بازیگران نقش های منفی در دنیای سینما همیشه طرفداران خاص خود را دارند و هنرمندانی که در ایران توانسته اند این نقش های دشوار را ماندگار کنند واقعاً کار بزرگی انجام داده اند. در ادامه این مطلب از پارس ناز نگاهی داریم به بهترین هنرپیشه های نقش منفی ایران که توانسته اند در ذهن مخاطب حک شوند.
اگر نگاهی به سینمای جهان داشته باشید می بینید اکثر فیلم ها بر پایه تضاد بین خیر و شر ساخته شده اند و همین تضاد است که هیجان داستان را بالا می برد. اساساً تماشاگر دوست دارد در فیلم قهرمانی ببیند که قدرتمند است و می تواند سرنوشت را تغییر دهد اما هرچقدر نقش منفی داستان قوی تر و حساب شده تر باشد نبرد قهرمان با او دیدنی تر خواهد شد.
در سینمای ایران هم اگرچه آثار پلیسی و معمایی کم ساخته شده اند اما شخصیت های منفی ماندگاری داریم که مرور آن ها خالی از لطف نیست. در این بخش سراغ معرفی بهترین نقش های منفی تاریخ سینمای ایران می رویم که توانسته اند با هنرنمایی خود مخاطب را میخکوب کنند.

جلال پیشواییان یکی از شناخته شده ترین بازیگران نقش منفی در سینمای پیش از انقلاب بود. او در نقش منصور آب منگل به چنان مهارتی دست یافته بود که مردم سال های سال او را با همان نقش می شناختند و از او متنفر بودند. منصور یکی از برادران آب منگل بود که شخصیتی شرور و متجاوز داشت و در نهایت به دست قیصر کشته شد. پیشواییان بعد از انقلاب دیگر فرصت بازی در سینما را پیدا نکرد و در سال ۱۴۰۰ از دنیا رفت.

نوید محمدزاده تا به حال نقش های منفی متعددی را با ویژگی های متنوع ایفا کرده است اما شخصیت ناصر خاکزاد که سرکرده یک باند بزرگ تولید مواد مخدر بود چیز دیگری است. این شخصیت با وجود اینکه در یک سوم ابتدایی فیلم وارد داستان می شود.
اما چنان قدرتمند طراحی شده که مخاطب پیش از دیدن او هم از شنیدن نامش وحشت دارد. ناصر خاکزاد حتی وقتی در چنگال قانون گرفتار شده بود اعتماد به نفس عجیبی داشت و در برخی سکانس ها قدرت خود را به رخ مامور پلیس می کشید.

داستان فیلم شبی که ماه کامل شد با عاشقانه هوتن شکیبا در نقش عبدالحمید آغاز می شود که با لطافت برای همسرش شعر می گوید اما به تدریج این وجه رمانتیک رنگ می بازد. عبدالحمید در مسیر گرفتن ویزا و حمایت از برادرش راهی پاکستان می شود و آرام آرام مشخص می شود که او دست راست برادرش در تشکیل یک گروه تروریستی است.
این شخصیت چنان در جهل و خشونت غرق می شود که در نهایت همسرش را به قتل می رساند تا یکی از ترسناک ترین نقش های منفی سینمای ایران شکل بگیرد.

رامبد جوان که همیشه با کارهای طنز شناخته می شود در فیلم گناهکاران نقش یک سرگرد نیروی انتظامی را بازی کرد که در کارش بسیار جدی است. او در کنار سرگرد تدین به دنبال کشف راز قتل یک دختر جوان بود و تا لحظه آخر هیچ کس شک نمی کرد که قاتل در واقع خودِ سرگرد روانگر است. رامبد جوان این نقش مرموز را بسیار کنترل شده و دقیق بازی کرد.

جمال یا همان ابی بن بست از آن نقش های منفی است که فقط مخاطب بسیار باهوش می تواند از همان ابتدا به نیت پلیدش پی ببرد. او در ابتدا همراه و یاور سیامک است و بسیار مهربان به نظر می رسد اما کم کم مشخص می شود که او قصد دارد انتقام سختی از خانواده برزو دل آرا بگیرد. امیر جعفری در ایفای این نقش بسیار درخشان ظاهر شده است.

در این فیلم با یک اثر پلیسی معمولی روبرو نیستیم بلکه با یک فیلم آسیب شناسانه سر و کار داریم. بابک حمیدیان نقش یک متجاوز را چنان واقعی و منزجرکننده ایفا کرد که تماشاگر از لحظه دیدن او تا پایان فیلم دچار نفرت و انزجار شدید می شود و همین موضوع نشان دهنده قدرت بازی اوست.

سام قریبیان در این فیلم کارگردانی و نویسندگی را بر عهده داشت و مسعود فروتن را برای نقش دکتر انتخاب کرد. دکتر یک قاتل بسیار بی رحم و خونسرد بود که در ابتدای فیلم خود را حامی شخصیت اصلی داستان نشان می داد تا به اهداف خودش برسد. او یکی از آن بدمن های فیلم بود که تا پایان داستان پشت نقاب خیرخواهی پنهان شده بود.

میلاد کی مرام با بازی در نقش سیامک به یکی از بدمن های فراموش نشدنی سینما تبدیل شد. سیامک جوانی بود که در ظاهر بی نقص به نظر می رسید اما رفتارهای غیرتی و کنترل گر او به تدریج روح همسرش را می کشت. متاسفانه سیامک نمونه ای از افرادی است که در جامعه وجود دارند و به نام عشق یا غیرت زندگی را برای دیگران جهنم می کنند.

پگاه آهنگرانی در فیلم دربند نقش متفاوتی را ایفا کرد که در دهه ۹۰ او را به یکی از محبوب ترین شخصیت های منفی زن تبدیل کرد. او در ابتدای فیلم بسیار معصوم و محافظه کار به نظر می رسید اما رفته رفته شرارت و خباثت درونی او برای مخاطب آشکار شد. بازی او در این فیلم هشداری برای ساده لوحی در دوستی هاست.
آتیلا پسیانی با بازی در نقش احمد یکی از منفورترین شخصیت های سینمایی در دهه های ۷۰ و ۸۰ را خلق کرد. احمد خلافکار یا قاتل نبود بلکه مردی با تعصبات خشک و پوسیده بود که اجازه نمی داد همسرش در زندگی به خواسته هایش برسد. پسیانی با بازی خیره کننده خود باعث شد تماشاگران تا مدت ها از دیدن چهره اش احساس انزجار داشته باشند.
نیکو خردمند در این فیلم نقش زنی به نام تاج الملوک را بازی می کرد که بسیار مکار و جاه طلب بود. او با چهره ای موجه قصد داشت همسر برادرش را دیوانه نشان دهد و با فشارهای روانی بی امان او را به مرز جنون بکشاند. این هنرپیشه فقید یکی از تاثیرگذارترین نقش های منفی را در کارنامه خود به یادگار گذاشت.

کامران با بازی کوروش تهامی نمونه ای از مردهای دلهره آوری است که با نقاب عشق وارد زندگی زنان می شوند. او مصداق سقوط یک انسان به قعر پستی است که پس از رسیدن به خواسته هایش به راحتی چهره واقعی خود را نشان می دهد و طرف مقابل را تنها می گذارد. فیلم رگ خواب هشداری جدی برای زنانی است که بیش از حد به ظاهر عاشقانه دیگران اعتماد می کنند.

یاسر شخصیتی بود که مرحله به مرحله مخاطب را فریب می داد. او در ابتدا در نقش برادری داغ دیده و عاشق زجرکشیده ظاهر شد اما به تدریج فهمیدیم که داغ برادر از او هیولایی ساخته که حتی می تواند اطرافیانش را فدای غرور جریحه دار شده اش کند. جواد عزتی با مهارت تمام این جنون پنهان را به تصویر کشید.
بهرام رادان در فیلم ابلق از ظاهر شیک و اتوکشیده همیشگی اش فاصله گرفت و نقش مردی را بازی کرد که در ابتدا خیرخواه به نظر می رسید اما در واقع هیولایی درون خود داشت. جلال با سوءاستفاده از چهره مثبتش زنان را مورد آزار قرار می داد و این تابوشکنی در فیلم باعث شد چهره اصلی او به شکلی تکان دهنده برای مخاطب روشن شود.
پژمان جمشیدی که حالا یکی از بازیگران پرکار و موفق سینمای درام است در فیلم بی بدن نقش پدری را بازی کرد که عشق افراطی اش به فرزند، از او یک هیولا ساخته بود. او برای نجات پسرش که قاتل بود به هر جنایتی دست زد و این پدرانه بودنِ به قیمت نابودی زندگی دیگران، او را به یکی از منفی ترین شخصیت های سینما تبدیل کرد.
محمدرضا فروتن در فیلم قرمز نقش ناصر ملک را بازی کرد که مردی ثروتمند اما مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید بود. او با خشونت های بی حد و حصر زندگی را برای همسرش به جهنم تبدیل کرد و چنان عرصه را بر او تنگ نمود که اعتماد به نفسش را کاملاً از بین برد. فروتن برای ایفای این نقش دشوار برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.
فرحان مردی بود که در دنیای قاچاق و سنت های غلط عشیره ای غرق شده بود. او به دلیل اعتقادات پوسیده خود چنان فشاری به دختر عمویش وارد کرد که این دختر در نهایت در شب عروسی خودسوزی کرد. بازی حمید فرخ نژاد در این نقش به قدری باورپذیر بود که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برایش به همراه داشت.
پروین ملکوتی که یکی از دوبلورهای برجسته بود در سریال دایی جان ناپلئون نقش زنی مقتدر و جاه طلب را بازی می کرد که حتی همسرش هم از او حساب می برد. او با صدای پرقدرت و حرکات فیزیکی خاص خود توانست شخصیت عزیزالسلطنه را به یکی از ماندگارترین نقش های منفی زن در تاریخ تلویزیون ایران تبدیل کند.
مرحوم جمیله شیخی در نقش مادرشوهرِ مستبد سریال پاییز صحرا چنان بازی بی نقصی ارائه داد که مردم در آن زمان از دیدن او رو برمی گرداندند. او مهارت عجیبی در به تصویر کشیدن شخصیت های پرعقده و بدجنس داشت و تا امروز یکی از الگوهای بازیگری برای نقش های منفی به شمار می رود.

ناتاشا با بازی رویا نونهالی چنان ترس و وحشتی در دل مردم انداخته بود که تا سال ها کسی او را فراموش نکرد. دختری که در تجارت مواد مخدر بود و در خارج از کشور آموزش های حرفه ای دیده بود. او با ورود به ایران انواع شرارت ها را انجام داد و پلیس را حسابی به دردسر انداخت.
مصطفی طاری با چشم های آبی و ترسناک خود و فن بیان عالی توانست شخصیت غلام را به یکی از منفورترین های تلویزیون تبدیل کند. غلام مردی فریبکار و ظالم بود که زنان بی پناه را اسیر خود می کرد و همین ویژگی ها او را در لیست بهترین بازیگران نقش منفی قرار داد.
بهاره افشاری با بازی در نقش فرشته یا همان شیطان در سریال او یک فرشته بود به اوج شهرت رسید. او نقش شیطانی فریبکار و خونسرد را چنان دقیق اجرا کرد که تماشاگر دقیقاً همان حسی را داشت که در برابر یک موجود پلید باید داشته باشد.
جمشید کاظمی نابغه ای بود که خودش خودش را جراحی می کرد و هر کسی را که مانع اهدافش بود با خونسردی تمام از بین می برد. کیکاووس یاکیده با چهره و صدای خاص خود توانست این شخصیت خلافکار باهوش را به یکی از محبوب ترین بدمن های تاریخ تلویزیون ایران تبدیل کند.

محمدرضا فروتن در سریال مانکن بازگشت درخشانی داشت و نقش اخگر را بازی کرد. اخگر مردی بی رحم بود که برای رسیدن به اهدافش از شکنجه و کشتن افراد هیچ ابایی نداشت. چهره سرد و لحن بیان فروتن به قدری در این نقش خوب نشسته بود که مخاطب را تا پایان سریال همراه خود کرد.
فرخ یکی از شخصیت های نفرت انگیز سریال پس از باران بود که رحیم نوروزی و جهانگیر الماسی به خوبی از عهده نقش جوانی و میانسالی او برآمدند. او برای رسیدن به ثروت و انتقام گرفتن از هر روشی استفاده می کرد و همین خباثت او را به شخصیتی به یادماندنی تبدیل کرد.

فرهاد اصلانی با نقش آفرینی در سریال مختارنامه یکی از درخشان ترین نقش های منفی تاریخ سینمای ایران را رقم زد. او مردی باهوش و خونسرد بود که با خنده های هیستیریک و چشم های دریده خود به خوبی حس نفرت را به مخاطب منتقل می کرد.
سریال اغما اولین تجربه ماورایی تلویزیون بود که در آن حامد کمیلی در نقش الیاس ظاهر شد. الیاس در واقع شیطان بود که با نفوذ به زندگی دکتر پژوهان او را از مسیر ایمان خارج کرد و به سمت درمان تبهکاران سوق داد. این شخصیت به قدری مرموز و ترسناک بود که تاثیرش تا مدت ها در ذهن مخاطب باقی ماند.
علیرضا خمسه که سال ها با کمدی شناخته می شد در سریال میکائیل نقش یک قاچاقچیِ عبوس و بی رحم را بازی کرد. او ثابت کرد که کمدین های بزرگ می توانند در نقش های جدی هم خیره کننده باشند و شخصیت آقاخان را به یکی از بهترین بدمن های تلویزیون تبدیل کرد.

دکتر زمانی در سریال نهنگ آبی روانپزشکی بود که در واقع گرداننده سایت خطرناک نهنگ آبی بود. او شخصیتی بسیار روانی و خطرناک داشت و بازی درخشان علیرضا ثانی فر باعث شد تا او به یکی از ترسناک ترین شخصیت های منفی تاریخ سریال های نمایش خانگی تبدیل شود.

قباد یکی از آن ضدقهرمان های دوست داشتنی است که با بازی شهاب حسینی به جایگاهی ویژه رسید. او با وجود نقشه های پلید و توطئه هایی که زندگی شهرزاد و فرهاد را نابود کرد اما به دلیل اجرای دقیق و جزئیات رفتاری حسینی مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و حتی بسیاری از تماشاگران طرف او را می گرفتند.
مهران احمدی در نقش شکیب به خوبی از عهده اجرای یک قاچاقچیِ کودک برآمد. او که از کودکان کار بهره کشی می کرد با پیشرفت داستان چهره ی قسی القلب و خشن خود را بیشتر نشان داد و به تهدید و قتل روی آورد تا به اهدافش برسد.
سیما تیرانداز در سریال ستایش نقش زنی پرعقده و منفعت طلب به نام انیس را بازی کرد. بازی او به قدری شفاف و دقیق بود که شخصیت انیس را به نمادی از بدذاتی و منفعت طلبی در ذهن مخاطبان تبدیل کرد که هرگز فراموش نخواهد شد.
مینا وحید در نقش جواهر، شخصیتی بسیار منفعت طلب و نچسب را به تصویر کشید. او برای رسیدن به جایگاه بالاتر از هیچ توطئه ای فروگذار نبود و به قدری در ایفای این نقش موفق بود که مخاطبان سریال در طول پخش آن به شدت از رفتارهای او عصبی می شدند.
پیام دهکردی در نقش مایکل هاشمیان با الگوبرداری از یک شخصیت واقعی توانست نقش یک جاسوس دوتابعیتی را بازی کند. او با ظاهر ساده اما باطن بسیار پیچیده و خائنانه، به یکی از بهترین بازیگران نقش های منفی سریال های سیاسی ایران تبدیل شد.
بزرگ آقا با بازی علی نصیریان نماد قدرت و سلطه گری بود. او که عقاید سخت گیرانه ای داشت مانع خوشبختی اطرافیانش می شد و قدرت را تنها دارایی ارزشمند انسان می دانست. نصیریان با بازی خیره کننده خود یکی از فراموش نشدنی ترین نقش های منفی را به تاریخ سینمای ایران اضافه کرد.

جواد عزتی در سریال زخم کاری نقش مالکی را بازی کرد که با وجود بدی های آشکار و نداشتن هیچ توجیهی برای رفتارهایش مخاطب نمی توانست از او متنفر شود. او با سیگار به دست و چهره ای خاص توانست یکی از ضدقهرمان های جذاب و دوست داشتنی تاریخ سریال های ایرانی را خلق کند.

نیما بحری با بازی امیر آقایی نمونه ای از آقازاده های فاسد در جامعه امروز ماست. امیر آقایی با تمام وجود این نقش را ایفا نمود و چنان تنفری در دل مخاطب ایجاد کرد که باید او را یکی از موفق ترین بازیگران در خلق شخصیت های پلید دانست.
رعنا آزادی ور در نقش سمیرا به نمادی از یک زن عصبی و مشکوک تبدیل شد. او با بازی درخشان خود در این سریال به لیدی مکبث ایرانی معروف شد و نام سمیرا حالا یادآور شخصیت های پرخاشگر و آسیب رسان در سریال های ایرانی است.
امیر آتشانی با نگاهی بیمارگونه و لبخندی ترسناک نقش عمو غلام را در سریال پس از باران بازی کرد. او به برادر خود که به او محبت کرده بود رحم نکرد و به قعر پستی سقوط کرد. بازی او نشان داد که گاهی ضدقهرمان ها ذاتاً بدی دارند و هیچ عاملی نمی تواند آن ها را تغییر دهد.
الناز حبیبی در نقش تهمینه با چهره معصوم خود همه را فریب داد. او که قربانی بی عدالتی بود در نهایت به دلیل آتش انتقام به فردی بی رحم تبدیل شد. اجرای او در این سریال بسیار هنرمندانه بود و تماشاگر را در مسیری پر از غافلگیری قرار داد.
منصور باجلان یک بیمار روانی کامل بود که عملکردش ریشه در رفتارهای جامعه با او داشت. مجتبی پیرزاده با بازی در این نقش یکی از مریض ترین و ترسناک ترین ویلن های سریالی تاریخ ایران را به مخاطب معرفی کرد.
پیمان معادی در این سریال نقش یک کارگردان را بازی کرد که در واقع یک قاتل زنجیره ای باهوش بود. او به راحتی شخصیت های خود را قربانی می کرد و هیچ کس شک نمی کرد که او قاتل است. صحنه فاش شدن هویت او یکی از تاثیرگذارترین لحظات در سریال های ایرانی بود که معادی با نگاه هایش به خوبی آن را اجرا کرد.
نوید محمدزاده در نقش نوری شخصیتی تاریک اما قابل همذات پنداری را به تصویر کشید. نوری با وجود تمام خباثت ها و نقشه های پیچیده اش به دلیل پیشینه اش برای مخاطب باورپذیر بود و محمدزاده با ظرافت توانست لایه های مختلف شخصیت او را به نمایش بگذارد.