در این مطلب از پارس ناز بیوگرافی نیکلاس مادورو یکی از شناخته شده ترین رهبران سیاسی ونزوئلا را پیش رو خواهیم داشت. کسی که نامش همیشه با بحث و جدل همراه بوده است. او از جوانی وارد عرصه فعالیت های سیاسی و کارگری شد و با همراهی و حمایت هوگو چاوز پله های قدرت را طی کرد.
در این نوشته قرار است نگاهی نزدیک به زندگی شخصی، سابقه کاری و نقش او در تغییرات مهم سیاسی و اقتصادی کشور ونزوئلا داشته باشیم.

در بیوگرافی نیکلاس مادورو آمده که این شخصیت سیاستمدار در تاریخ ۲۳ نوامبر ۱۹۶۲ در کاراکاس ونزوئلا متولد شد. او از سال ۲۰۱۳ تا امروز ریاست جمهوری این کشور را بر عهده دارد. البته پیش از رسیدن به این جایگاه، مسئولیت های مهمی مثل وزارت امور خارجه در سال ۲۰۰۶ و معاونت ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۲ را تجربه کرده بود.
تا اینکه پس از درگذشت هوگو چاوز در اسفندماه سال ۱۳۹۱، مادورو به طور موقت اداره کشور را بر عهده گرفت و یک ماه بعد با رأی مردم رسماً رئیس جمهور شد. پیش از ورود به سیاست، او راننده اتوبوس و از فعالان اتحادیه کارگران حمل ونقل بود.

آنچه که از بیوگرافی نیکلاس مادورو پیداست او در دل یک خانواده کارگری چشم به جهان گشود و از همان نوجوانی مزه زندگی سخت و تلاش روزانه را چشید. او در جوانی پشت فرمان اتوبوس نشست و مسیرهای پرهیاهوی شهر را پیمود. جایی که با مشکلات و دغدغه های کارگران از نزدیک آشنا شد.
پدرش، نیکلاس مادورو گارسیا از فعالان سرشناس کارگری بود و همین باعث شد نیکلاس از همان سال های نخست زندگی با فضای مبارزات صنفی و اجتماعی آشنا شود. او دوران دبیرستان را در ال واله، محله ای کارگری در حومه کاراکاس گذراند و در همان سنین جوانی ریاست انجمن دانش آموزی مدرسه اش را به عهده گرفت.
یکی از همکلاسی هایش در گفت وگو با روزنامه گاردین یادآوری می کند: «صبح ها در مراسم، برایمان از حقوق دانش آموزان و مسائل مشابه حرف می زد.
چندان پرحرف نبود و کسی را تحریک نمی کرد، ولی کلماتی که انتخاب می کرد، همیشه اثر خود را می گذاشت.» با وجود این فعالیت ها، مدارک نشان می دهد که او هرگز موفق به فارغ التحصیلی از دبیرستان نشد.

علاقه مادورو در نوجوانی به موسیقی راک بسیار جدی بود و حتی رویای تبدیل شدن به یک نوازنده را در سر می پروراند. اما مسیر زندگی اش تغییر کرد؛ به جای ورود به دنیای موسیقی، به لیگ سوسیالیست پیوست و پشت فرمان اتوبوس نشست.
این کار به مرور او را به صفوف جنبش های کارگری کشاند و در نهایت او رهبری اتحادیه ای را به دست گرفت که رانندگان اتوبوس و متروی کاراکاس را نمایندگی می کرد. مادورو به جای انتخاب دانشگاه، راهی کوبا شد تا در حوزه کارگری و سازماندهی سیاسی آموزش ببیند؛ تصمیمی که پایه های مسیر سیاسی آینده اش را مستحکم کرد.

در بیوگرافی نیکلاس مادورو چنین آمده که او با سیلیا فلورس، یکی از چهره های برجسته سیاست ونزوئلا و دادستان کل سابق این کشور، ازدواج کرده است.
سیلیا در مسیر فعالیت های سیاسی شانه به شانه همسرش حرکت کرده و حتی مدتی مسئولیت نخست وزیری ونزوئلا را بر عهده داشته است. حاصل این زندگی مشترک پسری به نام نیکلاس مادورو گوئراست که ادامه دهنده نام خانوادگی پدر است.

باتوجه به بیوگرافی نیکلاس مادورو، او تحصیلات دانشگاهی ندارد. اما سال ها تجربه عملی و حضور مداومش در اتحادیه کارگران و صحنه سیاست، به او دانش و مهارتی داده که کمتر در کلاس های درس پیدا می شود. او از اوایل دهه ۱۹۹۰ فعالیت خود را با حضور در جنبش های کارگری آغاز کرد و به مرور جایگاه سیاسی اش را تثبیت کرد.
پیش از رسیدن به مقام ریاست جمهوری نیکلاس مادورو مراحل مختلفی را در بدنه دولت طی کرد. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۶ وزیر امور خارجه شد، در سال ۲۰۱۲ به مقام معاونت ریاست جمهوری رسید و سرانجام پس از درگذشت هوگو چاوز در سال ۲۰۱۳، ابتدا به عنوان رئیس جمهور موقت و سپس با رأی مردم به عنوان رئیس جمهور رسمی کشور انتخاب شد.
جالب این که سال ها قبل از سیاست، راننده اتوبوس بود و رهبری اتحادیه کارگران حمل ونقل را هم بر عهده داشت.
همانطور که گفته شد پس از درگذشت هوگو چاوز در سال ۲۰۱۳، مادورو که از یاران نزدیک او بود به عنوان رئیس جمهور ونزوئلا انتخاب شد. در همان روزها محمود احمدی نژاد رئیس دولت وقت ایران برای شرکت در مراسم رسمی به کاراکاس سفر کرد.
انتشار تصویری از او در کنار مادر مادورو در آن مراسم، به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد و به یکی از پربحث ترین سوژه های رسانه ای آن زمان تبدیل گردید.
در اوایل دهه ۱۹۹۰ نیکلاس مادورو قدم در مسیر تازه ای گذاشت و به شاخه غیرنظامی «جنبش انقلابی بولیواری ۲۰۰» (MBR 200) پیوست؛ گروهی مخفی که در دل ارتش ونزوئلا شکل گرفته بود و هوگو چاوز رهبری اش را بر عهده داشت. اعضای این جنبش عمدتاً افسرانی بودند که از فساد گسترده دولتی ناامید شده بودند.
در فوریه ۱۹۹۲ چاوز به همراه چند افسر دیگر برای سرنگونی دولت وقت وارد عمل شد و تلاش کرد با حمله به کاخ ریاست جمهوری و وزارت دفاع، کودتا را به سرانجام برساند. این عملیات با شکست روبه رو شد و چاوز روانه زندان شد. در همین دوران مادورو با حضور پررنگ در کارزارهای تبلیغاتی، برای آزادی او فعالیت کرد.
پس از آن که هوگو چاوز در انتخابات سال ۲۰۱۲ دوباره به پیروزی رسید، نیکلاس مادورو را به عنوان معاون رئیس جمهور برگزید و به این ترتیب عملاً مسیر جانشینی او را هموار کرد. چاوز که یک سال پیش تر بیماری سرطان خود را آشکار کرده بود پیش از عزیمت به کوبا برای درمان در اواخر سال ۲۰۱۲ در یک سخنرانی تلویزیونی احساسی و پرهیجان اعلام کرد:
«نظر من روشن است. همچون ماه کامل، تغییرناپذیر، قطعی و کامل… مردم باید نیکلاس مادورو را برای ریاست جمهوری انتخاب کنند. این را از صمیم قلب از شما می خواهم. او از معدود رهبران جوانی است که توانایی ادامه مسیر را دارد، اگر نتوانم.»
با آغاز سال ۲۰۱۳ و ادامه درمان چاوز مادورو به عنوان رهبر موقت ونزوئلا زمام امور را در دست گرفت. در این دوران، بزرگ ترین رقیب داخلی اش دیوسدادو کابلو، رئیس مجلس ملی و مورد حمایت بخش هایی از ارتش، محسوب می شد. با این حال، مادورو از پشتیبانی قدرتمند رژیم کاسترو در کوبا بهره مند بود.
نیکلاس مادورو تقریباً بلافاصله پس از آغاز ریاست جمهوری لحن تندی علیه ایالات متحده در پیش گرفت. در سپتامبر ۲۰۱۳ او سه دیپلمات آمریکایی را از ونزوئلا اخراج کرد و آنان را به دخالت در اقدامات خرابکارانه علیه دولت متهم ساخت.
سال ۲۰۱۴ با موجی از اعتراضات گسترده همراه بود که بیشتر از سوی دانشجویان و مخالفان طبقه متوسط سازمان دهی می شد. خیابان های ونزوئلا صحنه درگیری و شعارهای تند علیه دولت شد، اما مادورو همچنان از پشتیبانی بخش های بزرگی از جامعه، به ویژه اقشار فقیر، ارتش و پلیس برخوردار بود. در نهایت، دامنه اعتراضات تا ماه مه فروکش کرد.
بخش عمده این نارضایتی ها ریشه در بحران اقتصادی فزاینده داشت. کاهش شدید قیمت جهانی نفت، ستون اصلی اقتصاد ونزوئلا را لرزاند. زیرا این کشور به شدت به صادرات نفت وابسته بود. سقوط درآمد نفتی، توانایی واردات را محدود کرد و کمبود کالاهای اساسی مانند دستمال توالت، شیر، آرد و انواع داروها را به دنبال داشت. هم زمان، تورم به شکلی افسارگسیخته بالا رفت و نارضایتی عمومی را تشدید کرد.
این شرایط به شکستی تاریخی برای حزب سوسیالیست ونزوئلا (PSUV) انجامید؛ حزبی که مادورو رهبری آن را بر عهده داشت. در انتخابات دسامبر ۲۰۱۵، این حزب پس از ۱۶ سال، کنترل مجلس ملی را از دست داد. در واکنش، مادورو در ژانویه ۲۰۱۶ وضعیت اضطراری اقتصادی اعلام کرد و سعی کرد با این اقدام، مدیریت بحران را در دست بگیرد
آنچه که از بیوگرافی نیکلاس مادورو پیداست در سال ۱۹۹۴ ورق برای او برگشت. زمانی که رئیس جمهور وقت کارلوس پرز درگیر پرونده بزرگ فساد شد و چاوز نیز مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد. پس از آزادی چاوز تصمیم گرفت MBR 200 را به یک حزب سیاسی قانونی تبدیل کند.
مادورو هم گام به گام به فعالیت های جریان «چاویسم» پیوست؛ جنبشی که هدفش کاهش فقر، گسترش آموزش و اجرای برنامه های رفاه اجتماعی بود.
او در همان سال ها در تأسیس «جنبش جمهوری پنجم» نقش مهمی ایفا کرد؛ حزبی که با حمایت آن، چاوز در سال ۱۹۹۸ راهی رقابت های ریاست جمهوری شد. همین دوران نقطه آغاز آشنایی مادورو با سیلیا فلورس بود؛ زنی که ریاست تیم حقوقی آزادی چاوز را بر عهده داشت.
بعدها در سال ۲۰۰۶ نخستین زن تاریخ ونزوئلا شد که بر کرسی ریاست مجلس ملی نشست و البته، همسر دوم مادورو نیز شد.
همزمان با پیروزی هوگو چاوز در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۹۸ مسیر سیاسی نیکلاس مادورو نیز شتاب گرفت. در سال ۱۹۹۹ او در فرآیند تدوین قانون اساسی جدید ونزوئلا نقش داشت و یک سال بعد وارد مجلس ملی شد. از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ نیز ریاست این مجلس را بر عهده گرفت.
در سال ۲۰۰۶ چاوز او را به سمت وزیر امور خارجه منصوب کرد. مادورو در این جایگاه به دنبال پیشبرد اهداف «اتحاد بولیواری برای ملت های آمریکای ما» (ALBA) بود؛ اتحادی که برای مقابله با نفوذ ایالات متحده در آمریکای لاتین و تقویت همگرایی سیاسی و اقتصادی کشورهای چپ گرا شکل گرفته بود. اعضای شاخص آن شامل کوبا، بولیوی، اکوادور و نیکاراگوئه بودند.
در مقام وزیر امور خارجه، مادورو روابط نزدیکی با رهبران جنجالی همچون معمر قذافی از لیبی، رابرت موگابه از زیمبابوه و محمود احمدی نژاد از ایران برقرار کرد. او بارها لحن تند و سخنان آتشین چاوز علیه ایالات متحده را تکرار کرد؛ مانند زمانی که در سال ۲۰۰۷ کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه وقت آمریکا را «ریاکار» خواند و بازداشتگاه گوانتانامو را به اردوگاه های کار اجباری دوران نازی ها تشبیه کرد.
باتوجه به بیوگرافی نیکلاس مادورو، او صرفاً یک چهره تندگو نبود؛ او در عرصه دیپلماسی نیز عملکرد مؤثری داشت. در سال ۲۰۱۰، نقش پررنگی در بهبود روابط پرتنش با کشور همسایه کلمبیا ایفا کرد. یکی از همکارانش در وزارت امور خارجه گفته است: «نیکلاس یکی از قوی ترین و برجسته ترین چهره های حزب سوسیالیست ونزوئلا است.
سابقه اش به عنوان رهبر اتحادیه کارگری به او مهارت های مذاکره کم نظیری داده و حمایت مردمی قابل توجهی برایش فراهم کرده است. دیپلماسی نیز او را پخته تر کرده و بیشتر در معرض توجه عموم قرار داده است.»
در بیوگرافی نیکلاس مادورو چنین آمده که در یکی از مراسم های رسمی رژه نظامی، او در حال ایراد سخنرانی بود که ناگهان آسمان آرام، صحنه ورود یک پهپاد مسلح شد. این پهپاد با هدف حمله به جایگاه ریاست جمهوری نزدیک شد و با انفجارش فضای مراسم را به هرج و مرج کشاند.
در پی این حادثه هفت نفر از اعضای گارد ملی ونزوئلا زخمی شدند. با این حال رئیس جمهور ونزوئلا از این حمله جان سالم به در برد و سالم از محل خارج شد.
در آخرین انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا، ادموندو گونزالس به عنوان اصلی ترین رقیب نیکلاس مادورو شناخته می شد. اما چند هفته پس از فضای پرتنش انتخاباتی، او خاک ونزوئلا را ترک کرد و به اسپانیا رفت. مخالفان دولت مدعی اند که نتیجه واقعی انتخابات، پیروزی قاطع گونزالس بوده است.
ولی مقامات رسمی بدون ارائه جزئیات دقیق آرا مادورو را برنده معرفی کردند. همین موضوع بحث ها و حاشیه های زیادی را در داخل و خارج کشور برانگیخت.