فرض کنید کار خود را در محیطی کاملا آرام و به دور از هیاهو انجام میدهید، تا چه مدت میتوانید به این اوضاع ادامه دهید؟ نتایج یک پژوهش تازه نشان می دهد که سکوت در محل کار عذاب آور هست و میتواند بعنوان بایکوت و طرد این و آن همکار تلقی شود. به باور این روانپژوهان تاثیر عاطفی چنین ارزیابیاي در شرایط حاد به ایجاد حس حذف یا نفی در فرد میانجامد چرا که سکوت میتواند نارضایتی عمیق افراد را از روابط موجود هم نشان دهد.
۱. سکوت کابوس زا هست
تازهترین پژوهشهاي گروه روانپزشکان دانشگاه بازل «بال» سوئیس و همکاران آنان در این چارچوب، “سکوت” را در رفتارهای اجتماعی افراد به ویژه سکوت در محل کار را بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که سکوت میتواند برای کسانی که انتظار واکنش دارند، حتی کابوسزا باشد.
سلما رودرت و کیپلینگ ویلیامز، مدیران این پژوهش که نتایج بررسی خود را در مجلهي تخصصی “شخصیت و روانشناسی اجتماعی” منتشر کردهاند می گویند: “سکوت” در محیط کار میتواند بعنوان بایکوت و طرد این یا آن همکار تلقی شود. به باور این روانپژوهان تاثیر عاطفی این تلقی بر شخص ویرانکننده هست و میتواند در شرایط حاد به ایجاد حس حذف یا نفی در آن همکار بیانجامد.
در گزارش سلما رودرت و کیپلینگ ویلیامز در این ارتباط آمده هست: «حتی ابراز یک علت بی پروپایه و غیرمنطقی، میتواند از احساس رنجش فرد بکاهد.» این کارشناسان پیشنهاد میکنند: «حتی واکنش منفی از عدم واکنش بهتر هست”.
۲. تعلق به جمع در تاریخ تکامل بشر ضرورت دارد
گروه پژوهش دانشگاه بازل، برای توضیح نتایج بررسی خود به تاریخ تکامل بشر استناد میکند و می نویسد این پدیده در ادوار مختلف هم وجود داشته و انسانهایي که از جوامع روستایی یا گروه شکار طرد میشدند، خود را در معرض خطرات بیشمار می دیدند.
به باور پژوهشگران، نیاز عمیق انسان کنونی به تعلقداشتن به جمع یا این و آن جامعه، از همین “میراث تکاملی” سرچشمه می گیرد که به نیاز درک شدن، مورد پذیرش قرار گرفتن و به رسمیت شناخته شدن میانجامد.
۳. نیاز “مشارکت در بازی” بسیار مهم هست
در گزارش یادشده همچنین آمده هست که انسان بهطورکلی نسبت به رفتارهای اجتماعی پیرامون خود حساسیت زیادی نشان می دهد و حس طرد و حذف شدن، بر این حساسیتها میافزاید. در این شرایط کوچکترین نشانهي مثبت یا منفی بر روحیه و علاقهي فرد “طردشده” و همکاریهاي آتی او تاثیر میگذارد.
سلما رودرت و کیپلینگ ویلیامز در مطلبي خود می نویسند که نشاندادن واکنشها و برخوردهای مثبت جمع، در ترمیم روحیه و کاهش رنجش فردی که خود را “حذف شده” احساس کرده، بیتاثیر نیست.
این پژوهشگران برای ثابت ادعای خود، مشابهي بازی “پرتاب توپ” را شرح دادهاند. در این مثال یکی از بازیکنان گروهی سه نفره، هنگام بازی “حذف” میشود و کسی بهطرف او توپی پرتاب نمیکند. این “توپ بازی” ۴ بار تکرار میشود و فرد مزبور هم دو یا سه بار فرصت شرکت در بازی را پیدا میکند. همین امر رنجش و کدورت او نسبت به دیگران را از میان برمیدارد.
۴. نادیدهگرفتهشدن بدترین واکنش را در بر دارد
در آزمایش دیگر، چند نفر برای اجارهي منزل به صاحبان آن مراجعه می کنند و جواب رد میگیرند. این امر در نظر اغلب داوطلبانی که موجرها برای رد تقاضایشان دلیلی ارایه ندادهاند، بسیار “دردناک” جلوه کرده هست. برخی گفتند که چون موجران با گرمی و مهربانی با آنان رفتار کردند، عمده از بابت رد تقاضا ناراحت نشدند.
به گزارش پارس ناز اغلب داوطلبان حتی پاسخهاي مدلل منفی را بر جوابهایي که اصلا دلیلی برای رد تقاضای آنان ذکر نشده، ترجیح دادهاند و گفتهاند پاسخهایي مانند “چون شما آدم بیملاحظهاي هستید، به شما اتاق اجاره نمی دهیم” برایشان کمتر آزاردهنده بوده هست.
گروه پژوهش دانشگاه بازل در پایان گزارش خود می نویسد: حرف آخر در محیط کار در عمل برقرار کردن ارتباط، واکنش نشان دادن و برخورد کردن حتی بهصورت منفی، بهتر از نادیدهگرفتهشدن هست.