پارس ناز پورتال

لایچین سیر

تبلیغات

شعر جالب و زیبای کودکانه (صابون)

شعر جالب و زیبای کودکانه (صابون)

 

 

کی بود کی بود؟

 

یه صابون کوچیک موچیک

گریه می کرد چیلیک چیلیک

 

 
غصه می خورد همیشه

می گفت چرا صابون بزرگ نمی شه

 

 
هر روز دارم آب می خورم تَر می شم

ولی کوچیک تر می شم

 

 
رفتم پیشش نشستم

براش یه خالی بستم

 

 
گفتم من هم اون قدیما غول بودم

مثل تو خنگول بودم

 

 
کوچیک شدم که با تو بازی کنم

سُرت بدم سُرسُره بازی کنم

 

 

 

 

Loading...
a
ازدواج و شب زفاف دختر جوان با پدرش (دختری که با پدرش ازدواج کرد و باردار شد)
ازدواج و شب زفاف دختر جوان با پدرش (دختری که با پدرش ازدواج کرد و باردار شد)
مشاهده بیشتر