درگذشت همایون ارشادی بازیگر خوش نام و آرام سینمای ایران، جامعه هنری را اندوهگین کرد. او دیرتر از بسیاری از هنرمندان وارد عرصه سینما شد. اما از همان آغاز حضورش در دهه هفتاد با فیلم های تأثیرگذاری همچون طعم گیلاس و درخت گلابی مورد توجه قرار گرفت.
همایون ارشادی بازیگری بود که به اندازه نقش اهمیت نمی داد و حتی در حضور کوتاهش روی پرده می توانست نگاه مخاطب را جلب کند. بازی های او همیشه با صداقت و احساس همراه بود و توانایی عجیبی در جان بخشیدن به شخصیت ها داشت، چه در آثار ایرانی و چه در فیلم های بین المللی مانند بادبادک باز که شهرت جهانی برایش به ارمغان آورد.
همایون ارشادی در شهر تاریخی و هنرمندپرور اصفهان به دنیا آمد. ریشه خانوادگی و فرهنگ اصفهان تأثیر زیادی بر روحیه هنری او داشت و همین ویژگی باعث شد در نقش هایش ظرافت و آرامش خاصی دیده شود.
ارشادی به هنر و ادبیات علاقه ذاتی داشت و از دوران کودکی به تماشای تئاتر و فیلم علاقه مند بود. این عشق به هنر بعدها مسیر زندگی اش را تغییر داد و او را از معماری به سینما رساند.
زنده یاد همایون ارشادی سال ها پیش ازدواج کرد و همسرش نیز از همراهان نزدیک دوران حرفه ای و زندگی شخصی او بود. گرچه همسرش کمتر در رسانه ها ظاهر می شد اما همیشه پشتیبان او بود. عکس هایی از زندگی خانوادگی ارشادی در فضای مجازی منتشر شده که لحظات صمیمانه و آرام آن ها را نشان می دهد. ارشادی همواره از خانواده اش به عنوان منبع انرژی و آرامش یاد می کرد.

همایون ارشادی در کنار بازیگری مدتی به طراحی و بازسازی مبلمان نیز مشغول بود. او به همراه خواهرش گالری کوچکی راه اندازی کرده بودند که در آن به ساخت و مرمت مبلمان قدیمی می پرداختند. عاشقانه از زیبایی در طراحی صحبت می کرد و می گفت هنر معماری و بازیگری هر دو روحی مشترک دارند.
با پر شدن برنامه کاری اش در سینما، این فعالیت را کنار گذاشت؛ اما تا پایان عمر گفته بود ساختن چیزهای زیبا همیشه بخشی از وجودش باقی مانده است.

همایون ارشادی فارغ التحصیل رشته معماری یکی از دانشگاه های معتبر کشور ایتالیا بود. او مدتی در این کشور اقامت داشت و از فرهنگ و هنر اروپایی الهام گرفت. این آموزش باعث شد دیدگاه متفاوتی نسبت به طراحی، نظم و زیبایی داشته باشد که بعدها در نگاه هنری اش در سینما نمود پیدا کرد.

همایون ارشادی برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و پس از بازگشت در یک شرکت ساختمانی در اهواز مشغول به کار شد. اما در سال های پس از انقلاب تصمیم گرفت مدتی در کانادا زندگی کند و تا اوایل دهه هفتاد در آنجا ماند. این مهاجرت تجربه ای متفاوت برای او بود و نگاه بین المللی اش را گسترش داد.بازگشتش به ایران نقطه آغاز دوران طلایی کاری او شد که با فیلم های بزرگ و نقش های ماندگار ادامه یافت.

ورود همایون ارشادی به سینما کاملاً اتفاقی بود. به این طریق که از طریق دوستی با محمد نیک بین همسر تهمینه میلانی، او برای بازی در فیلم «کاکادو» معرفی شد و نخستین تجربه اش را کسب کرد. هرچند در آن فیلم چندان دیده نشد، اما همین تجربه مسیرش را به سوی آثار جدی تر هموار کرد.
وقتی عباس کیارستمی در خیابان او را دید و برای فیلم طعم گیلاس انتخابش کرد. در واقع ورق زندگی او برگشت. ارشادی بعدها گفت که این اتفاق را بزرگ ترین شانس زندگی اش می دانست.
در فیلم طعم گیلاس همایون ارشادی نقش مردی را بازی می کرد که از زندگی خسته شده و تصمیم گرفته بود به کار خود پایان دهد. او توانست به شکلی دقیق و باورپذیر، اندوه و تنهایی این شخصیت را به تصویر بکشد.
چهره آرام، لحن گرم و نگاه نافذش باعث شد تماشاگران با احساسات او همراه شوند. این فیلم با تحسین گسترده بین المللی روبه رو شد و همایون ارشادی را به عنوان چهره ای جدی در سینمای ایران مطرح کرد. موفقیت این فیلم در فستیوال ها، آغاز شهرت جهانی او بود.
پس از موفقیت در فیلم سینمایی طعم گیلاس، بازی ارشادی در فیلم درخت گلابی درخششی دیگر بود. او نقش استاد ادبیاتی را داشت که با یاد خاطرات عشق قدیمی اش درمی یابد هنوز می تواند عاشقانه و انسانی احساس کند.
این فیلم تصویری شاعرانه از گذر زمان و دلتنگی های انسان ارائه می دهد و ارشادی با درونی ترین احساساتش نقش آفرینی کرده بود. نگاه آرام و رفتار سنجیده اش، حس عمیق شخصیت را منتقل می کرد و در ذهن مخاطبان ماندگار شد.
بادبادک باز تجربه ای بین المللی برای ارشادی بود. پس از دیدن «طعم گیلاس»، تیم سازنده فیلم از طریق عباس کیارستمی با او ارتباط گرفتند و برای نقش پدر امیر دعوتش کردند. ارشادی در این فیلم تصویر پدری آرام و منطقی را خلق کرده بود که میان اقتدار و مهربانی تعادل برقرار می کرد.
بازی او آن قدر تأثیرگذار بود که در جشنواره های آمریکا نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. این فیلم آغاز مرحله جدیدی در کارنامه بین المللی او بود و بعد از آن در آثار بزرگی همچون آگورا، سی دقیقه پس از نیمه شب، تحت تعقیب ترین مرد، علی و نینو و چند فیلم دیگر بازی کرد.
در فیلم سیمای زنی در دوردست همایون ارشادی نقش مهندسی تنها را داشت که زندگی اش میان خیال و واقعیت می گذشت. ورود زنی مرموز با بازی لیلا حاتمی، ذهن او را دچار تلاطم می کرد. همایون ارشادی با نگاهی دقیق و سکوتی پرمعنا توانست حس سردرگمی و تنهایی این مرد را به زیبایی نشان دهد.یکی از نکات درخشان فیلم، حضور آرام و متفاوت او بود که فضای اثر را عمیق تر کرد و مخاطب را تا پایان با خود همراه کرد.
در فیلم سینمایی ملکه، همایون ارشادی نقش افسر عراقی را بازی کرد که برخلاف بازی های قبلی، شخصیتی انسانی و چندوجهی از او ارائه داد. او افسری بود که از کارهای خشونت بار جنگ دل خوشی نداشت و میان وظیفه نظامی و وجدان خود در کشمکش بود.
همایون ارشادی با عمق بازی خود توانست این تضاد را باورپذیر کند و در چند صحنه کوتاه، تأثیری ماندگار بگذارد. بازی متفکر و کم کلامش یکی از بخش های برجسته این فیلم بود.
در فیلم یک عاشقانه ساده همایون ارشادی در نقش شاطر علی، پدر گندم ظاهر شد. او مردی شریف و زحمتکش بود که بین احساسات پدرانه و تعهدش به قولی قدیمی گرفتار شده بود.در واقع تلاش کرد از قالب های تکراری فاصله بگیرد و پدری شاعرانه اما واقع گرا خلق کند. گفتار گرم و رفتار صمیمی اش حس انسانی این شخصیت را به تصویر کشید و یکی از نقاط قوت فیلم شد.
تا ثریا از سریال های تاثیرگذار تلویزیون بود که ارشادی در آن نقش مردی جاه طلب و کنترل گر را ایفا می کرد. او در این اثر چهره ای متفاوت از خود نشان داد؛ شخصیتی که از احساسات انسانی فاصله گرفته و میان عشق و غرور گرفتار شده بود. هرچند حضورش طولانی نبود اما نقش او یکی از بخش های کلیدی داستان بود. بازی قاطع و پرقدرتش تحسین مخاطبان را برانگیخت و نشان داد چطور می توان با حضور کوتاه، تأثیر ماندگار گذاشت.
همایون ارشادی در فیلم های سینمایی از جمله:
بازی کرد. هرکدام از این آثار نقطه ای تازه در مسیر حرفه ای او بودند. با وجود نقش های کوتاه، همیشه جزئیات رفتارش، آرامش نگاهش و عمق احساسی بازی اش توجه کارگردانان خارجی را جلب می کرد. حضور در این آثار باعث شد نام ارشادی به عنوان نماینده ای شایسته از سینمای ایران در جهان شناخته شود.
همایون ارشادی در طول فعالیت هنری خود جوایز و نامزدی های متعددی دریافت کرد. از جمله:
زنده یاد همایون ارشادی از معدود بازیگرانی بود که با آرامش و صداقت، حس واقعی انسان ها را روی پرده نمایش می داد. او در نقش های کوچک و بزرگ همیشه تأثیرگذار بود و با بینندگان ارتباطی صمیمی برقرار می کرد. از «طعم گیلاس» تا «بادبادک باز»، مسیر هنری اش پر از موفقیت و احترام بود.