پارس ناز پورتال

حکایت جالب اوضاع ایرانی ها در جهنم

حکایت جالب اوضاع ایرانی ها در جهنم

حکایت جالب اوضاع ایرانی ها در جهنم 

عبید زاکانی ادیب و شاعر مشهور است که حکایت ها و داستان های نغز بسیار زیبایی را از خود به یادگار گذاشته است که یکی از آن ها را در زیر می خوانیم.  داستانی کوتاه و جالب درباره وضعیت ایرانی ها در ادام خواهید خواند که اخلاق و منش بسیاری از ما ایرانی ها را مشخص می کند.

 

خواب دیدم قیامت شده است.

 

هرقومی را داخل چاله ه‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان.

 

خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏ اند؟»

 

گفت: می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»

 

خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند…»

 

نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی پایش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!