اگر از طرفداران فیلم های کلاسیک باشید قطعاً نام آدری هپبورن برایتان آشنا می باشد. به جرات می توان گفت او یکی از درخشان ترین و دوست داشتنی ترین چهره های تاریخ سینماست؛ بازیگری بی رقیب که هنوز هم پس از سال ها محبوبیت و جذابیتش کم نشده است.
هپبورن با چهره خاص، شخصیت کاریزماتیک و نقش آفرینی های ماندگارش قلب میلیون ها بیننده را تسخیر کرد. هرچند بسیاری او را بیشتر با فیلم مشهور تعطیلات رمی می شناسند. اما کارنامه هنری اش بسیار گسترده تر و پرمایه تر از یکی دو اثر محبوب است.

در این مطلب می خواهیم سفری دلنشین به دنیای سینمایی آدری هپبورن داشته باشیم؛ هنرمندی که با نقش آفرینی های ماندگارش هنوز هم الهام بخش دوستداران سینماست. در ادامه، شما را با بهترین فیلم های او آشنا می کنیم.
از آثار کمتر دیده شده گرفته تا شاهکارهایی که نامش را برای همیشه در تاریخ هالیوود ماندگار کردند. اگر به دنبال فیلم های آدری هپبورن با دوبله فارسی هستید یا می خواهید یک فهرست کامل از برجسته ترین آثارش داشته باشید، این مطلب دقیقاً همان چیزی است که به آن نیاز دارید. همراه ما باشید

وراثت تریلری جنایی و پرهیجان می باشد که در آن آدری هپبورن نقش وارث یک شرکت بزرگ داروسازی را بازی می کند. پس از اینکه پدرش به شکلی مرموز به قتل می رسد زندگی او دگرگون شده و خودش نیز در معرض خطر قرار می گیرد.
حالا او باید هم پرده از راز قتل بردارد و هم از دست قاتلی ناشناس جان سالم به در ببرد. این فیلم با فضای پرتعلیق و معمایی اش چهره ای متفاوت و کمتر دیده شده از هپبورن را به مخاطبان ژانر جنایی نشان می دهد.

این فیلم عاشقانه و متفاوت که مل فرر همسر آن دوران آدری هپبورن آن را ساخته بود به عنوان نخستین ناکامی جدی کارنامه این ستاره شناخته می شود. ماجرا از جایی آغاز می شود که مردی ونزوئلایی با بازی آنتونی پرکینز از دست خطر می گریزد و درست زمانی که همه چیز از کنترل خارج شده دختری جنگلی که هپبورن نقش او را ایفا می کند سر می رسد و زندگی او را نجات می دهد.

در فیلم سینمایی داستان همسران جوان با قصه زنی کم رو و آرام روبه رو می شویم که پس از پایان جنگ، به دنبال سرپناهی تازه می گردد. او سرانجام اتاقی در خانه ای پیدا می کند که دو زوج در آن زندگی می کنند و فضای صمیمی و بی دغدغه ای حاکم است. اما این آرامش دوام چندانی ندارد.
چون با ورود مستأجری تازه اوضاع پیچیده می شود و مرد تازه وارد دل باخته یکی از زنان خانه می گردد. همین دلدادگی ناخواسته سکون و هماهنگی خانه را به تدریج به چالش می کشد و ماجرا رنگی از تنش و رازآلودگی به خود می گیرد.

نسخه انگلیسی این اثر فرانسوی با عنوان کودک مونت کارلو شناخته می شود و اهمیتش بیش از هر چیز به آغاز درخشش آدری هپبورن در سینما بازمی گردد. اجرای چشمگیر هپبورن در این فیلم آن قدر توجه برانگیز بود که کولت نمایشنامه نویس سرشناس آن دوران استعداد ناب او را تشخیص داد و پیشنهاد داد نقش اصلی تئاتر «جیجی» را برعهده بگیرد.
موفقیت هپبورن در آن نمایش سکوی پرتابی شد که مسیر او را مستقیم به هالیوود رساند و آغازگر دوران حرفه ای اش در سینمای آمریکا شد.

فیلم سینمایی عشق میان دزدان آخرین اثری است که آدری هپبورن در آن حضور پررنگ و نقش اصلی دارد؛ فیلمی تلویزیونی با حال وهوای ماجراجویانه که چهره ای متفاوت از او نشان می دهد. هپبورن این بار در قالب یک بارونس ظاهر می شود که برای نجات نامزدش ناچار است وارد بازی ای خطرناک شود.
او همراه یک نوازنده به نام کارولین دولاک نقشه جسورانه ای می ریزد تا سه تخم مرغ فابرژه و مجموعه ای از جواهرات سلطنتی را از موزه ای در سان فرانسیسکو سرقت کنند. این گنجینه قرار است بها و تنها امید آزادی نامزد او باشد که در یکی از کشورهای آمریکای لاتین به گروگان گرفته شده است.

این فیلم روایت پرکشش دو خواهر به نام های ماریا برنتانو و نورا با بازی آدری هپبورن را دنبال می کند؛ دو دختری که پس از کشته شدن پدرشان به دست یک دیکتاتور اروپایی راهی لندن می شوند تا از سایه خطر دور بمانند.
هفت سال بعد سرنوشت بار دیگر در ماجرا را به رویشان باز می کند؛ ماریا به شکلی غیرمنتظره لویی عشق قدیمی خود را می بیند؛ مردی که حالا سودای ترور همان دیکتاتور را در سر دارد. ورود دوباره او به زندگی این دو خواهر آنها را در دل نقشه ای خطرناک قرار می دهد؛ نقشه ای که پیچیدگی ها و غافلگیری هایش اجازه نمی دهد مسیر عدالت آن طور که انتظار می رود پیش برود.

هپبورن در دهه هشتاد تنها در دو فیلم ظاهر شد و آنها همگی خندیدند یکی از همین آثار کم شمار اما متفاوت است. داستان فیلم حول سه کارآگاه خصوصی می گردد که مأمور می شوند رفتار دو زن را زیر نظر بگیرند و سر از ماجرای خیانت احتمالی آنها درآورند. اما هرچه بیشتر پیش می روند مسیر تحقیق پیچیده تر و نتایج کاملاً دور از انتظار می شود؛ تا جایی که ماجرا از یک پرونده ساده فراتر رفته و رنگ و بوی تازه ای پیدا می کند.

در این داستان ریچارد بنسون فیلم نامه نویس مشهور هالیوود تنها چند روز برای تحویل متن خود زمان دارد و همین فشار او را وادار می کند یک دستیار استخدام کند. آدری هپبورن در نقش دختر جوان و منظم تایپیستی ظاهر می شود که قرار است این نویسنده پریشان حال را از بحران نجات دهد.
با ورود او روند کار بنسون نظم تازه ای می گیرد و همکاریشان کم کم رنگی از صمیمیت و لحظات شیرین پیدا می کند؛ جایی که تنش اولیه جای خود را به همراهی و الهام بخشی می دهد. نتیجه این همکاری داستانی است پر از گفت وگوهای دلنشین و تعامل جذاب میان دو شخصیت کاملاً متفاوت.
فیلم سینمایی همیشه آخرین حضور سینمایی آدری هپبورن بود؛ حضوری کوتاه اما به یادماندنی در فیلمی از استیون اسپیلبرگ. او برای این نقش زمان کمی مقابل دوربین می ایستد، اما تأثیر حضورش و بزرگی کارش فراتر از چند دقیقه است.
آدری هپبورن تمام دستمزد یک میلیون دلاری خود را بدون لحظه ای تردید به یونیسف بخشید؛ اقدامی که بیش از پیش چهره انسان دوستانه و روح بزرگ او را در تاریخ سینما ماندگار کرد.
آدری هپبورن و شان کانری در «رابین و ماریان» در حالی دوباره مقابل دوربین رفتند که هر دو به دوران پختگی و سال های آرام تر زندگی رسیده بودند؛ اما همین سال های تجربه، بازی شان را گرم تر و عمیق تر کرده است.
آدری هپبورن در نقش ماریان ظاهر می شود؛ زنی که اکنون در صومعه ای خدمت می کند و هنوز زخمی قدیمی در دل دارد. سال ها پیش رابین او را تنها گذاشت و روانه جنگ های صلیبی شد، و بازگشت او پس از این همه سال، گذشته ای فراموش نشده را دوباره زنده می کند.
پیش از هرچیزی بگوییم این فیلم هیچ ارتباطی با نابخشوده مشهور کلینت ایستوود ندارد؛ بلکه تلاش جان هیوستون برای ساخت وسترنی متفاوت و بدون تعصب های رایج آن دوران بود. داستان درباره خانواده ای ساکن تگزاس می باشد که گذشته شان ناگهان زیر سؤال می رود و فضای آرام زندگی شان به تدریج به آشوب کشیده می شود.
با وجود حضور درخشان آدری هپبورن، تجربه ساخت این فیلم برای او تلخ بود. هنگام انجام صحنه های سوارکاری دچار حادثه شد و سقوط از اسب به آسیب دیدگی شدید او انجامید؛ اتفاقی که سایه ای سنگین بر روند تولید فیلم انداخت.
این اثر شاید کامل ترین یا وفادارترین اقتباس از رمان عظیم تولستوی نباشد، اما ترکیب موسیقی روح نواز نینو روتا و تصویربرداری باشکوه جک کاردیف آن قدر دلنشین است که تماشاگر را تا پایان با خود همراه می کند.
در میان این جلوه های چشم نواز، آدری هپبورن با نقش آفرینی ظریف و درخشانش در قالب ناتاشا، قلب داستان را زنده نگه می دارد و حضورش یکی از به یادماندنی ترین نقاط قوت فیلم است.
اگر دلتان یک موزیکال سرحال و چشم نواز با حضور آدری هپبورن می خواهد، «چهره بامزه» همان انتخابی است که باید سراغش بروید. این فیلم نه تنها یکی از شیرین ترین نقش آفرینی های هپبورن را دارد، بلکه او را به یکی از چهره های ماندگار دنیای مد در دوران طلایی هالیوود تبدیل کرد.
در این فیلم سینمایی هپبورن نقش دختر کتابفروشی آرام و کم حرفی را بازی می کند که به طور اتفاقی توسط عکاس مشهوری کشف می شود و ناگهان پایش به دنیای زرق وبرق دار مد باز می شود؛ دنیایی که از او یک مدل جذاب و چشمگیر می سازد.
فیلم پر از رقص های دیدنی، ترانه های دلنشین و فضای شیک و رنگارنگ مد می باشد. ترکیبی که تماشایش را هم لذت بخش می کند و هم حال وهوای خاص موزیکال های کلاسیک را زنده نگه می دارد.
پس از موفقیت چشمگیر آدری هپبورن در «سابرینا»، او دوباره با بیلی وایلدر همکاری کرد و این بار در فیلم عشق در بعدازظهر حضور یافت؛ اثری شیرین و سرشار از ظرافت های رمانتیک که درست در حال وهوای دلنشین آثار وایلدر پیش می رود.
در داستان یک کارآگاه خصوصی مأمور می شود تا خیانت یک مرد ثروتمند و سال خورده را ثابت کند. اما ماجرا خیلی زود از مسیر برنامه ریزی شده خارج می شود. چون این مرد بی خبر از همه چیز دل باخته دختر جوان کارآگاه می شود؛ دختری که هپبورن با خلاقیت و لطافتی همیشگی نقش او را بازی می کند.
در این فیلم سینمایی با زوجی روبه رو هستیم که سال ها زیر فشار روزمرگی و فاصله های عاطفی، رابطه شان رنگ باخته است. برای فرار از این سردی، راهی ریویرای فرانسه می شوند؛ سفری که قرار بود فقط تعطیلاتی معمولی باشد، اما کم کم به مرور خاطرات شیرین آشنایی شان تبدیل می شود.
در هوای آفتابی ساحل و جاده هایی که هر گوشه اش یادآور گذشته است، آن دو ناچار می شوند با تمام لحظاتی روبه رو شوند که در گذر زمان از دست داده اند؛ عشق های ناتمام، فرصت های سوخته و احساسی که زمانی میان شان زنده و پرشور بود.
در این فیلم با کارمند بانکی آرام و بی حاشیه ای روبه رو می شویم که سال هاست در سکوت پشت میز خود کار می کند، اما وسوسه یک فرصت طلایی زندگی اش را زیرورو می کند. او متوجه می شود که بانک به طور مرتب شمش های طلا جابه جا می کند و همین راز کوچک، خیال انجام سرقتی بی نقص را در ذهنش می کارد.
برای اجرای نقشه به سراغ همسایه عجیب وغریب و بامزه اش می رود؛ مردی که رفتارش شاید غیرمعمول باشد اما درست همان شریک جسوری است که برای ماجراجویی لازم دارد. آن دو با طرحی پرریسک تصمیم می گیرند شمش ها را سرقت کنند و با ترفندهایی زیرکانه آنها را از کشور خارج کنند.
در فیلم سینمایی چگونه یک میلیون بدزدیم با داستانی سرگرم کننده و پرشیطنت روبه رو هستیم. دختر جوانی پس از آنکه درمی یابد شاهکار هنری پدرش در واقع یک اثر جعلی است و قرار است در موزه ای معتبر نمایش داده شود، ناگهان با بحرانی جدی مواجه می شود؛ چون اگر کارشناسان حقیقت را کشف کنند، آبروی خانواده اش نابود می شود.
برای جلوگیری از این رسوایی او چاره ای جز دست زدن به یک نقشه جسورانه ندارد. پس سراغ سارقی زیرک و حرفه ای می رود و از او می خواهد پیش از آنکه دیر شود، این اثر گران قیمت را از موزه «بدزدد».
از همین جا ماجراجویی ای آغاز می شود که پر از طنز، تعلیق و جذابیت های یک سرقت شیک و کلاسیک است؛ ماجرایی که با حضور آدری هپبورن حال وهوایی دلنشین و فراموش نشدنی پیدا می کند.
در این فیلم آدری هپبورن چهره دختری از طبقه اشراف را جان می بخشد؛ دختری که در نقطه ای حساس از زندگی، از رفاه و تشریفات فاصله می گیرد و راهی صومعه می شود تا در سکوت و خدمت معنا تازه ای برای بودن پیدا کند.
هپبورن با ظرافتی کم نظیر، کشمکش درونی این دختر جوان را نشان می دهد؛ دختری که میان دعوت درونی برای آرامش و گذشته ای پرزرق وبرق گرفتار شده است. همین حضور مسحورکننده بود که برای او سومین نامزدی اسکار را رقم زد و جایگاهش را در میان بزرگ ترین بازیگران سینما تثبیت کرد.