پارس ناز پورتال

پیامک رمانتیک عاشق و معشوق (195)

پیامک رمانتیک عاشق و معشوق (195)


قربان وجودت که وجودم ز وجودت شده موجود !

.

.

.

کاش میشد دارو باشی ، نه زخم کاری نه نمک

واسه خودت آدمی باشی نه آدمک . . .

.

.

.

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد و سه تا کوچه و پس کوچه و یک عمر بیابان دارد . . .

.

.

.

خوشا روزی که با هم مینشستیم / قلم در دست و کاغذ مینوشتیم

قلم بشکست و کاغذ در هوا شد / مگر خط جدایی مینوشتیم . . .

.

.

.

چه رنجی است زیبایی ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه زندگی آزار دهنده ای است تنها بودن . . .

ادامه اس ام اس های این بخش در لینک زیر

.

.

.

سوگند میخورم ، به جز حضور تو هیچ چیز را در این دنیا را جدی نگرفتم

حتی عشق را . . .

.

.

.

من آن ابرم که میخواهد ببارد / دل تنگم هوتی گریه دارد

دل تنگم غریب این در و دشت / نمیداند کجا سر میگذارد . . .

.

.

.

تا قاف ترین قله هستی سیمزغترین همسفرم باش

من مرغ اسیر دریاچه نورم / تا پر بکشم سوی خدا ، بال و پرم باش . . .

.

.

.

گاهی خیال میکنم از من بریده ای / بهتر  ز من برای دلت برگذیده ای

از من عبور میکنی و دم نمیزنی / تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای . . .

.

.

.

شاید آن روز که رفتم یاد تنهایی کنی / من همان تنهایی ام ، یادت نره یادم کنی . . .

.

.

.

مژه بر هم مزن ای دوست که بادم ببرد / چون سبک تر شده ام ، از پر کاهی ز غمت . . .

.

.

.

گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت / سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت

مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت / ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت . . .

.

.

.

دوستی چیزی برای هدیه نیست / طرح دریا و غروب گریه نیست

دوستی یک کلبه ویرانه نیست / صحبت از شمع و گل پروانه نیست

دوستی تنهای تنها یک تب است / بی تو ماندن در سکوت یک شب است . . .

.

.

.

عشق دیگر از شفقت بر کنار افتاده است / هرچه عاشق زار تر ، معضوق از او بیزار تر . . .

.

.

.

صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن

تو مغروری ، غرورت را فقط یک شب فدایم کن . . .

.

.

.

شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند / آن قدر شوق به دیدار تو دارم که خدا میداند . . .

.

.

.

روزی سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد

ای دوست دعا کن که من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید . . .

.

.

.

پای من خسته از این رفتن بود / فصه ام قصه دل کندن بود

دل که دادم به یارم دیدم / راهش افسوس جدا از من بود . . .

.

.

.

من و این داغ در تکرار مانده / من و این عشق بیدار مانده

مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بین در و دیوار مانده . . .

.

.

.

دردم این است که باید پس از این قسمت ها

سال ها منتظر قسمت آخر باشم . . .

.

.

.

کف آسفالت صافه ولی ترک داره مثل دله منه که غما رو یدک داره

اینجا قوانینی داره که بی تبصرست نگاها شلیک میشه بهت از غرض

ممکنه آرزوهات توی حباب بمونن تا وقتی سنگ قبرتو با گلاب بشورن

.

.

.

دریغا، مسکین تن من ! که پست اش کردم به خیال باطل که بلندی روح را به جز این راه

نیست آنکه تن ام، به خواری بر سر راه افکندی! آه!! باید که بر این اوج بی بازگشت در

تنهایی بمیرم

.

.

.

یک روز رسد خوشی به اندازه کوه ٬ یک روز رسد غمی به اندازه دشت ٬

افسانه زندگی چنین است گلم ٬ در سایه کوه باید از دشت گذشت . . .

.

.

.

بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند

به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق . . .

.

.

.

دوست دارم شب را به غم سر کنم ٬ دفتری را از اشک چشمم تر کنم

نام آن دفتر نهم دیوان عشق ٬ عشق را عنوان آن دفتر کنم  . . .

.

.

.

لازمه عشق و خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست

بلکه خذف کردن افکار کهنه و پوچ است . . .

.

.

.

اگر آزاد بودم به دور دستها پرواز میکردم ٬ و نام تو  را که زیباترین نام هاست

بر روی گلها و سبزه ها و دریاها می نوشتم  . . .

.

.

.

دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ ٬ دوستی تلفیق شعور من و توست

دوستی رنگ قشنگی است به رنگ خدا ٬ دوستی حس عجیبی است میان آفتاب و آب

.

.

.
خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید ان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا

رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی . .







Xبستن تبلیغ
تبلیغات