پارس ناز پورتال

پیامک های جالب شب یلدا (11)

مجموعه : اس ام اس جدید
پیامک های جالب شب یلدا (11)

* * *

شبای چله، کرسی و پتوی چل تیکه، انار سرخ و چل گیس عاشق

شبای یلدا، آدمای تنها، بخاریای آهنی و غصه ی فردا، قصه های کوتاه و سوز و سرما

.
.

روی شما مثل هندونه ، خنده هاتون مثل قاچ هندونه ، روزگارتون مثل پوست هندونه ، جیبتونم پر تخم هندونه
یلداتون مبارک

.
.
شب یلدا عزیز هندوونه
اگر چه ترش و لیزه هندوونه
بهایش را چو پرسیدم ز یارو
بگفتا هیس جیزه هندوونه

.
.


شب یلدا کنار یار بودی
به او دلبسته و بیمار بودی
شپش هایش گرفتی از سر شب
تو ِ نادان مگر بیکار بودی؟

.
.
.
شب قد کشیده زیر بلندای چادرت
هی می نویسمش که تمامش کنم ولی…
از من بزرگ تر شده تصویر آینه
دردی نشسته خیره به من روی صندلی
( مسیحا ابوعلی )
.
.
بی‌ردی از پرنده و پرواز تا هنوز
نزدیک استحاله‌ی شبهای چشم تو
با فرصتی که باز به آغاز مانده است
در عادتم عجیب به یلدای چشم تو
(شیوا فرازمند )
.
.
در لابه لای این شب دیوانه گم شدند
آن روز های خوب و قشنگی که داشتم
یلدای پیروخسته این سال لعنتی
برداشت آنچه را که برایت گذاشتم
(وحید نجفی )
.
.
دستم گرفت دست تو را توی دست خود
سرمای  اولین شب غمگین سال را
احساس کرد فصل زمستان رسیده است
پیچید دور گردن عکس تو شال را
( وحید نجفی )
.
.
یلدا دوباره شعر و غزل را بهانه کرد
با چند جمله ی متغیر / بدون حرف
با ساختار ذهنیتی پوچ و منحرف
مبهوت در سپیدی دستان خیس برف
(رضا صحرایی – پارسا)
.
.
یلدای بی ترانه ی وقتی تو نیستی
در شعر های یخ زده پهلو گرفته است
لطفی کن و دوباره مرا یخ شکن نباش
این عشق با نبودن تو خو گرفته است
(امیر سنجری )
.
.
یلدا چه اتفاق قشنگیست خوب من
-افتاده توی قهوه ی با تو نشستنم-
لب می زنی به تلخی فنجان قهوه ات
لب های گر گرفته ی فنجان منم منم
(پویا آریانا )
.
.
وقتی که از نهایت شب حرف می زنی
یلدا درست مثل خودت سرد می شود
امسال هم زنی که تو تنها گذاشتیش
دارد برای روح خودش مرد می شود
( زهرا دهقان )
.
.
از کوچه های زرد دگر رد نمیشود
یلدا که برده اند دلش را به روی دست
فردا تمام شهر در آغوش خواب دید
یک زن سقوط میکند از “ارتفاع پست ”
( رویا ابراهیمی )
.
.
برفیست پشت پنجره ی روزهای سرد
دیماه فرصتیست برای بروز درد
از شهر پرت جن زده ی ما فرار کن
دنیا سیاه چاله ی شومیست برنگرد
( رضا عابدین زاده )
.
.
دیگر به مغز شاعری ام خون نمیرسد
این شب  دل غزل زده ام را چه میکند؟
با فال و قرص  خواب و غزل  حل نمیشود
این شعر تا سحر بشود سکته میکند
( علی اکبر رشیدی )
.
.
یک اتّفاق یخمکی عاشقانه نیست
این قرص ها دلیل پشیمانی من است
یلدا هنوز دو رو برمـ تخمه می جود
اینجا شروع خودکشی آنی من است …
( رقیه خدابنده اویلی )
.
.
یلدای گیسوان من آغاز می شود
پاییز بی بهار به پایان رسیده است
کاری نکن! که شهر خبردار مان شود
خواب از سر تمام کلاغان پریده است
(مهتاب بازوند )
.
.
یلدا سپید سادگی ات را سیاه کن !
خوابند و بی دلیل کنارت نشسته اند
لابد شبیه شمع تو را فوت می کنند
وقتی به جای پسته دلت را شکسته اند
(علی اکبر رشیدی )
.
.
زل میزنم به اینهمه یلدای ناتمام
حل میشوم تمام تو را توی هیچکس
حافظ دوباره گفته نمی آیی بی دلیل
بغضی شکسته تر شده حالا نفس … نفس …
( مرضیه فرمانی )
.
.
جغرافیای توی سرم گیج می خورد
دارم دراز میشوم امشب بدون درد
یلدای تلخ با تو نبودن رسیده است
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
( مریم حقیقت )



a