داستان کوتاه و خواندنی و آموزنده قدرت انتقاد واصلاح

داستان کوتاه و خواندنی و آموزنده قدرت انتقاد واصلاح

داستان کوتاه و خواندنی و آموزنده قدرت انتقاد واصلاح 

داستان هاي قدیمی و آموزنده پارسی واقعا آموزنده میباشند، می‌توانید در ادامه بخوانید و از آن درس ها و پندهای خوبی بگیرید.فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده اي و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.

 

شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی بی نظیر کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، اندکی رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران درخواست کرداگر هرجایی ایرادی می‌بینند یک نشانه × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو نشانه خورده هست و بسیار غمگین و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.

 

استاد به او گفت: آیا می‌توانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : “”اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید””

 

غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:

 

” همه ي انسان ها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه “