پیامک جدید رمانتیک شهریور ماهی (191)

پیامک جدید رمانتیک شهریور ماهی (191)


هـر روز صفحه نیازمندی هــا را زیر و رو میکنــم ، میدانــم بالاخره

یک روز…

به مــن لعنتی نیاز پــیدا میکنـــی!!!

.

.

چرا می گویند « ها » نشانه جمع است ؟!؟

وقتی با « تن» جمع ببندی…

“تنها” خودت می مانی و خودت!!!

.

.

حرام باد دوست داشتن کسی که ، عاشقی سرگرمی اوست!

.

.

جغرافیای کوچک من…

همین چشم های مشکی توست….

که هیچ چیز جایش را نمی گیرد!

.

.

چشمان مرا به چشمهایش گره زد / بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد

او رفت ولی نه طبق قانون وداع / یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد !

.

.

گفت تا ابد تنهایت نمیگذارم…

ابدش چه زود عفو خورد!!!

.

.

نمیدانم به مسافر دل بستم

یا

مسافر شد آنکه به او دل بستم !!!

.

.

میترسم اگر یک شب هم راضی شدی به خوابم بیایی

من به یادت بیدار نشسته باشم!

.

.

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ . . .

.

.

یک جام با تو خوردن ، یک عمر می پرستی

یک روز با تو بودن ، یک روزگار مستی . . .

.

.

هر کسی برای خودش خیابانی دارد، کوچه ای، کافی شاپی و شاید عطری

که بعد از سال ها خاطراتش گلویش را چنگ می زند . . .

.

.

این فاصله ها که بین ما بسیارند از بودن ما کنار هم بیزارند

یک روز برای دیدنت میایم اما اگر این فاصله ها بگذارند . . .

.

.

همین که تو میدانــی ” دوستت دارم “

کافیست …

بگذار خفه کند خودش را

دنیا !!!

.

.

بعضی جمله ها هستن به مرور تبدیل به دروغ می‌شن

مثله : « پنیر تازه رسید» رو شیشه‌ی بقالی…

یا مثله «دوست دارم»!!!

.

.

تو ای زیبا ترین نیلوفر من ، بخوان غم را تو از چشمان خیسم

بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من . . .

.

.

دیوان شعرم را برای تو سرودم // گردد فدای چشم ناز تو وجودم

این بوده رویا و خیال و آرزویم //  ای کاش من هم دلبر قلب تو بودم…




Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ
تبلیغات