چندی پیش مجله میدان آزادی در نظرسنجی «بهترین های انیمیشن ایران» رقابتی داغ میان محبوب ترین شخصیت های کارتونی ایرانی برگزار کرد؛ رقابتی پرهیجان که انتخاب را برای تماشاگران سخت می کرد، چون هر شخصیت با ویژگی های خاص و خاطره انگیزش یادآور بخشی از سال های کودکی ما بود. با این حال، رأی گیری به پایان رسید و برندگان معرفی شدند.
در این فهرست هر یک از این شخصیت ها را پیش روی شما می آوریم تا بیشتر با آن ها و داستان زندگی شان آشنا شوید. پس تا انتهای مطلب همراه ما باشید.

در اولین معرفی شخصیت های کارتونی ایرانی به معرفی منصور میهن دوست می پردازیم. شخصیتی که به خاطر رشادت ها و دلاوری هایش شایسته جایگاه نخست است. «منصور میهن دوست»، قهرمان اصلی انیمیشن «شجاعان»، فرمانده گروهی از خلبانان هوانیروز است و در هر قسمت با حضور در عملیات های دفاع مقدس دل رزمندگان را محکم می کند.
«سیاوش زرین آبادی» این شخصیت را با الهام از «شهید منصور وطن پور» خلق کرده؛ خلبانی تکاور که در نخستین روزهای تجاوز عراق، راهی خوزستان شد و در یکی از عملیات های سوسنگرد به شهادت رسید.

بچه هایی که سال ها پای شبکه پویا بزرگ شده اند خوب می دانند ببعی چه جایگاهی در دنیای کارتونیشان دارد؛ شخصیتی شیطنت آمیز و دوست داشتنی که تقریباً یک دهه همراه ثابت بچه های دهه نودی بوده است. حالا در «ببعی قهرمان»، همان گروه سازنده قدیمی قدمی بزرگ تر برداشته اند و دنیای دوبعدی ببعی را به فضای سه بعدی پرجنب وجوشی آورده اند؛ فضایی که شخصیت ها در آن واقعی تر، بامزه تر و پرتحرک تر از همیشه ظاهر می شوند.
در خلاصه داستان آمده است: «ببعی که همیشه مجلات جغد قهرمان درباره پرواز را می خواند، در سر رؤیای پرواز دارد و می خواهد مانند یک پرنده اوج بگیرد…» رؤیایی که ببعی را وارد ماجرایی تازه و پرهیجان می کند؛ ماجرایی که برای بچه ها فقط یک قصه سرگرم کننده نیست، بلکه پیامی شیرین درباره پشتکار و دنبال کردن آرزوها دارد.
«بچه زرنگ» تازه ترین اثر گروه هنر پویاست؛ تیمی که با «فیلشاه» و «شاهزاده روم» نشان داد در ساخت انیمیشن های خوش ساخت و چشم نواز حرف های زیادی برای گفتن دارد. این بار هم همان کیفیت فنی چشمگیر را به اثری ماجراجویانه و هیجان انگیز آورده اند.
در خلاصه داستان آمده است: «محسن، پسر بچه ای شیفته ابرقهرمان هاست؛ همیشه با وسایل قهرمانی اش آماده است تا به هر کس و هر چیزی کمک کند. اما روزی در یک اتفاق غیرمنتظره با موجودی روبه رو می شود که باورش سخت است؛ حیوانی متعلق به گونه ای منقرض شده از حیات وحش ایران…»
همین برخورد محسن را وارد مسیری کاملاً تازه می کند؛ مسیری پر از خطر، شوخی، کشف و معماهایی که یک پسر عاشق قهرمان بازی را به امتحانی واقعی می گذارند. این ماجراجویی جذاب، نه تنها کودکان را مجذوب می کند، بلکه برای بزرگ ترها نیز یادآور این است که قهرمان شدن فقط به شنل و ماسک نیست؛ گاهی یک دل پاک و کمی شجاعت کافی است.

عباس عسگری یکی دیگر از شخصیت های کارتونی ایرانی است که نقش انیمیشن لوپتو را ایفا می کند. انیمیشن «لوپتو» به کارگردانی عباس عسگری و تهیه کنندگی احسان کاوه و محمدحسین صادقی ساخته شده و مخاطب اصلی آن کودکان و نوجوانان هستند.
در خلاصه داستان آمده است: «آقای کمالی که یکی از پرفروش ترین کارگاه های تولید اسباب بازی کودکانه را در محوطه یک آسایشگاه روانی دارد و این کارگاه را با کمک تک تک بیماران آسایشگاه راه اندازی کرده، برای انتخاب محصول جدیدش، پیشنهادهای دو عضو کارگاه را همراه با نظر پسر کوچکش به داوری می گذارد.»
«لوپتو» اثری با محوریت حمایت از تولیدات داخلی و نقد فرهنگ غربی و شیوه قهرمان سازی آن برای کودکان می باشد. در طول داستان تنها یک ماجرای ساده پیش می رود و در مجموع انیمیشن ویژگی چشمگیری برای ماندگاری یا برجسته شدن ندارد.

انیمیشن «پسر دلفینی» به کارگردانی و نویسندگی محمد خیراندیش و تهیه کنندگی محمدامین همدانی ساخته شده و در ژانر ماجراجویی-کمدی قرار می گیرد. خوانندگی اثر را علیرضا طلیسچی برعهده دارد. داستان از سقوط یک هواپیما در دریا آغاز می شود؛ پسرکی که زنده می ماند در کنار دلفین ها بزرگ می شود و به مرور در شنا کردن و ارتباط با آبزیان مهارت ویژه ای پیدا می کند.
او پس از مدتی به تفاوت هایش با موجودات دریایی پی می برد و در جست وجوی مادرش راهی سفری پراتفاق و هیجان انگیز می شود؛ سفری که نشان می دهد «پسر دلفینی» موجودی کاملاً معمولی نیست.
از نظر بصری، انیمیشن کیفیت قابل قبولی دارد؛ اما آغاز داستان دیر شکل می گیرد و در بخش هایی نیز احساس می شود هماهنگی لازم میان موسیقی و فضای کودکانه اثر برقرار نیست.

در فهرست بهترین شخصیت های کارتونی ایرانی، بی تردید تنها یک پهلوان شایسته قهرمانی است: «پهلوان پوریای ولی». مدال طلای این میدان فقط برازنده اوست و نه هیچ کس دیگر.
روایت زندگی پهلوانی که سال هاست دل کوچک و بزرگ را برده، از «محمود خوارزمی» آغاز می شود؛ مردی که به پوریای ولی شهرت یافت و در روزگار ایلخانیان در شهر «خیوه خوارزم» زندگی می کرد. او از جوانی پا به میدان کشتی گذاشت و پس از سفر به شهرهای مختلف و رویارویی با پهلوانان دلاور، نامش در سراسر ایران پیچید.
«سیاوش زرین آبادی» در چهره این شخصیت تاریخی، قهرمانی جوانمرد و حماسی دید که می توانست الگوی نسل جوان باشد. به همین دلیل او را به عنوان محور داستان انیمیشن «پهلوانان» برگزید و «بیژن علی محمدی» با صدای ماندگارش به این پهلوان جان بخشید. پس از درگذشت او، «حمیدرضا آشتیانی پور» ادامه راه را برعهده گرفت و صداپیشگی این شخصیت را بر دوش کشید.

یکی دیگر از شخصیت های کارتونی ایرانی که همه او را با صدای زیبای ننه قمر می شناسند سرکار خانم فرانک رفیعی طاری می باشد. ننه قمر استاد غافلگیری است؛ پیرزنی با چادر گل گلی، عینک ته استکانی و قامتی کمی خمیده که با لهجه شیرین اصفهانی اش با صداپیشگی «فرانک رفیعی طاری» در نگاه اول شاید فردی معمولی به نظر برسد.
اما این ظاهر آرام و بی خطر، هیچ نسبتی با کارهایی که از او برمی آید ندارد. ننه قمر در برابر سختی ها کوتاه نمی آید و کارهایی می کند که اصلاً در تصور نمی گنجد. همراه همیشگی او هم «اسکندر» است؛ نوزادی قنداقی که حرف نمی زند، اما مهارت شگفت انگیزی در پریدن و جهیدن دارد.
محبوبیت ننه قمر و اسکندر آن قدر بالا رفت که عروسک شخصیت هایشان ساخته شد، و جالب اینکه عروسک ننه قمر راهی کشورهای دیگر هم شد. حتی چین وارد رقابت تولید انبوه این عروسک شد. «راشین خیریه»، طراح ننه قمر و بسیاری از شخصیت های شکرستان تعریف می کند که در مراسم امضای کتابش در آلمان، مردی آلمانی عروسک بزرگ ننه قمر را مقابلش گذاشت.
او هنگام سفرش به ایران با شکرستان آشنا شده و از آن پس عروسک ننه قمر را همه جا با خودش برده بود. آرزوی او هم فقط یک چیز بود: اینکه روزی تلویزیون آلمان، شکرستان را پخش کند.

ببر مازندران سال هاست که در طبیعت منقرض شده و دیگر امیدی به بازگشتش وجود ندارد. اگرچه «امامعلی حبیبی» که لقب «ببر مازندران» را داشت، چشم از جهان فروبسته اما شخصیت کارتونی «ببر مازندران» هرگز از دل ها نمی رود؛ قهرمانی که «هادی محمدیان» و «حامد جعفری» جانش بخشیدند و در ذهن کودکان جاودانه شد.
ببر مازندران با صداپیشگی دوست داشتنی «هومن حاجی عبداللهی» و لهجه شیرین مازنی اش، از همان شخصیت هایی است که هر تماشاگری را مجذوب می کند. او در کنار «محسن»، قهرمان انیمیشن «بچه زرنگ»، دل هزاران کودک را برد؛ تا جایی که فیلم تنها در ماه اول اکران، به فروش بیست میلیارد تومانی رسید و رکوردهای بسیاری را شکست.
محسن که برای نجات این ببر از خطر انقراض تلاش می کند، او را از جنگل به تهران می آورد و همین تصمیم ماجراهایی خنده دار و دلچسب می سازد؛ لحظاتی که روحیه شیرین و طناز ببر مازندران در شکل گیری آن ها نقش اصلی را دارد.

پسری شیطان، بازیگوش، شیرین زبان، شاد و بامزه که در هر قسمت خانواده اش را گرفتار دردسر می کند و در پایان هم پشیمان می شود؛ اما فردا دوباره از نو شروع می کند. همه ما چنین پسری را در اطرافمان دیده ایم و همین باعث می شود با شخصیت «بهمن» در انیمیشن «خانه ما» احساس نزدیکی کنیم.
خالقان او «نادر یغماییان» و دخترش «مهکامه یغماییان»، بهمن را چنان زنده و واقعی می دیدند که او را عضوی از خانواده خود می دانستند و حتی با ناراحتی هایش اشک می ریختند.
بهمن با خمیر عروسک سازی ساخته شده و «خانه ی ما» احتمالاً با تکنیک استاپ موشن شکل گرفته، اما توجه دقیق سازندگان به جزئیات داستان، فضای خانه و طراحی اشیا، باعث می شود بیننده اصلاً به یاد تکنیک ساخت نیفتد.
صدای «شوکت حجت» نیز آن قدر طبیعی و هماهنگ با روحیه این پسر بازیگوش است که از همان لحظه اول، ویژگی های شخصیتی او را در ذهن مخاطب زنده می کند. شخصیتی دوست داشتنی که هم می خنداند و هم با دردسرهایش درس هایی کوچک اما مهم به تماشاگر می دهد.