پارس ناز پورتال

قاصدک 24

متن های غم انگیز درباره رحلت حضرت محمد (ص)

مجموعه : مذهبی
متن های غم انگیز درباره رحلت حضرت محمد (ص)

متن های غم انگیز درباره رحلت حضرت محمد «ص» 

با رحلت پیامبر اسلام،پیروان دین اسلام راه رابا قدرت بیش از پیش ادامه دادند تا زحمات پیامبر انها در راه دین اسلام بـه ثمر نشیند. 

 

بـه حرمت حضور فاطمه علیهاالسلام ، آرام، در خانه را می‏کوبی؛

اینبار صدای در زدن ملک الموت، آهنگی دیگر دارد.

بـه میهمانی رسول آمده ‏اي؛ آمده‏ اي تا وی را بـه معراج ابدی ببری.

 

کمی درنگ کن؛ این کـه با تـو سخن می‏گوید،

امین آسمان‏ها و زمین، جبرئیل اسـت.

می‏دانم کـه برای تـو نیز دشوار اسـت تا زیر باران

 

اشک‏هاي فاطمه علیهاالسلام ، جان نبی را بستانی.

می‏دانم کـه تـو نیز سر بـه زیر افکنده‏اي تا چشمانت

 

هم‏سو با غم چشمان زهرای اطهر علیهاالسلام نباشد؛

اما گویا چاره‏اي نیست و زمان پر کشیدن

محمد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله فرا رسیده اسـت.

برادرم. ملک الموت! می‏خواهی از کجا آغاز کنی؟

تمامی وجود رسول اللّه‏ در راه حق ذوب شده اسـت،

 

چشمانش، نور خدا را در معراج دیده،

زبانش با خدا سخن گفته و کلام او بر آن جاری بوده،

قلبش، محل نزول کتاب خدا بوده و پاهایش،

 

راه‏هاي آسمانی را بهتر از مسیرهای زمینی پیموده اسـت.

آه چـه دشوار اسـت تاب آوردن این لحظه اندوهناک!

آیا می‏دانی بعد از او، با فاطمه عزیزش چـه خواهند کرد؟

می‏دانی این در راکه تـو بی ‏اذن زهرا علیهاالسلام ازآن عبور نکردی،

 

بـه آتش جهل و کینه خواهند سوزاند

و دستان علی مرتضی علیه السلام راکه با دستان رسول صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ،

انس دیرینه داشت، بـه بند خواهند کشانید؟

 

آیا می‏دانی پس از رسول خدا، بر پاره‏هاي تن او چـه خواهد گذشت؟

می‏دانی کـه چگونه قامت رعنای فاطمه رابه خمیدگی می‏نشانند

و جایگاه بوسه ‏هاي رسول رابه کبودی می‏نمایند؟

 

کوچه ‏هاي مدینه، پس از این برای مـن هم غریب می‏شود

و اهل بیت رسول اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله ازآن هم غریب‏ تر!

 

نگاه کن کـه چگونه فاطمه علیهاالسلام با تمام دلتنگی‏ هایش سر بـه زیر افکنده

تا تـو در تلاقی چشم‏هایش، در کارَت درنگ نکنی!

برخیز و جان عزیزترین و مقرب‏ترین بنده خدا را بستان!

 

روح محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله از ازل، آسمانی بود؛

این چند صباح را هم کـه بر زمین هبوط کرد، برای هدایت خلق بودو بس!

 

نویسنده: محب مهدی