"> راه های برگشت ارامش از دست رفته

پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

راه های برگشت ارامش از دست رفته

راه های برگشت ارامش از دست رفته
 

باور کنیم انچه می د انیم، همانی اسـت کـه بـه د نبالش بود ه ایم. گاهی احساس می‌کنیم کـه انچه د ر د ست د اریم، موقتی اسـت و جایگاه و لیاقت مان بـه مراتب بیشتر از آنی اسـت کـه هم اکنون هست. بیشتر اوقات د ر این فکر هستیم کـه بعد از این د وره، زند گی مان واقعاً شروع میشود و تازه انچه کـه د اریم، استفاد ه می‌کنیم: «بگذار فارغ‌التحصیل شوم، سربازیم را بروم، خانه بخرم، کارم تثبیت شود ، بچه ام بزرگ شود و …».

 

مـا د ر اکثر موقعیت هاي زند گی فراموش می‌کنیم کـه د ر زند گی، هر د ورانی شرایط، سختی ها، خاطرات ، تجربه ها و زیبایی هاي خاص خودرا د ارد . د وران سربازی و د وران تحصیل، هرچند تفاوت هاي زیاد ي با هم د ارند ، اما هر کد ام قسمتی از زند گی مـا هستند .

 

همین هم اکنون کـه این سطور را میخوانید ، لحظه اي از زند گی شـما بود کـه گذشت و همین حالا لحظه اي د یگر و … «جویبار لحظه ها جاری اسـت». کافی اسـت نگاهی بـه آلبوم مان بیند ازیم و یاد مان بیاید کـه آن موقع چـه طور فکر میکرد یم، چـه طور می‌پوشید یم و … آیا چیزی راکه د ر چند سال پیش برای مان آرزو بود ، همین حالا د ر د ست د اریم؟ د ر تعداد زیادی از موارد آن موضوعات اهمیت خودرا از د ست د اد ه اند .

 

زمانی د اشتن یک د وچرخه تمام خواسته مان بودو بعد از بـه د ست آورد ن آن، د اشتن یک ماشین، یا نمی د انم چیز د یگری تمام آرزوی مان می شد . فقط مـن و شـما این طور نبود ه ایم. از د وستان و اطرافیان تان هم کـه بپرسید می‌گویند بله. مـا هم همینطور بود ه ایم.

 

این چـه حسی در درون ماست کـه همیشه مـا رابه چیزی می‌خواند کـه د ر د ست ند اریم وادارمان میکند کـه برای بـه د ست آوردن آن تلاش کنیم، خود رابه آب و آتش بزنیم و گاهی اوقات بجنگیم، بـه خصوص با ناخود آگاه وجود خود مان و اگر نتوانیم بـه آن برسیم، د ر آرزوها و رؤیاهای مان د اشتن و رسید ن بـه آنرا تصور کنیم.

 

گاهی این تمایل بـه حد ي اسـت کـه بـه صورت بیماری د رمی آید و عقل و اراد ه و شعور مـا را تسخیر می‌کند . فکر می‌کنیم با رسید ن بـه آن ، بـه همان آرامشی میرسیم کـه همیشه د نبالش بود ه ایم. گمان می‌کنیم با رسید ن بـه آن زند گی اصلی مان شروع می‌شود و د ر جایگاه اصلی خود مان قرار می‌گیریم. اما انگار آرامشی روی کرة زمین وجود ند ارد . با این ابزاری کـه مـا انتخاب کرد ه ایم، همیشه باید بـه د نبال آن خوشی بد ویم.

 

انواع و اقسام کلاس هاي «ایجاد آرامش فوری» وجود د ارند کـه توسط افراد شیاد برگزار می‌شوند و هد ف شان منافع مالی و بعضاً منافع د یگر اسـت. این شیاد ان از کشش فطری انسانها بـه آرامش خبر د ارند و آنرا وسیلة پر کرد ن جیب خود و بهره برد اری هاي مختلف د یگر قرار د اد ه اند . بعضی ها گام را فراتر می نهند و بـه د نبال این آرامش خودرا اسیر مواد مخد ر می‌کنند .

 

واقعیت این جاست کـه مـا د ر ناخود آگاه مان همیشه بـه د نبال آرامش هستیم. اما چون تعریف د رستی ازآن ند اریم، آنرا د ر جای د یگری جست‌وجو می‌کنیم. گاهی آرامش رابا د اشتن خودرو، یا حساب بانکی مناسب، یا تحصیل د ر رشته اي خاص بـه د ست می آوریم. اما این آرامش، آن چیزی نیست کـه ناخود آگاه و فطرت اصلی مـا بـه د نبالش اسـت.

 

اگر د ر چشم برهم زد نی، بعد از مد ت کوتاهی چیزی راکه بـه د ست آورد ه ایم و اسمش را گذاشته ایم آرامش، از د ست می د هیم. آرامشی کـه می‌خواهیم تعریف کنیم و فطرت اصلی مـا بـه د نبالش اسـت، د ر این بیت زیبای حافظ بـه ظرافت بیان شد ه اسـت:

اي د ل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

چون تـو را نوح اسـت کشتی بان، ز توفان غم مخور

 

اگر احساس کنیم کـه هرچه اتفاق میوفتد ، چـه خوب و چـه بد تحت بازرسی اوست، آن وقت میتوانیم از هر لحظة زند گی لذت ببریم.د ر د ام جبر و اختیار نیفتید . منظور از این شعر این نیست کـه هیچ چیز د ر اختیار مـا نیست. همه ی می د انیم کـه انسان، هرچند محد ود ، اما مقد اری اختیار د ارد و سرنوشتش را خود ش می سازد . اما موضوع این جاست، اگر بد انیم کـه غریق نجاتی شش د انگ مواظب ماست، آسان تر شنا می‌کنیم. اگر اعتقاد د اشته باشیم کـه خد اوند مهربان، بخشند ه و البته آموزگار و پرورش د هند ة عالمیان اسـت، د ر این جایگاهی کـه هستیم خودرا د ر بهترین جایگاهی میبینیم کـه تا کنون لیاقتش را د اشته و تلاش کرد ه ایم و از این پس نیز بستگی بخود مان د ارد .

 

● تلاش یعنی چـه؟

 

بـه د ور و اطراف تان نگاه کنید . آنهایی کـه خود رابه د ر و د یوار میزنند تا بـه هر ترتیب ممکن د رآمد بیشتری د اشته باشند ، لزوما د رآمد یا موقعیت خاصی ند ارند همة مـا افراد ي را می شناسیم کـه بعد از رسید ن بـه یک موقعیت مالی یا شغلی مناسب، با سرعت هرچه تمام تر رو بـه انحطاط رفته و زند گی شان را تخریب کرد ه اند . کسانی کـه بهتر فکر میکنند ، وضع مناسب تری د ارند .

 

بعضی ها با روش زیرآب زنی و پارتی بازی و روش هایي کـه امروزه متأسفانه معمول شد ه، پست و مقام و جایگاه ظاهری برای خود شان د ست و پا می‌کنند ، بـه امید همان آرامش؛ اما این ظاهر د استان اسـت.

 

د ر پشت پرد ة این موفقیت، حس جاه طلبی، حساد ت، غرور، زیاد ه خواهی، افتخارطلبی و شهرت طلبی رشد می‌کند و د ر د رون مـا ریشه می د واند و آن ذره آرامشی را هم کـه هرازگاهی روح مان را نوازش می د اد از منزلگاه وجود مان بیرون می‌کنند .

 

وقتی یک سرخرگ بزرگ پاره می‌شود ، خون ریزی شد ید می‌شود ، حجم خون کاهش مییابد . د ر نتیجه خون کمی وارد قلب میشود و قلب برای جبران این کمبود ، با شد ت و سرعت بیشتری منقبض میشود .

 

ضربان قلب د ر حقیقت افزایش می‌یابد تا فشارخون را افزایش د هد ، اما چون رگ پاره شد ه، هنوز ترمیم نشده، خون بیشتری بیرون میرود . قلب تند تر و شد ید تر میتپد و خون بیشتر بیرون میرود .

 

قلب می‌خواهد کمک کند ، اما چون پارگی رگ ترمیم نشد ه، این فعالیت قلب بـه ضرر فرد می‌شود و سرانجامی جز مرگ ند ارد . این د ور باطل با تلاش زیاد ي همراه اسـت، اما تلاشی کـه نتیجه عکس د ارد .

 

وقتی برای کسی کار خیری انجام می د هیم و انتظار د اریم کـه کارمان را هرچه سریعتر جبران کند و از بهره مالی آن برخورد ار شویم، پشت د ر اتاق رئیس مان د عا میکنیم کـه برگه مان را امضا کند ، برای مشتری از تمام فامیل و شرافت خود مایه می‌گذاریم تا بالاخره جنس مان را بخرد و … د ر آن د ور باطل افتاد ه ایم.

 

این ها مـا را از آرامشی کـه از ابتد ا بـه د نبال آن بود ه ایم، د ور میکنند اما چون این حس د ر د رون ماست و مـا را رها نمیکند ، بـه د نبال راهی برای بـه د ست آورد ن آن می‌رویم و چـه پرخطرند این راه ها، کـه از سر ناچاری، ناد انی و بی توجهی بـه انها پا می‌گذاریم.

 

او د ر کتاب مـا و با ماست و منتظر اسـت تا وی را بخوانیم و با صد اقت بخوانیم او چوب در د ست ندارد کـه تا خلاف و گناهی کردیم، با آن روی دست مان بزند او میـــخواهد مـا در بزنیم، تادستش را برای مـا د راز کند .

 
 
 
برچسب‌ها: