سریال ترکی چشمانش دریای سیاه با نام ترکی KaraDeniz Gözleri یک مجموعه تلویزیونی ترکی در ژانرهای عاشقانه، خانوادگی و جنایی است که در سال ۲۰۲۵ از شبکه ATV پخش شد.داستان درباره مردی است که سال ها در سواحل دریای سیاه زندگی کرده، اما بعد از اتفاقی مهم متوجه می شود گذشته و هویت واقعی اش چیزی کاملاً متفاوت از آن چیزی بوده که در تصوراتش بود.
این کشف بزرگ زندگی او را به سمت استانبول و خانواده ای ثروتمند و بانفوذ می کشاند؛ جایی که قرار است با رازهای قدیمی، رقابت های خانوادگی، خیانت و درگیری های مختلف روبه رو شود. حضور چند بازیگر شناخته شده و ترکیب داستان عاشقانه با اتفاقات خانوادگی و جنایی، بخش مهمی از فضای این مجموعه را شکل می دهد.

داستان سریال ترکی چشمانش دریای سیاه از زندگی آزیل ییلماز شروع می شود؛ ناخدا و صیادی جوان که در منطقه ریزه و سواحل کارادنیز زندگی می کند و تصور دارد گذشته اش را به خوبی می شناسد. اما با مرگ زنی که او را مادر خود می دانسته، همه چیز تغییر می کند.
آزیل در جریان اتفاقات جدید متوجه می شود که فرزند گمشده خاندان ثروتمند و قدرتمند ماچاری در استانبول است و در حقیقت وارث اصلی این خانواده محسوب می شود.عثمان ماچاری که از مسیر زندگی و رفتارهای مهمت ناراضی است، تصمیم می گیرد آزیل را به عنوان وارث واقعی خانواده معرفی کند. این تصمیم برای مهمت قابل قبول نیست و زمینه دشمنی میان دو برادر را به وجود می آورد.
در طرف دیگر ماجرا، گونش آیدینای قرار دارد؛ وکیلی جوان که نامزد مهمت است. گونش این رابطه را بیشتر از سر احساس وظیفه و دِین اخلاقی ادامه می دهد، چون مهمت در گذشته با اهدای کلیه، جان یونس، برادر گونش، را نجات داده است.ورود آزیل به زندگی گونش شرایط را پیچیده می کند. گونش به تدریج با شخصیت واقعی آزیل آشنا می شود و در موقعیتی قرار می گیرد که باید میان علاقه ای که به او پیدا کرده و تعهدی که نسبت به مهمت احساس می کند، تصمیم بگیرد.
در همین زمان رقابت آزیل و مهمت شدت بیشتری پیدا می کند و آزیل وارد فضای پرتنش خانواده ماچاری می شود؛ خانواده ای که در آن رقابت، پنهان کاری و توطئه های قدیمی وجود دارد.گونش نیز به دنبال جمع آوری مدارکی درباره جنایت های مهمت است. از طرف دیگر، سادو که آزیل او را نجات داده، نسبت به خانواده ماچاری و اتفاقاتی که در گذشته رخ داده، دچار تردید می شود.
سریال ترکی چشمانش دریای سیاه در مجموع در ۱۶ قسمت به پایان رسید. طبق اطلاعات منتشرشده، پایان زودهنگام مجموعه تنها به مسائل داستانی مربوط نبود. در واقع به موجب حادثه ای تلخ در پشت صحنه که به جان باختن یکی از اعضای گروه تولید منجر شد سایر اعضای تولید تصمیم برای پایان دادن این سریال در قسمت شانزدهم گرفتند.

بازیگران سریال ترکی چشمانش دریای سیاه، ترکیبی از چهره های باسابقه و بازیگران جوان تر تلویزیون ترکیه هستند. شخصیت آزیل ییلماز در مرکز داستان قرار دارد که اتفاقات اصلی سریال تا حد زیادی حول رابطه او با گونش آیدینای و تقابلش با خانواده ماچاری شکل می گیرد.
در کنار این شخصیت ها، عثمان ماچاری، مهمت ماچاری، نرمین ماچاری و دورسون ییلماز نیز نقش مهمی در پیش رفتن داستان دارند. تعدادی بازیگر دیگر هم در نقش های فرعی حضور دارند که هرکدام به نوعی با گذشته یا درگیری های خانواده ماچاری ارتباط پیدا می کنند.

خالد اوزگور ساری در چهارم اکتبر ۱۹۹۳ در استانبول به دنیا آمده است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته اقتصاد در دانشگاه بیلگی استانبول به پایان رساند و پس از آن آموزش بازیگری را زیر نظر اسرا کیزیل دوغان دنبال کرد.
او فعالیتش را ابتدا با مدلینگ آغاز کرد و بعد وارد عرصه بازیگری شد. حضور در سریال «قیام ارطغرل» یکی از تجربه های ابتدایی او بود. ساری بعدها با ایفای نقش قدیر ارن در سریال «خواهران و برادرانم» و بازی در نقش یامان در «وحشی» بیشتر شناخته شد.
در سریال ترکی چشمانش دریای سیاه، او نقش آزیل ییلماز را بازی می کند؛ مردی شجاع که در منطقه ریزه و سواحل دریای سیاه بزرگ شده و به عنوان ناخدا و صیاد زندگی می کند. پس از فوت زنی که او را مادر خود می دانست، آزیل با حقیقت مهمی درباره گذشته اش مواجه می شود. او متوجه می شود که در واقع فرزند گمشده خاندان ماچاری و وارث اصلی این خانواده در استانبول است.
ورود آزیل به خانواده ماچاری زندگی او را کاملاً تغییر می دهد و باعث شکل گرفتن درگیری میان او و برادر ناتنی اش مهمت می شود. از طرف دیگر آشنایی او با گونش نیز رابطه ای پیچیده و عاطفی میان این دو شخصیت ایجاد می کند.

اوزگه یاغیز در ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۷ در استانبول متولد شده است. او در رشته علوم ارتباطات دانشگاه باشکنت تحصیل کرده و در زمینه علوم تغذیه و رژیم درمانی نیز آموزش دیده است. یاغیز برای ورود حرفه ای به دنیای بازیگری، دوره های تخصصی این حرفه را در 10 No Studios گذراند.
شروع فعالیت حرفه ای او با سریال «نامش را تو بگذار» بود و بعدها با بازی در نقش ریحان در مجموعه «قسم» به شهرت بیشتری رسید. «بابا»، «سفیر» و «یک طرف چپم» نیز از دیگر آثاری هستند که او در آن ها حضور داشته است.
در این سریال، اوزگه یاغیز نقش گونش آیدینای را بر عهده دارد؛ زنی جوان، مستقل و باهوش که به عنوان وکیل فعالیت می کند. گونش در کودکی پدر و مادرش را از دست داده و همراه برادرش یونس نزد خاله اش نرمین بزرگ شده است.
رابطه گونش با مهمت نیز شرایط خاصی دارد. مهمت با اهدای کلیه به یونس، جان برادر گونش را نجات داده و همین موضوع باعث شده گونش خودش را از نظر اخلاقی مدیون او بداند. به همین دلیل نامزد مهمت شده است؛ اما آشنایی با آزیل باعث می شود میان احساسی که نسبت به او پیدا کرده و تعهدی که در برابر مهمت احساس می کند، قرار بگیرد.
مهمت اوزگور متولد ۳۰ اوت ۱۹۷۰ در آنتالیا است و سابقه فعالیت در سینما، تلویزیون و تئاتر را دارد. او در رشته تئاتر دانشگاه استانبول تحصیل کرده و برای سال ها در تئاتر شهرداری آنتالیا به عنوان مدیر هنری فعالیت داشته است.او در سریال هایی مانند «حریم سلطان»، «چکاوک»، «سکوت کنندگان»، «وصال» و «بزرگداشت سلجوقیان» بازی کرده است. همچنین جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از انجمن منتقدان سینمای ترکیه دریافت کرده است.
در «چشمانش دریای سیاه»، او نقش عثمان ماچاری، پدر خانواده و رئیس خاندان ماچاری را بازی می کند. عثمان فردی قدرتمند است که اداره امپراتوری خانوادگی را در دست دارد.او از رفتارهای پسرش مهمت رضایت ندارد و تصمیم می گیرد آزیل را که وارث واقعی خانواده است، به خاندان بازگرداند. همین تصمیم باعث می شود اختلاف میان دو برادر شدت بگیرد و بخش مهمی از درگیری های داستان شکل بگیرد.
مصطفی آچیلان در ۲۲ فوریه ۱۹۸۷ در استانبول متولد شده است. او مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را از دانشگاه بین المللی احمد یسوی قزاقستان گرفته و آموزش بازیگری را نیز نزد ملتم جومبول و بر اساس متد اریک موریس پشت سر گذاشته است.آچیلان با حضور در سریال «روزی روزگاری در چوکوروا» بیشتر شناخته شد و پس از آن در آثاری مانند «تشکیلات» و «بگذار زندگی هرچه می خواهد بشود» نیز حضور پیدا کرد.
شخصیتی که او در این مجموعه بازی می کند، مهمت ماچاری است؛ پسر عثمان که شخصیتی جاه طلب، مغرور و حسود دارد. بازگشت آزیل و تصمیم پدرش برای معرفی او به عنوان وارث اصلی، موقعیت مهمت را تهدید می کند.مهمت از طرفی نمی خواهد ثروت و جایگاه خانوادگی را از دست بدهد و از طرف دیگر نمی خواهد گونش را نیز از دست بدهد. همین شرایط او را به یکی از اصلی ترین مخالفان آزیل تبدیل می کند.
یونجه شاهین باش در ششم ژوئیه ۱۹۷۲ در استانبول به دنیا آمده و دختر هنرمند فقید محمود گوهر است. او در کنسرواتوار دولتی دانشگاه معمار سنان تحصیل کرده و علاوه بر بازیگری، در زمینه صداپیشگی نیز فعالیت دارد.از جمله آثار او می توان به «هزار و یک شب»، «دیال خانم»، «عروس جدید» و «زخم قلب» اشاره کرد.
شاهین باش در این سریال نقش نرمین ماچاری را بازی می کند؛ همسر عثمان و مادر مهمت. نرمین برای حفظ جایگاه و آینده پسرش حاضر است دست به اقدامات مختلفی بزند و یکی از شخصیت هایی است که در شکل گیری نقشه ها و توطئه های داخل عمارت ماچاری نقش دارد.
ارن اورن در ۲۰ اکتبر ۱۹۹۸ در استانبول متولد شده و تحصیلات خود را در رشته مهندسی صنایع در دانشگاه باهچه شهیر به پایان رسانده است.او با حضور در سریال هایی مانند «اتاق قرمز»، «خواهران و برادرانم» و «سه خواهر» شناخته شد و در میان بازیگران جوان تلویزیون ترکیه قرار گرفت.
در سریال ترکی چشمانش دریای سیاه، اورن نقش دورسون ییلماز را بر عهده دارد. دورسون برادر رضاعی آزیل و از افراد وفادار به اوست و در موقعیت های مختلف در کنار آزیل قرار می گیرد. در ادامه داستان، رابطه عاطفی او با فاتوش ماچاری نیز شکل می گیرد.
در قسمت پایانی، آزیل و گونش هنگام سفر با مشکل فنی خودرو مواجه می شوند. بررسی خودرو توسط یک مکانیک باتجربه، سرنخ مهمی را آشکار می کند. مشخص می شود مرگ والدین گونش در سال های گذشته آن طور که تصور می شده یک تصادف معمولی نبوده است.ترمز خودروی آن ها دستکاری شده بود و این اتفاق در واقع بخشی از نقشه ای برای از بین بردن آن ها و تصاحب ثروت خانواده گونش بوده است. در این ماجرا، خاندان ماچاری و به خصوص نرمین نقش داشتند.
وقتی این حقیقت برای گونش روشن می شود دیگر دلیلی برای ادامه احساس تعهد نسبت به مهمت نمی بیند و تصمیم می گیرد حقیقت را آشکار کند.در ادامه درگیری شدیدی میان اعضای خاندان ماچاری و افرادی که به آن ها خیانت کرده اند شکل می گیرد. عثمان نیز برای متوقف کردن ادامه این جنایت ها وارد ماجرا می شود، اما در جریان تیراندازی، به اشتباه پسر خودش مهمت را هدف قرار می دهد.
مهمت با کمک آزیل زنده می ماند. اما عثمان توسط پلیس دستگیر و راهی زندان می شود. از سوی دیگر، پس از مشخص شدن نقش نرمین در ماجرای مرگ والدین گونش، جایگاه و نفوذ او از بین می رود و نقشه هایی که برای حفظ قدرت و موقعیت خود داشت به نتیجه نمی رسد.