پارس ناز پورتال

قاصدک 24

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

مجموعه : مذهبی
اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

اشعار شهادت امام جعفر صادق «ع» + عکس نوشته تسلیت 

در اینبخش مجموعه اي جدید از اشعار شهادت امام جعفر صادق «ع» را مرور می‌کنیم. امام جعفر صادق «ع» در روز 25 شوال سال 148 قمری بـه شهادت رسیده اند. ایشان یکی از مهم‌ترین چهره هاي دینی در آیین اسلامی می باشند، امام جعفر صادق «ع» در بین اهل تسنن هم بسیار مورد احترام هستند. ایشان پایه گذار دین شیعی اثنی عشری «دین رسمی کشور» می باشند. در ادامه با پارس ناز همراه باشید.

 

متن شعر شهادت امام جعفر صادق «ع»

شد صادق آل عبا مسموم کینه

آید فغان از شهر دلگیر مدینه

صادق مصطفی، شد شهید جفا

شیخ الائمه، امام صادق

میسوزد از این غم دل شمس الحقایق

سوی جنان پر میکشد قرآن ناطق

صادق مصطفی شد، شهید جفا

شیخ الائمه، امام صادق

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

بـه‌پیش‌سیل‌دشمن گرچو سَّدم

دو دستم بسته شد مانند جَّدم

شبانه در مدینه بین کوچه

بـه مثل فاطمه بشکسته قَّدم

سیه کردند از کین شانه‌ام را

زدند آتش در کاشانه‌ام را

سواره بودو مـن پای پیاده

شکستند از جفا پیمانه‌ام را

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

شمس جهان میرود یا گل روی صادق

روح و روان میرود یا گل روی صادق

جمله جهان در غم اسـت در غم صبح صادق

ناله ز جان می‌رود یا گل روی صادق

ناشر دین سرمدی صادق آل احمد

آسان جان می‌رود یا گل روی صادق

حجت پاک ایزدی عالم ملک امکان

جان جهان میرود یا گل روی صادق

صاحب فجر صادقی نور و «ضیاء» لامع

قبله جان میرود یا گل روی صادق

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

پیرمردی خسته ام تنهایِ تنها مانده ام

در بین شهری از اندوه و غمها مانده ام

خانه ام آتش گرفت و سوختم چون مادرم

در عجب از آتش ودر کارِ زهرا مانده ام

ناگزیرم ناله ها از دل کِشم با اشکِ چشم

در کویری خشگم و مانند دریا مانده ام

آب می ریزم تا کـه خاموشش کنم با خستگی

در بینِ شعله ها… مستاصل از پا مانده ام

کودکانم یک بـه یک ترسیده اند دراین محل…

از هراسِ خانواده جان بـه لبها مانده ام

پُر شده پیشانی ام از قطره هايِ دلهره…

واله ام از این هیاهو و ز درها مانده ام

چادری آتش نخورد و دستِ مـن بسته نشد

سالمم در ظاهر ودر فکرِ مولا مانده ام

مادری آتش گرفت و سینه اش لبریز شد

مـن بـه پایِ این غریبی ها..خدا وا مانده ام

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

وقتِ تشییعِ جنازه اسـت… عجب غوغایی

این همه ی مردم و تشییع… بُود رویایی…

ازدحام اسـت کـه آقا بدنت بردارند

تنِ پاکت گلِ زهرا بـه بقیع بسپارند

پشتِ تابوت گلی سرو روان می‌آید

پسرت مثلِ نگینی بـه میان می‌آید

دیده اش از غمِ دوری شـما بارانی ست…

شیعیان دور و برش شکرِ خدا تنها نیست

صادقِ آلِ نبی شکر کفن داری تـو…

کفنی نرم تر از لاله… بـه تن داری تـو…

از جهان رخت نه بستی بـه لبی خشکیده

دلم از خاطره ي کرببلا رنجیده…

کفنی داشت ز خون و کفنی داشت ز خاک

بدنی داشت شکسته بدنی پُر از چاک

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

لاله ي باغِ پیمبر

صادقِ آلِ رسول

وارثِ محراب و منبر

صادق آل رسول

سینه‌ات گنجینه‌ي اسرارِ قرآنِ مبین

اي شفیع روز محشر

صادق آل رسول

پاره‌ي قلب بتول

نیمه‌ شب در بینِ کوچه یادِ مادر می‌کنی

همچو مرغی زین مصیبت زیر پَر سر می کني

بر زمین افتادی و یاد سه ساله کرده‌اي

با لبِ خشکیده‌ي خود یادِ اصغر میکنی

پاره‌ي قلبِ بتول

صادقِ آل رسول

دستهایت بسته بودو پا عریان می‌کشید

هر نفس‌ یادِ حسین‌ بودی‌ و جان‌ بر لب رسید

زیرِ لب گفتی بمیرم‌ بهرِ جدم مرتضی

بد دهن دشنام داد و رنگ و روی تـو پرید

پاره‌ي قلبِ بتول

صادقِ آل رسول

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

گشته دل از عاشقان در تب و تاب از بقیع

مرغ دلم پر زند تا لب باب از بقیع

چار گل از باغ عشق رفته ز گلزار عشق

هر دل جویای عشق مست گلاب از بقیع

خون دل از مصطفی می چکد از دیده ها

باز مگر فتنه اي برده نقاب از بقیع

شعله دیوار ودر کرده در اینجا اثر

سوخته شد از ستم هر گل ناب از بقیع

گنبد ایشان خراب شد جگر از شیعه آب

گشته مگر عرش حق خانه خراب از بقیع

خم شده ارکان عرش در غم سکان عرش

خون چکد از باب عرش بر لب باب از بقیع

نور و «ضیا» در جهان پرتو آن اختران

جن و ملک را نگر سر بـه تراب از بقیع

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

یا رب غم شده مهمان سینه

امشب در عزا شهر مدینه

آسمان گریان

فاطمه نالان

دل بـه غمها مبتلاشد

سوز زهرکین

باعث هجر صادق آل عباشد

از دل زهرا ناله خیزد

اشک هجران از دیده ریزد…

آه وواویلا وا غریبا

دشمن نیمه ي شب ظالمانه

بیرون میکشد وی را زخانه

می‌کند یاد ظهر عاشورا در بین ستم اعدا

دم بدم گوید یادآن غوغا وا غریبا وا غریبا

موسی جعفر شد سیه پوش

داغ بابایش مانده بردوش

آه وواویلا وا غریبا

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

مدینه و آتش و دود خانه

دوباره شد ستم بـه مـا شبانه

دودستم بسته شد

گریه پیوسته شد

مرا بـه خاک غم نشانند

شبانه در کوچه کشانند

واویلتا آه و واویلا

تاکه بـه‌زانو سر خود نهادم

بـه یاد غربت علی فتادم

سیلی و میخ در

مادرم بی‌پسر

نفس شمرده بیشماره

زدم عدو کند نظاره

واویلتا آه و واویلا

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

دست بسته می‌برد این خسته را در کوچه ها

می کِشد درپشتِ مرکب بی حیا در کوچه ها

در دلش رحمی ندارد… میزند گاهی نهیب

گاه میگوید پیاپی ناسزا در کوچه ها

هر چـه گفتم اندکی صبر و تحمّل پیشه کن

بُرد با حال خراب و بی عبا در کوچه ها

می‌کشد گاهی طناب و میخورم گاهی زمین

می‌کشد رویِ زمین… بی اعتنا در کوچه ها

صورتم مجروح و پیشانی شده غرقِ عَرَق

نیست نایی در وجودم اي خدا در کوچه ها

می‌رود مرغ دلم گاهی مدینه سمتِ در

گاه می‌آید بیادم مرتضا در کوچه ها

گهگداری می پرد مرغِ دلم تا راهِ شام

یک سه ساله خاطرم آید چرا در کوچه ها

زجرِ ملعون بس کـه زد در پشتِ مرکب عمّه را

زیرِ لب دارم “رقیّه” یکصدا در کوچه ها

اشعار شهادت امام جعفر صادق (ع) | 25 شوال + عکس نوشته های تسلیت

اشعار شهادت امام جعفر صادق «ع»

 

شعر را دست بر روی سینه

می‌نویسم بـه احترام شـما

جعفری مذهبم کـه دنیا هم

می شناسد مرا بنام شـما

پای درس تـو درس پس دادند

عالمانی شبیه جابر ها

با نگاه تـو می‌شود جاری

شعر در سینه هاي شاعر ها

نور صدقِ کلام تـو تابید

این دلم صادقانه عاشق شد

شیعه ي واقعی شده هرکس

شیعه با نور”قال صادق” شد

نیست بدون شک اصول دینم جز

جزء جزء اصول زندگیت

مـن مرید مرام تـو هستم

بنده ي راه و رسم بندگیت

اي گره هاي بسته ي عالم

مانده بسته بـه یک دعای شـما

شده سجاده ارجمند وقتی

پهن گشته بـه زیر پای شـما

چقَدَر شبهه،بدعت و تزویر

کـه زدودی ز پیکر اسلام

داده اي جان تـو با احادیثت

بـه نفس هاي آخر اسلام

تـو بـه مـن یاد داده اي آقا

گریه کردن برای ثارالله

چقدر روضه ي شـما سخت اسـت

بانی روضه هاي ثارالله

بی حیایی رسید و ناغافل

جانمازت کشید و افتادی

دست هایت سپر شد و گفتی:

اي عمو جان چگونه جان دادی؟

بـه سفیدی موی تـو نگُذاشت

احترام آنکه بست دست تورا

خواست تا حرمتت شکسته شود

پا عریان تـو را کشاند آقا

رد شدي تا کـه از در خانه

بغض تـو در بین جمع شکست

یادت آمد کـه پیش چشم همه ی

مادرت روی خاک کوچه نشست

بین کوچه صدای بازویی

کـه شکست از غلاف می آمد

مادری بودو لشکری کافر

گویا بـه مصاف می آمد

پشت مرکب ز بسکه افتادی

پهلویت بین راه خورده بـه سنگ

صورت تـو کشیده شد بـه زمین

خورده انگار روی ماهت سنگ

باز شکر خدا کسی دیگر

از تنت پیروهن نبرد آقا

روی لب هاي تشنه و خشکت

چکمه اي بی هوا نخورد آقا

سیدی غِیبَتُک… بخوان تا دل

بیشتر بی قرار تر باشد

شب و روز از غم امام زمان

این دلم خون و دیده تر باشد