یکی از برنامه های پربیننده تلویزیون ایران در سال های اخیر برنامه زندگی پس از زندگی بود؛ برنامه ای که با کنار زدن قالب های همیشگی توانست مخاطبان زیادی پیدا کند. این برنامه هر سال در ماه رمضان پخش می شد و از سال ۱۳۹۹ روی آنتن رفت. اما وقتی خبر رسید امسال یعنی رمضان ۱۴۰۴ این برنامه دیگر پخش نخواهد شد. خیلی از طرفدارانش غافلگیر شدند و دنبال دلیلش گشتند. اگر شما هم همین سوال ذهنتان را درگیر کرده بیایید با هم نگاهی به این ماجرا بیندازیم.

مرگ همیشه یکی از عمیق ترین و پیچیده ترین مفاهیمی بوده که ذهن بشر با آن دست وپنجه نرم کرده است. شاید بتوان گفت تا وقتی خودمان آن را تجربه نکنیم هیچ وقت نمی توانیم نظر قطعی درباره اش بدهیم. همین ابهام باعث شده در طول تاریخ فرهنگ ها و ادیان مختلف تعریف های گاه مشترک و گاه کاملاً متضادی از آن ارائه بدهند.
عده ای مرگ را پایانی مطلق می دانند؛ به این معنا که هیچ دنیایی بعد از آن وجود ندارد و انسان صرفاً به خاک تبدیل می شود و نامش هم رفته رفته فراموش می شود. اما در مقابل بسیاری از ادیان به خصوص ادیان دین اسلام تاکید زیادی بر وجود زندگی پس از مرگ دارند؛ تا جایی که زندگی این دنیا را نوعی توشه برای دنیای بعدی می دانند.
حالا سوال اینجاست که مرگ واقعاً چیست؟ و آیا کسی واقعاً می تواند مدعی شود آن را از نزدیک تجربه کرده؟ همین کنجکاوی باعث شده در سراسر دنیا کتاب ها و برنامه های زیادی حول همین محور ساخته شود، جایی که افرادی ادعا می کنند مرگ را لمس کرده اند و دوباره به زندگی برگشته اند. در ایران هم چنین برنامه ای با عنوان زندگی پس از زندگی ساخته شد.

برنامه زندگی پس از زندگی به کارگردانی، تهیه کنندگی و اجرای عباس موزون از سال ۱۳۹۹ پخش خودش را آغاز کرد. همان طور که از اسمش پیداست محور اصلی این برنامه تجربه های نزدیک به مرگ افراد بود و آن قدر مورد توجه قرار گرفت که فصل های دوم تا چهارمش، در بین برنامه های پیش از افطار شبکه های مختلف، بیشترین بیننده را داشتند. برای همین وقتی خبر توقف پخش این برنامه در رمضان امسال منتشر شد خیلی ها تعجب کردند.
فصل اول این برنامه در رمضان ۱۳۹۹ از شبکه چهارم سیما شروع شد و فصل های بعدی هم هر سال تا ۱۴۰۳ ادامه پیدا کردند. زمان پخش معمولاً نزدیک به اذان مغرب بود، درست پیش از افطار و در مجموع طی شش فصل، حدود ۱۹۰ قسمت از این برنامه تولید شد.
ساختار برنامه زندگی پس از زندگی بیشتر بر پایه گفت وگو بود. میهمانانی به استودیو دعوت می شدند تا از تجربه های نزدیک به مرگ خودشان بگویند؛ کسانی که مثلاً دچار کما شده بودند یا لحظاتی کوتاه بین زندگی و مرگ را پشت سر گذاشته بودند و دوباره به هوش آمده بودند. طبق چیزی که در برنامه مطرح می شد، این افراد گویی وارد نوعی عالم برزخ شده بودند و از آنچه در آن لحظات دیده و به خاطر سپرده بودند صحبت می کردند.
عباس موزون در مصاحبه ای گفته بود که علاقه اش به موضوع زندگی پس از مرگ به حدود بیست وپنج سال قبل از ساخت این برنامه برمی گردد. او سال ۱۳۹۵ فرصتی پیدا کرد و همایشی درباره ی همین موضوع در یزد برگزار کرد که بعدها بعضی از میهمانان برنامه هم از همان همایش انتخاب شدند.
او همچنین توضیح داده بود که پیش از حضور در برنامه، افراد باید از فیلترهای زیادی عبور می کردند؛ چیزی حدود هفتاد فیلتر مختلف، از جمله راستی آزمایی ادعا، بررسی زمان و کیفیت تجربه، و وجود شاهد دوم برای تایید ماجرا. این فیلترها آن قدر سخت گیرانه بودند که در نهایت از هر پنجاه نفر متقاضی، فقط یک نفر می توانست وارد برنامه شود.
در طول تولید این مجموعه دوازده کارشناس مختلف هم به برنامه دعوت شده بودند؛ از جمله اساتید حوزوی، موبد زرتشتیان ایران، خاخام اعظم یهودیان، دو پروفسور آلمانی که کتاب و پژوهش هایی در همین زمینه داشتند، و همچنین چند پزشک و متخصص بیهوشی با تجربه ی کاری مرتبط.
عباس موزون نویسنده، کارگردان و پژوهشگری ایرانی می باشد که در دزفول به دنیا آمده است. تحصیلاتش در رشته مهندسی تکنولوژی و مدیریت بوده، اما در کنارش دوره های خبرنگاری و مستندسازی را هم گذرانده است.
اسم این برنامه را هم از کتابی با همین عنوان، نوشته ریموند مودی، وام گرفته که آن هم به موضوع زندگی پس از مرگ می پردازد. خود عباس موزون گفته بود هیچ تمایلی نداشته از کلمه ی «مرگ» مستقیماً در برنامه استفاده کند. پیش از توافق با شبکه چهار، او با چند شبکه ی دیگر هم گفت وگو کرده بود، اما در نهایت این پروژه به شبکه ی چهار رسید.
شاید فکر کنید این برنامه فقط با استقبال روبه رو شد، چون موضوعش به باورهای دینی نزدیک بود و همین باعث می شد بدون هیچ چون وچرایی پذیرفته شود. اما واقعیت این نبود. بعد از پخش، این برنامه با نقدهای زیادی هم از طرف مخاطبان عادی و هم کارشناسان مواجه شد. چند تا از مهم ترین این چالش ها را با هم مرور می کنیم.
یکی از پرسش هایی که اصل ماهیت این برنامه را زیر سوال می برد این بود که آیا اصلاً بازگشت از مرگ شدنی است یا نه. طبق آموزه های قرآنی، جواب این سوال منفی است و همین موضوع یکی از بزرگ ترین نقاط ضعفی بود که کارشناسان به برنامه وارد می دانستند. طبق آیات قرآن، وقتی روح از جسم جدا شد دیگر راهی برای بازگشت به دنیا وجود ندارد؛ آیه نود و نهم سوره مؤمنون هم دقیقاً همین را می گوید.
با این حال منصفانه نیست که بگوییم موزون و تیمش چنین ادعایی داشته اند. در واقع ادعای آن ها این بود که این افراد تجربه ای «نزدیک» به مرگ داشته اند، نه اینکه واقعاً مرده و بازگشته باشند.
یکی دیگر از نکاتی که در برنامه مطرح می شد این بود که این افراد گویا وظیفه داشتند از دنیای غیب خبر بیاورند. اما طبق قرآن این وظیفه فقط بر عهده ی پیامبران بوده و هیچ انسان عادی چنین رسالتی ندارد. همین موضوع این سوال را پیش می آورد که آیا آنچه این افراد تجربه کرده بودند واقعاً همان عالم غیب بوده، و اصلاً بیان چنین چیزی در یک برنامه ی تلویزیونی زنده تا چه حد درست است.
اگر بخواهیم رک باشیم این برنامه از نظر علمی، حداقل از دیدگاه علوم تجربی، پشتوانه ی محکمی نداشت. تا امروز علم نتوانسته وجود دنیای ماورا را ثابت کند و تحقیقات جامعی هم در این زمینه انجام نشده است. به همین دلیل نمی شود با اطمینان گفت تجربیات این افراد کاملاً واقعی بوده یا واقعاً بازتابی از زندگی پس از مرگ است.
مثلاً وقتی خواب می بینیم، نمی توانیم بگوییم آن خواب ما را وارد دنیایی دیگر کرده و آن دنیا را اثبات کند. تجربه گران این برنامه هم تقریباً در همین شرایط هستند؛ نه می شود حرفشان را کاملاً رد کرد چون دلیل علمی محکمی برای ردش نیست و نه می شود کاملاً تاییدشان کرد چون باز هم شاهد قطعی علمی وجود ندارد. شاید آنچه تجربه کرده اند صرفاً واکنش مغز در لحظات بحرانی بوده، یا شاید هم واقعاً چیزی فراتر از این ها در کار بوده است.
عده ای هم معتقد بودند این برنامه اساساً چیزی جز برداشتی از کتاب ریموند مودی نبوده؛ کتابی که خودش هم در سطح جهانی با نقدهای زیادی روبه رو شده و ایراداتی به آن وارد شده است.