جوک ها و طنز های خواندنی

مجموعه : مطالب طنز

جوک ها و طنز های خواندنی


آب ریزش بینی دارم ، رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت بگیرم . تو عوارض جانبیش نوشته:
سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب دو بینی، اختلال در تشخیص، نارسایی کبد،
نارسایی کلیه، نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی، مرگ ناگهانی! …
 
پشیمون شدم ، میکشم بالا امنیتش بیشتر 😐

.
.
.

 
فکر کنم خدا نیمه ی گم شده ی منو تقسیم کرده تو وجود همه …
 
لامصب هر دختری رو میبینم بهش یه حس عجیبی دارم 😐


امروز رفتم تن ماهی خریدم ۶۵٠٠
با این قیمت فکر کنم توش پری دریایی داره
گذاشتم هر وقت خونمون مکان شد بازش کنم !والااا

 
.
.
.
.

 
خدایی دقت کردین؟تنها چیزی که ایران و آژانس انرژی اتمی سرش به توافق میرسن تاریخ دوره بعدی مذاکراته :))))

 
.
.
.
.

 
 
خوشبختی یعنی دمٍ پنجره واستی همینجوری که پــسته میشکنی میخوری زُل بزنی به پــرایدت که ندزدنش:دی خخخخخ

 
.
.
.
.

 
 
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﻫـﺎ ﺩﺭ ﺻـــﻒ ﺑـﻮﺩﻥ ﻗـــﻀـــﯿـــﻪ ﺭﻭ ﺟــﻮﯾـــﺎ ﺷﺪﻡ .
.
.
.
.
.
.
ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻦ ﻣﺎﻫﯿﻪ ﺟﻨﻮﺑﻪ !
 
از بازار ارزونتر میده!!خیلی کیفیتش خوبه:دی
 
ﺗﻮ ﺭﻭﺣﻪ ﻫﺮچی ﻣﻨﺤﺮﻓﻪ

 
.
.
.
.

 
 
دقت کردیم الان پسته ها تو ظرف آجیل میخندن ولی باباها دارن زار میزنن؟؟؟
 

 
.
.
.
.


 
خسیسه تو اتوبوس کیسه استفراغشو سوراخ سوراخ میکینه ازشیشه اتوبوس میگره بیرون مسافرا اعتراض میکنن چرا نمیندازیش؟؟ میگه برنجاش رو میخام برای مرغامون !!!خخخخخخخ

 
.
.
.
.

 
 
پسته كیلو 60 تومن
تو فكرم ببــینن میتونم یه کاری کنم امسال عید دیدنی به صورت آنلاین برگزار بشه؟؟

 
.
.
.
.

 
 
نمازخونه همیشه سردترین نقطه مدرسه و دانشگاهه.اینا همش کار صحیونیسته نمیخوان ما یه 5 دقیقه خواب راحت داشته باشیم 😐
 

 
.
.
.
.

 
نخود و لوبـیا كیلویی۸۰۰۰ تومان
 
دیگه لذت گ-*و**ز*یدن هم از اقشار ضعیف جامعه گرفتن 😐
 

 
.
.
.
.

 
 
ایــن نـصـیـحــتِ « ســیـگار نــــــــــکـش، پـسـته بـــــــخور !!! »
 
مثل این می‌مونه که به یکی که داره کنار خیابون گدایی می‌کنه، بگی: «گدایی نکن، پاشو یه سفر برو پاریس، روحیه‌ات عوض بشه»
 
 
سیگار 200 تومن
 
پسته کیلو 50000 تومن 😐 😐

 
.
.
.
.

 
 
 
 
شما رو نمیدونم ولی مامان بابایه من هر موقع میان تو اتاقم فقط یه چیز میبینن اونم اینه كه من با جدیت تمام دارم تو دسكتاپ رفرش میدم:))))
 

 
.
.
.
.

 
 
دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم ۲۳ سال بزرگتره
 
مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟
 
دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده
 
مادر : مگه زنم داره ؟
 
دختر : آره سه تا هم بچه داره
 
مادر : وای خدای من ، آخ قلبم !
 
دختر : ولی خیلی پولداره ، چند تا برج ساخته که یکی از اونا برج میلاده !
 
مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟

 
.
.
.
.

 
 
پسرخالم 3 سالشه رو فرش خونمون خرابکاری کرده بود
 
مامانشم داشت تو جمع  دعواش میکرد.
 
اونم با همون لحن بچه گونش گفت خوب چیکار کنم….سوراخه میریزه دیگه!




Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ