر شخصی داستان خودش را دارد.من درسال ۱۹۹۱ متولد شدم با این پیش‌فرض که یک دختر معمولی هستم.وقتی ۱۶ ساله شدم، به من گفته شد که این پیش‌فرض نادرست است. من با سندروم فریزر متولد شدم، به این معنی که طبق معمول “کروموزوم‌ها و گنادهای مرد در جایی قراردارند که باید تخمدان باشد.

 

من بعنوان یک زن دوجنسه تعریف میشوم. من هم سالم و خوشحال هستم «به غیر از وسواس ناشناخته‌اي که نسبت به کره‌ي بادام زمینی دارم».

 

۳. بی‌اعتنایی حالت مناسبی نیست.من زمانی که در مورد بدن دو جنسه خودم به کسی توضیح می‌دادم دستپاچه می شدم.نه به خاطر اینکه شرمنده باشم، بلکه از این جهت که هیچ چیز در مورد دو جنسی بودن نمیدانستم، و کسی نبود که پاسخ سوالات من را بدهد.

 

در نهایت شرم و خجالتم بیش‌تر شد و از منابع مختلفی غالبا منابع دکتری، ناهنجاری دو جنسی بودن را درک کردم. احساس تنهایی و این احساس‌که بدنم نرمال و قابل قبول نیست، برایم بسیار دشوار و چالش‌برانگیز بود اما تمام این احساسات تغییر کرد زمانی که فعالیت‌ها و منابع ارائه شده توسط فعالان دو جنسه را شناختم.

 

تمام کاری که کردم این بود که یک ویدیو از بانویی فوق‌العاده در یوتیوب تماشا کردم و یک مقاله در Independent خواندم و متوجه شدم که من تنها نیستم، و هیچ چیز غیرعادی در مورد من وجود ندارد.و بعد کم‌کم به این فکر کردم شاید بتوانم با این افراد همکاری کنم و ذهن جامعه را نیز تغییر دهم.

 

اگر چه امروز هنوز هم وقتی که کلمه‌ي “دو جنسه” رابه زبان می‌آورم از دوستان و همکاران واکنش‌هاي شوک‌آور یا ناراحت‌کننده دریافت میکنم، اما با کمی آگاهی و صبر، آدم‌ها در بدترین حالت متوجه رفتار بدشان و ناراحتی که درمن ایجاد کرده‌اند می شوند ودر بهترین حالت تبدیل به رفقای ما میشوند.

 

۴. حقوق بشر دو جنسه ها هرروز مورد تهدید قرار می گیرد و نادیده گرفته می شود.چالش‌هاي زیادی برای افراد متولد شده با ویژگی‌هاي دو جنسه بودن وجوددارد.دولت‌ها طبق معمول فقط دو جنس «مونث و مذکر» را می‌پذیرند و وجود آدم‌هاي دوجنسه را نادیده می گیرند. ما با تبعیض و آسیب‌هاي روانی روبه‌رو هستیم و از برابری و حمایت از حقوق بشری که احتیاج داریم برخوردار نیستیم.

 

حقی که نسبت به بدن‌مان داریم از پایه و اساس ضعیف است.کودکان و نوزادان دوجنسه بطور مرتب تحت عمل جراحی و مداخلات دکتری قرار میگیرند تا بدن انها را مانند سایر آدم‌ها کنند.این جراحی‌ها که بدون رضایت کودک انجام میشوند، از لحاظ دکتری غیر ضروری هستند و بعد ها عواقب بدی را در زندگی آن ها ایجاد می کنند. این جراحی‌ها در سراسر جهان انجام می شود، حتی در انگلستان.

 

۵. پشتیبانی، حمایت و اطلاعاتی وجوددارد!در سراسر جهان، فعالان و مربیان دو جنسه به سختی تلاش می کنند تا وضعیت فعلی را تغییر دهند. انها قوانین را تغییر می دهند و سیاست‌هایي را توسعه میدهند، و مدام در حال فعالیت هستند – در سازمان ملل، پارلمان‌هاي ملی خود یا در مراکز محلی خود.

 

فعالان دوجنسه با چالش بزرگی مواجه هستند که روز به روز هم در حال افزایش است.یکی از این سازمان‌ها انجمن IntersexUK است. آن ها با فعالان سراسر جهان در سازمان ملل متحد، اتحادیه‌ي اروپا و سطح ملی برای آموزش، معرفی خط مشی و افزایش آگاهی در مورد آدم‌هاي دوجنسه و مسائل مربوط به حقوق بشر کار می کنند.

 

آن‌ها در شش سال گذشته، با کمیسیون حقوق بشر همکاری داشته‌اند، در تدوین قوانین حمایتی نقش داشته‌اند ودر دانشگاه‌هاي برجسته سخنرانی کرده‌اند.

 

۶. شما نمی توانید آن‌چه باشید که نمیبینید.آدم‌هاي دو جنسه به ندرت موضوع بحث‌هاي اصلی هستند و زمانی که موضوع بحث هستند، اغلب نتیجه چیزی جز بازنمودهای احساسی و پرآشوب نخواهد بود.هنگامیکه بشما گفته می شود که دوجنسه هستید، جامعه می تواند این تصور را داشته باشد که شما جایگاهی ندارید

 

و باید این موضوع را پنهان کنید. مردم متوجه نمی شوند که تفاوت‌هاي دوجنسه بودن گاهی اوقات میتواند موضوعی مضحک یا شاه‌بیت صحبت‌ها در بین دوستان یا رسانه‌ ها باشد.نزدیک به یک دهه طول کشید تا فهمیدم که بعنوان یک فرد دو جنسه متولد شده‌ام. در آن زمان من با افسردگی شدید، بی‌حوصلگی و اضطراب ناشی از ایده‌هایي زندگی میکردم که بعنوان یک فرد بیناجنس هیچ ارزشی ندارم.

 

علی‌رغم اصرار آن‌ها، اعتقاد داشتم که هرگز ارزش این راکه دوست و رفیق کسی باشم، نخواهم داشت.این بیناجنس بودن نبود که باعث شده بود من این احساس ترسناک را داشته باشم. بلکه این مفهوم اشتباه که جنسیت یک مبحث دوشاخه «باینری» است و هر چیزی که خارج از نرم «هنجار» باشد، «نادرست» است، مرا اذيت می‌داد.اما من از طریق صحبت با دیگر افراد دو جنسه متوجه شدم که دوجنسه بودن زیبا است و ما نباید آنرا پنهان کنیم.

 

۷. هیچ تصمیمی نباید برای یا درباره‌ي افراد دو جنسه اتخاذ شود مگر اینکه خود ما هم در آن نقش داشته باشیم.
تغییرات قانونی باید برای افراد دو جنسه رخ بدهد به این ترتیب که انها باید از هم‌پایگی کامل برخوردار باشند. این اتفاق نخواهد افتاد مگر آن‌که افراد بیناجنس هم حق اظهار نظر داشته باشند.

 

ما نمی توانیم انتظار تغییر قانون را داشته باشیم اگر موضوعات مرتبط با دو جنسه بودن بطور عمومی مورد بحث قرار نگیرند، اما این امر بستگی دارد به اینکه افراد دو جنسه نه تنها در قانون‌گذاری دارای کرسی باشند بلکه انها خودشان بحث را هدایت کنند.

 

اگر چنین چیزی محقق شود، در بین افراد دو جنسه محققان، کارشناسان سیاست، فعالان، و سازمان‌دهندگان زیادی وجود دارندکه بسیار واجد شرایط و سخت‌کوش هستند و می توانند تحسین سایرین را برانگیزند.این افراد درسال‌هاي اخیر کارهای بزرگی را انجام داده‌اند و تغییرات زیادی در مورد افراد دو جنسه ایجاد کرده‌اند و سبب شده‌اند که انها جایگاه مناسبی برای تصیمیم‌گیری کسب کنند.‌

 

۸. فهمیدن اینکه شما دو جنسه هستید دشوار است، ممکن است خودتان و تعداد زیادی از چیزهایی که فکر میکردید میدانید دچار چالش شود اما…برای بودن دراین دنیا، راه‌هاي زیادی وجوددارد. این واقعا عالی است.دو جنسه بودن من باعث شده که یکی از بزرگ‌ترین هدایا در زندگی به من داده شود: احساس کردن و شناختن این تفاوت و مبارزاتی بیرون از تجربه‌ي شخصی خودم.

 

بعنوان یک فرد دو جنسه یاد گرفته‌ام که گوش بدهم، همدردی کنم، ذهنم را باز نگه دارم، دلسوز و مهربان باشم و درک کنم که چه پیش‌پنداشت‌هایي دارم و سپس سعی کنم که انها را از بین ببرم.من بدنم رابه خاطر دیگران تاخت نمیزنم. من افتخار می کنم که دو جنسه هستم و امیدوارم که شما هم از دانستن اینکه ما هم وجود داریم، افتخار کنید.

 

برچسب‌ها:
زبان این زن حامله شده است! + عکس و عجیب ترین اخبار جهان
زبان این زن حامله شده است! + عکس و عجیب ترین اخبار جهان
مشاهده بیشتر