پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

مجموعه : اخبار سینما
گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش 

بهنوش طباطبایی اخیرا در دو تئاتر بسیار پر سر و صدا نقش آفرینی نموده هست، درمورد این نقش ها و زندگی هنری اش با وی گفت و گو اي انجام داده ایم. «آینه هاي روبرو» یکی از مهم ترین نقش آفرینی هاي بهنوش طباطبایی هست که اجرای آن پس از دو ماه، هفته پیش به اتمام رسید. با این بازیگر درمورد مسیری که طی شد

 

تا نزهت فیلمنامه بهرام بیضایی به او برسد، فرایند خلق شخصیت و سختیهای فرمت فیلم- نمایش گفت و گو کرده ایم. «زیر سقف دودی»، «سیانور» و علت گزیده کاری طباطبایی بخش دیگر گفت و گو هست.وقتی قرار گفت و گوی مان با بهنوش طباطبایی فیکس شد، تصمیم داشتیم درمورد موضوعات گوناگون با او حرف بزنیم.

 

با این حال گپ و گفت درمورد فیلم- نمایش آینه هاي رو به رو» آن قدر مفصل شد که مباحث دیگر را به فرصتی دیگر واگذار کردیم. از بانو طباطبایی پیش از این، بازی هاي درخشانی روی صحنه دیده بودیم اما فیلم- نمایش «آینه هاي رو به رو» جایگاهی ویژه دارد. او راوی چند وجه متناقض از شخصیت نزهت هست؛ زنی که زندگی باشکوهی داشته و به دلیل مسائل سیاسی پیش آمده برای خانواده اش از بحبوحه به حضیض می‌رسد.

 

کار طباطبایی برای نمایش بحبوحه و فرود کاراکتر وقتی سخت تر میشود که باید درونیات نزهت را در قالب نمایش- فیلم منتقل کند. در بخش فیلم، جوانی نزهت را میبینیم که دختری هست معصوم و در بخش نمایش شاهد روزگار تلخی هستیم که بر او قبل. اندازه نگه داشتن حس و تمهیدی

 

که بازیگر برای به بار نشاندن کامل و دقیق شخصیت به کار بسته، از مهم ترین نکاتی هست که تلاش طباطبایی را واجد تحسین میکند. مسیری که برای خلق شخصیت نزهت طی شد محور اصلی گفت و گو هست و در ادامه نقبی به «زیر سقف دودی» و «سیانور» زده ایم.

 

اولی سال جاری توزیع شد و دومی سال پیش و هر دو جزو نقش هاي ویژه طباطبایی میباشند. احتمالا می‌دانید فیلمنامه «آینه هاي روبرو» سال 1359 توسط بهرام بیضایی نوشته شد اما هیچوقت امکان ساخته شدن این فیلم فراهم نشد. این فیلمنامه دو بار توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده و بعد از 37 سال محمد رحمانیان آن را با فرمت فیلم- نمایش «آینه هاي رو به رو» در تالار همبستگی به روی صحنه برد.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

بحران با نزهت و تسلیمی

در این چند سال جدید شما با نقش هایي به روی صحنه هاي تئاتر رفته اید که نمی‌شود برایشان تا قبل از آن مشابهی را مثال زد. تئاتر «فصل شکار بادبادک ها» یکی از همان کارها هست. کاری خاص و جسورانه برای یک بازیگر، مونولگی در حدود 80 دقیقه تک نفره در سالن اصلی تئاتر شهر با آن شیوه سخت اجرایی و همچنین نمایش «سیندرلا».

 

این حرکت و مسیر رو به جلو با سرعت برای شما در تئاتر رخداد افتاد تا به امروز که محمد رحمانیان شاه نقشی از بهرام بیضایی را به شما می سپارد. نخستین مواجه تان با فیلمنامه «آینه هاي رو به رو» چگونه بود؟

 

مروری بر کارهایی از من داشتید که با جلال تهرانی انجام داده ام. اما پاسخ شما و این بازبینی را به دو بخش تقسیم می‌کنم. یک پیش از مشارکت با آقای رحمانیان و دوم پس از آن. پیش از مشارکت با ایشان تصمیم گرفتم نقش هایي را بازی کنم که نیاز به تمرکز، وقت و جسارت چندان داشت که در مشارکت با جلال تهرانی در نمایش «سیندرلا» و به ویژه «فصل شکار بادبادک ها» این فرمایش میسر شد.

 

بعد از آن شروع مشارکت ام با محمد رحمانیان بود. این مشارکت از آن جهت برایم خوشایند بود که نویسنده و کارگردانی که بی حدس از ستون هاي اصلی تئاتر امروز ایران هست، نقش هایي را به من می سپرد که برای خود من مینوشت. مثل نمایش «سینماهای من» و «آدامس خوانی» که برایم بسیار نقش هاي خوشگل و عزیزی میباشند.

 

اما در «آینه هاي رو به رو» که نخستین نقشی هست که به کارگردانی ایشان از نویسنده اي دیگر به من توصیه میشود، بسیار هیجان زده شدم و بی درنگ با اشتیاق در ذهنم «نزهت» را بازبینی کردم و همان لحظه ترس تمام وجودم را فراگرفت. بازی در نقشی که آرزوی هر بازیگری می‌تواند باشد. من به خوبی می‌دانستم که بهرام بیضایی تا چه حد دلبسته «آینه هاي رو به رو» هست و محمد رحمانیان تا چقدر متعهد به بهرام بیضایی هست.

 

قرار بود بهرام بیضایی نقش «نزهت حق نظر» را به سوسن تسلیمی بسپارد و اکنون شما جایگزین او برای این نقش شدید، چه احساسی دارید؟

 

با دقت به جزییات فراوان نقش نزهت که حتی تا همین روزهای پایانی اجرا جزییات تازه اي از آن برایم کشف می‌شود، طبیعی هست که هر بازیگری بازی در این نقش را برای خود یک شانس بزرگ و بحران زیبا بداند. با دقت به اینکه همۀ می‌دانیم این نقش برای سوسن تسلیمی و بازیگر کاملی چون او نوشته شده؛

 

کار از این نظر برایم سخت تر می شد که خود را در معرض سنجش با ایشان قرار می دادم و اینکه به نظرم هر بازیگری براساس تفاوت هاي فردی اش برای رسیدن به نقش و بر مبنای درونیات تجربه ها شخصیت و شرایط زمان خود به نقش جان میدهد و گرچه که باید به یاد داشته باشیم شیوه کارگردانان در هدایت بازیگرانشان متفاوت هست.

 

در مقدمه فیلمنامه «آینه هاي رو به رو» بهرام بیضایی حق انتشار، اقتباس و برگردان به فیلم و نمایش صحنه اي و رادیویی و… را تا همۀ وقت} منحصر به خود می‌داند. چگونه و بعد از این همۀ سال برای نخستین بار محمد رحمانیان توانست آن را به روی صحنه ببرد؟

 

بعد از اینکه آقای رحمانیان تصمیم گرفتند این فیلمنامه را به روی صحنه ببرند و این موضوع را با آقای بیضایی مطرح کردند، مدتی چشم براه ماندیم تا جوابی از ایشان رسید. استاد بیضایی در پاسخ گفته بودند «خیلی سخت بود برایم فیلمنامه اي راکه آن طور از جان برآمده بود، به کس دیگری واگذار کنم. اما به شما نه نمیگویم.»

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

مصاف تان با شخصیت نزهت حق نظر و نگرش تان به این کاراکتر چگونه بود؟

 

بازبینی بیست و دو سال زندگی زنی که پر از فراز و نشیب هست و سقوط خودخواسته اي که سمبل سقوط شمار زیادی از ارزش هاي فرهنگی و اجتماعی هست، در قالب نقش نزهت برای هر بازیگری یک نبرد حقیقی هست. آن هم زمانی که هم زمان و در آن واحد، هم روی پرده سینما و هم روی صحنه با عظمتی مثل تالار همبستگی باید احساسات تماشاگر را با خود همراه کنید

 

اما آن چه پشت گرمی من در این نبرد بود، به جز حضور و هدایت آقای محمد رحمانیان، پرداخت کامل به جزییات شخصیت نزهت حق نظر در متن بی مثل بهرام بیضایی بود.

 

مسئله اي به اسم فیلم- نمایش

مواجه تان بعنوان بازیگر اصلی این فیلمنامه با فرمت اجرایی که محمد رحمانیان برای این اثر گزینه کرده، یعنی قالب «فیلم- نمایش چگونه بود؟ نقشی که از دوران نوجوانی تا میانسالی بازی می‌کنید و در مدیوم سینما و تئاتر هست و به طور هم زمان تماشاگران را حدود دو ساعت همراه میکنید. این ظرافت اجرایی در نقش چه چالی برای تان داشت؟

 

فیلمنامه اي که قرار باشد به روی صحنه نمایش برود باید به نمایشنامه تغییر پیدا کند. مهم ترین علت انتخاب این فرم از اجرا از جانب محمد رحمانیان تعهد به متن آقای بیضایی بود که گرچه سختی کار بازیگران اصلی را دوچندان میکرد. چرا که باید به لحاظ حسی راکورد و مدیوم متفاوت همسنگ هم حفظ شوند.

 

برداشت آغاز این هست که بخش عکس به رغم ظرافت ها برای ترسیم و باورپذیری تغییر ماهیت کاراکتر، برای بازیگر راحت تر هست و کار سخت جایی هست که بازیگر باید روی صحنه شخصیت را طوری بازی کند که تداوم حس، ساری و جاری باشد.

 

اگر قرار باشد به لحاظ حسی نه تکنیکی، تفکیکی بین صحنه و پرده نمایش قائل شدم کارم را درست انجام نداده ام. من همان جزییات ظریف بازی جلوی دوربین را باید متناسب با تالار همبستگی و تماشاگر روی صحنه ادامه می‌دهند که ارتباط تماشاگر با پرده یا صحنه حتی لحظه اي گسسته نشود و دشواری کار دقیقا این جا بود.

 

نزهت را روی صحنه با گریم اغراق شده میبینیم، در حالیکه در بخش فیلم از این اغراق خبری نیست. حتی در مرحله زوال نهایی، این گریم و ماهیت اجرای صحنه اي در اغراق آمیز شدن حس بازیگر روی صحنه چقدر تاثیرگذار بود؟

 

این هم مثل همان جنس بازی متفاوت جلوی لنز دوربین و روی صحنه هست، چرا که جزییاتش راکه لنز دوربین با فاصله کم از شما میبیند اکنون باید تماشاگر تئاتر با فاصله چندان ببیند و این هنر و دقت طراح گریم بانو سودابه خسروی و مجری کاربلد ایشان بانو لیدا ایرانی بود که از نقاط قوت کار به شمار میرود.

 

در بخش نمایش، نزهتی را میبینیم که تمام زندگی اش را از دست داده، هویت، خانواده حتی اسمش را به دلیل ندارد. عاجز هست و صدمه دیده. از طرفی در بحبوحه شکستن هست و از طرفی دیگر هنوز قدرتی برای ادامه و تغییر در او میبینیم. حفظ این مرز باریک آن هم برای مدت طولانی حدود دو ماه هر شب روی صحنه سخت نبود؟

 

این بخش او همان نبرد هست که به آن اشاره کردم. سختی و دشواری شیرینی هست؛ تا همۀ وقت} میتوانم با این مزه شیرین کیف کنم.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

امضای رحمانیان پای متن بیضایی

در اتمام نمایش نزهتی را در صحنه میبینیم که کم کم و در طول نمایش ذره ذره به آن رسیده. تغییر لحن می‌دهد و طوری رفتار میکند که مخاطب شعف و امیدواری را درون خود حس میکند. این لحظه خاص و ناب چگونه ساخته شد؟

 

وظیفه من بعنوان بازیگر درک صحیح و بهتر درآوردن موقعیت خلق شده توسط نویسنده هست. بنابراین من فارغ از هر انچه در دنیا پیرامونم رخداد افتاده همۀ خرد و احساساتم را معطوف به حضور در همان لحظه نمایش میکنم و تمام من در آن لحظه حضور دارد.

 

فیلم تئاتر «آینه هاي رو به رو» به رغم برخورداری از علامت هاي پررنگ بهرام بیضایی امضای محمد رحمانیان را دارد. بعنوان بازیگر اصلی این اثر بگویید رحمانیان برای ایجاد این تفاوت ها چه کرده؟
به هر حال تفاوت ها ناشی از تجربیات و نگرش شخصی ایشان نسبت به تئاتر، سینما و اجتماع خود هست. این تفاوت ها از دنیا بینی هاي متفاوت می‌آید.

 

نزهت در راستای شخصیت هاي زنان آثار بیضایی هست. این کاراکتر را به کدامیک نزدیک می‌بینید؟

 

تا اندازه ای به گلرخ کمالی در «سگ کشی». با این تفاوت که گلرخ زخم میخورد اما به زانو در نمی‌آید ولی نزهت در مقابل ناعدالتی هایي که در حقش شده قربانی شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود میشود. او روح یک دوران را به عکس میکشد.

 

این تئاتر در قیاس با مشارکت هاي قبلی تان با رحمانیان چه جایگاهی دارد؟

 

تمام کارهایم با آقای رحمانیان جایگاه ویژه اي در کارنامه حرفه اي ام دارد اما اینکار به علت متن بهرام بیضایی متفاوت از سایر مشارکت هایم با ایشان هست.

 

اگر رحمانیان یکراست سراغ فرآوری فیلم سینمایی این اثر می رفت و «آینه هاي رو به رو» را به طور کامل جلوی دوربین می‌برد فکر می‌کنید شخصیت نزهت چه رنگ و لعابی میگرفت؟

 

مسلمان این فیلمنامه اگر تبدیل به نسخه سینمایی شود از جمله آثار ماندگار سینمای کشور ایران خواهدشد. پس در این صورت نزهت هم جزو کاراکترهای ماندگار سینما خواهدشد

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

فرار از کلیشه زیر سقف دودی

سال جاری فقط فیلم «زیر سقف دودی» ساخته پوران درخشنده را در توزیع داشتید. بعد از درخشش تان در فیلم «سیانور» پیش بینی می شد سال پرکاری در پیش داشته باشید این کم کاری ناشی از وسواس هست یا پیشنهادهای ضعیف؟

 

در سال قبل با دقت به شرایطی که داشتم و همچنین به علت جدایی از همسر سابقم تصمیم گرفتم زمان بیشتری را به خودم اختصاص بدهم. بنابراین فقط یک فیلم را پذیرفتم. اما سال جاری قصد دارم پیشنهادهای سینمایی را جدی تر بگیرم.

 

فیلمنامه «زیر سقف دودی» چه جذابیتی برای شما داشت که پذیرفتید در آن بازی کنید؟

 

جدای از فیلمنامه که به روابط انسانی در چارچوب خانواده می‌پردازد و معضل جدی آن را در ارتباط با خانواده مطرح می‌کند، من هم به علت رشته تحصیلی ام که روانشناسی هست بسیار علاقه مند به در میان گذاشتن و نشان دادن این معضلات هستم. از طرفی سینمای بانو درخشنده برایم حس نوستالژی دارد. از کودکی با فیلم «پرنده کوچک سعادت» سینمای ایشان را دنبال کردم. همچنین برایم کارکردن با بانوی فیلمساز دغدغه مند دلچسب بود.

 

پیش از این کاراکترهای عشق دوم را در سینما دیده بودیم که بازیگرانشان برای جان بخشیدن به آنها از الگوهای شبیه هم بهره گیری می‌کردند. شما با این بحران چگونه برخورد کردید که در دام کلیشه ها نیفتادید؟

 

نخستین موضوعی که با بانو درخشنده بر سر آن به توافق رسیدیم این بود که رعنا مثل همه ي زن هاي دوم سینما اغواگر و دارای سوءنیت نباشد و ما عشق و علاقه حقیقی وی را به بهرام ببینیم. علاقه به داشتن عشق و محبت در زندگی؛ علاقه به داشتن فرزند و داشتن محیطی گرم و تندرست برای زندگی. این علایق در وجود یک زن طبیعی هست ولی احتمالا وی را به انتخاب اشتباه بکشاند که حتماً هم انتخاب اشتباه تاوان دارد.

 

احساسات زنانه برای نقشی چریکی

روایت طباطبایی از مهم ترین نقش سینمایی اش که در «سیانور» رقم خورد.

 

در بین فیلمهای بهنوش طباطبایی «سیانور» جایگاهی ویژه تر دارد. بهروز شعیبی برای معادل سازی لیلا زمردیان، سراغ طباطبایی رفت. لیلا یکی از چریک ها و مهره هاي اصلی منافقین هست که در ماجرای انشعاب سازمان در مسیر دوراهی عشق و وظیفه گیر میکند. روایت او از این نقش و «سیانور» را بخوانید.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

چگونه به لیلا رسیدم

با حساسیتی که میگویید، کاملا موافقم. مخصوصا در مورد این کاراکتر که اطلاعات ضد و نقیضی در هنگام تحقیق و تحقیقات می‌دانی و بررسی مستندات به دست آوردم. بهروز شعیبی بعد از اینکه متوجه شناخت و علاقه بسیار چندان من به وقایع آن دوره شد، با اعتماد بیشتری بخش تحلیل نقش را به من سپرد.

 

همه ي وقت بررسی مبارزان آن دوره چه در ایران و چه هر جای دیگر برایم خوشگل بوده و هست. اینکه خطر می کرده اند، انتخاب هاي جسورانه اي داشتند و نخواستند روزمره باشند. آرمان و اعتقاداتی داشتند و بابتش حرکت کردند. اکنون درست یا نادرست بماند. بحث ارزشی ندارم، نفس ایستادگی شخصیت پای اینکار برایم مهم هست.

 

درمورد شخصیت لیلا زمردیان مستنداتی که من دیدم و می شنیدم برایم راهگشا نبود تا جاییکه دست نوشته هاي لیلا را خواندم. احساسات زنانه ام در کشف شخصیت او کمکم کرد و مسیر روشن شد؛ یقین نکردم که او عاشق مجید شریف واقفی بوده و اکنون چرا نباید در ایفای نقش آن را لحاظ میکردم.

 

لذت بازی را از خودم نمی‌گیرم

کار هنرمند به نظر من تاریخ نگاری صرف نیست. اینکار را مورخین میکنند. ما حتی اگر بخواهیم هم نمیتوانیم عین به عین شخصیت هاي تاریخی را بازی کنیم. من استنباطم از لیلا را بازی کردم. وقتی پازل هاي معماگونه این حادثه را کنار هم گذاشتم، با همراهی بهروز شعیبی به این ساختمان شخصیتی برای لیلا زمردیان رسیدم.

 

پیش تر ها راجع به ریزه کاری هاي رفتاری و گفتاری نقش خیلی وسواس داشتم، با چیدمان خاصی طراحی و اجرا میکردم ولی این شگرد صرف هم حالم را خوش نمیکرد.

 

فقط فکر و ذهن و احساسم را به نقش سوق می‌دهم و آن وقت هر رفتار یا میمیک یا فراز و فرود صدایی راکه ازم سر میزند با اعتماد اجرا می‌کنم و گرچه که طی این سال ها مختصات چهره و توانایی هاي عضلانی صورتم را شناخته ام؛ آن قدر بیراهه نمیرود؛ دست کم تلاش میکنم نرود. اگر هم رفت که بعداً حرفش را میخورم. ولی لذت بازی را از خودم نمیگیرم.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

لزومی به کاریکاتور ساختن نیست

من کاری به سازمان منافقین یا چریک هاي فدایی و هیچ تفکر خاصی ندارم… وقتی راجع به روند شکل گیری اینگونه سازمان ها در طول تاریخ نگاه کنیم، می‌بینیم لزومی به کاریکاتور ساختن نیست. انسان ها مثل خود ما بودند؛ کمی اکثر یا کمتر… قضاوت ما را به کاریکاتور نهایی سوق می‌دهد…

 

توصیه می‌کنم کتاب «شورشیان آرمانخواه» را بخوانید؛ متوجه می‌شوید همۀ این تحرک ها به خودشان باختند. سرنوشت محتوم شان این بوده که از نقطه اي باید رسما به فکر فراهم سازی مالی سازمان هاي شان باشند و این آنها را در ورطه مراودات اقتصادی می اندازد و این شروع فساد هست؛ به ویژه که پس از مدتی پای ابرسیاستمداران هم به طور نامحسوس در این شورش ها باز میشود.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

بهنوش طباطبایی،صحبت با بهنوش طباطبایی،تصاویر جدید بهنوش طباطبایی،بهنوش طباطبایی تئاتر

 

 

برچسب‌ها:
Loading...
عکس خفن پارتی | 65 پسر و دختر نیمه برهنه مشهدی در پارتی مختلط
عکس خفن پارتی | 65 پسر و دختر نیمه برهنه مشهدی در پارتی مختلط
مشاهده بیشتر