پارس ناز پورتال

مانع های زندگی در این دنیا

مانع های زندگی در این دنیا
 
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید.
 
پیرمردی تنها در روستایی زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما، این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود؛ پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد.
 
«پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم؛ من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد؛ من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی» دوستدار تو پدردر جواب پسر این پیرمرد در تلگراف به پدرش نوشت:
 
«پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن؛ من آنجا اسلحه پنهان کرده ام».
 
صبح فردا چند نفر از مأموران و افسران پلیس محلی دیده شدند؛ تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند.
 
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
 
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.
 
در پایان گفت، مانع، ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید.


 
Xبستن تبلیغ
تبلیغات