پارس ناز پورتال

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

با حس کنجکاوی کودکمان چطور رفتار کنیم؟

با حس کنجکاوی کودکمان چطور رفتار کنیم؟
 

سوال کردن یکی از قوی ترین ابزارهای تفکر عاقلانه و منطقی هست، بنابراین با دقت به نقش بنیادی تفکر می‌توان دریافت، سوال کردن در هر اساس اي شاه کلید موفقیت، خوشبختی و سعادت انسان هست.

 

در اهمیت پرسشگری، ارسطو معتقد هست چون یکی از پایه هاي عقلانیت، پرسشگری هست، پس انسان به اندازه اي که پرسش، نقد و شک می‌کند خردمند هست. کارکرد اساسی سوال کردن تا حدی هست که یکی از ویژگی هاي انسان از همان نوزادی، حس کنجکاوی و پرسش هست اما به جای رشد و تقویت آن، این حس عمیق و روشنگرانه به علت تربیت نادرست، بی حوصلگی و نداشتن حس مسوولیت در مقابل فرزندان از همان کودکی سرکوب میشود.

 

بعضی والدین به جای این که شاد باشند فرزندشان مراحل رشد خود را به سلامت طی میکند، از سوالات فرزند خود کلافه شده و تصور میکنند کودکشان فضول هست و به هر چیزی کار دارد در حالیکه او با پرسش در حال یادگیری و شناخت دنیای اطراف خود هست.

 

در این مطلب در مصاحبه با پزشک پیمان هاشمیان، روانپزشک، فوق تخصص کودک و نوجوان و استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد، صرفا به چگونگی رشد و پرورش حس پرسشگری در کودکی و نوجوانی میپردازیم.

 

● کنجکاوی از چه سنی آغاز می‌شود و طبق این ویژگی، کودک کنجکاو به دنبال چیست؟

 

یکی از ویژگی هاي شخصیتی ما، دقیقا از بدو تولد کنجکاوی هست. به تدریج میزان کنجکاوی افزایش پیدا می‌کند. در واقع هدف از کنجکاوی جست و جوی یک پدیده اخیر هست. در واقع بچه ها از طریق کنجکاوی و جست و جو در حال آموختن میباشند. تقویت جنبه کنجکاوی بچه ها اثرات سودمندی در موفقیت و سعادتشان خواهد داشت. هر چند بچه ها دوست دارند بدانند آدم هاي دوروبرشان و هر چیزی در اطرافشان هست چه ویژگی هایي دارند، اما این اجازه دادن به این معنا نیست که بچه ها به هر چیزی دست بزنند. یک کودک باید بداند به هر چیزی نباید دست زد. به همین علت باید یک مرز درست کنیم، هم به دنبال این باشیم که کودکمان دنبال چیزهای اخیر بگردد و از طرف دیگر نیز باید حدود مقررات کنجکاوی را برای او مشخص کنیم.

 

با افزایش سن، دامنه کنجکاوی بچه ها چه تغییری می‌کند؟

 

کنجکاوی کودکان در سه ماهگی تا شش ماهگی معمولا در حول و حوش یک متر هست. ازت شش ماهگی تا نه ماهگی معمولا در پیرامون خودشان در یک اتاق معمولی در فضایی دو، سه متری دنبال چیزهای اخیر می‌گردند. از نه ماهگی تا دوازده ماهگی کنجکاوی انها از این فراتر رفته و دوست دارند در خارج از محدوده پدر و مادر کنجکاوی و جست و جو کنند و بعد از آن، از یک سال تا یک و نیم سال، کودک دوست دارد کاملا در خارج از محدوده پدر و مادر کنجکاوی کند. بنابراین اگر میخواهیم کنجکاوی بچه خود را تقویت کنیم باید به این ویژگی ها دقت کنیم. برای مشابه در این فاصله ها به تناسب سن آن ها وسایلی قرار دهیم که در معرض نگاه انها قرار گیرد.

 

● بچه ها به طور طبیعی دوست دارند به هر چیزی دست بزنند اما والدین با امر و نهی و بکن، نکن هاي خود مانع کنجکاوی آن ها میشوند. برای حل این مشکل چه راهکاری توصیه میکنید؟

 

کودک به طور طبیعی دوست دارد به هر چیزی دست بزند و احساس خطر هم نمی‌کند بنابراین برای پرهیز از این بکن، نکن ها و این محدودیت ها ما بعنوان پدر و مادری مفید باید کاری کنیم که اطراف منزل ما ساختار داشته باشد، یعنی وسایل خطرناک و شکستنی را در اطراف آن ها قرار ندهیم. به طور کلی هر اندازه منزل ما ساده تر باشد، تربیت نیز در آن ساده تر هست زیرا چیزی در آنجا وجود ندارد که ما مدام مانعشان شویم و انها را امر و نهی کنیم.

 

اگر منزل ساختار نداشته باشد کودک دوست دارد به هر چیزی دست بزند و کنجکاوی خودش را برآورده سازد، بنابراین باید تا جای ممکن وسایل را از چشم بچه دور کنیم. در نتیجه اینکار باعث میشود کودک برای بازی کردن به ناچار به «اتاق بازی» رفته و در آنجا بازی کند که یقینا در این شرایط بچه ها باثبات تر، قانون مدارتر و مطیع تر بار خواهند آمد.

 

● حد و حدود کنجکاوی در بچه ها باید به چه میزانی باشد؟

 

باید از دو سالگی به بعد برای کنجکاوی بچه ها قانون درست کنیم. مثلا می‌گوییم قانون بهره گیری از وسایل خطرناک. برای تمرین بهره گیری از کبریت، بچه را میبریم بیرون شهر، به او می‌گوییم هیزم جمع کند و آن را آتش بزند.

 

به این شیوه بچه می‌داند بهره گیری از کبریت فقط در شرایط بیرون انجام میشود یا اگر میخواهد دست به وسایل خطرناک بزند ما باید قانونش را برای او مشخص بکنیم تا درک کند که میتواند کنجکاوی خود را گرچه طبق قانون و قالب خاصی برآورده کند.

 

گاهی اوقات بعضی از والدین این احساس را دارند که اگر اجازه ندهند بچه ها به چیزی دست بزنند ممکن هست عقده اي بار آیند. در این صورت اگر نیاز به کنجکاوی انها را برآورده کنیم، بچه پرتوقع بار آمده و دوست دارد به هر چیزی دست بزند و بعدا برای ما مشکل ایجاد میشود. برای این که کنجکاوی بچه ها را در یک قالب علمی پیاده کنیم باید این قانون را از دو سالگی طی شش مرحله به بچه بگوییم.

 

مرحله اول: فرزند باید آماده باشد تا با والدین خود ارتباط برقرار کرده و قانون را درک کند.

 

مرحله دوم: باید اسم قانون را به بچه بگوییم. برای مثال، قانون عبور از خیابان.

 

مرحله سوم: قانون را به صورت جزیی بیان کنیم. برای مثال برای توضیح قانون بالا میگوییم، دست خود را به من بده، حال ابتدا سمت چپ را نگاه کرده، حرکت میکنیم و بعد سمت راست را نگاه میکنیم اگر ماشینی ندیدیم آهسته به آن طرف خیابان می‌رویم. بنابراین او می فهمد با اجرای قانون میتواند از خیابان عبور کند.

 

مرحله چهارم: اگر کودک به آن چه گفته شد عمل کرد به او امتیاز می‌دهیم.

 

مرحله پنجم: اگر قانون را اجرا نکرد وی را تنبیه می‌کنیم. اگر آن مورد پرخطر بود از تنبیه هاي خشنی مثل محروم کردن و یا زمان سکوت بهره گیری میکنیم اما اگر رفتار بدش از مواردی بود که کودک قصد داشته صرفا مورد دقت قرار گیرد و عمدی در کار نبوده می‌توان از تنبیه هاي سبکی مثل جبران کردن آن خطا، گرفتن امتیاز و یا نادیده گرفتن رفتار او بهره گیری کرد.

 

مرحله ششم: وقتی ما مراحل اجرای قوانین مربوط به کنجکاوی را در هر اساس اي برای کودکان توضیح دهیم، او یاد می‌گیرد که می‌تواند گزینش کند اما صرفا طبق قوانینی که والدین برایش در نظر گرفته اند.

 

● آیا رشد کنجکاوی باعث رشد و پرورش خلاقیت نیز خواهد شد؟

 

رشد این ویژگی، اساس ساز خلاقیت بعدی در کودک و نوجوان خواهد شد. همین طور باعث می‌شود او بتواند کارهایی انجام دهد که یادگیری هاي بعدی خود را نیز بهتر کند. در واقع وقتی کودک در حال کنجکاوی هست سعی میکند چیزی را یاد بگیرد و همین یاد گرفتن اساس ساز آموزش هاي بعدی هست.

 

برای رشد خلاقیت باید کنجکاوی بچه ها را پخته کنیم. یعنی کاری کنیم که وقتی فرزندمان به چیزی دست می‌زند تفکر او فعال شود. مثلا وقتی دستخود را در درون رودخانه یا استخر فرو می‌برد از او بپرسیم دنبال چه میگردی؟ چه چیزی حس میکنی؟ هم اکنون زیر دست تو چه چیزی عبور می‌کند، سرد هست یا گرم؟

 

بعضی از والدین به محض امتحان کردن کودکاو را رها می‌کنند. یعنی کنجکاوی او در مرحله اول متوقف میشود و به یادگیری عمیق نمی‌رسد. بنابراین با دقت به سن کودک خود، سوال هایي در ارتباط با موضوع کنجکاوی از او بپرسید، یعنی بگذارید وقتی با یک موضوع برخورد می‌کند از طریق «تکنیک پرسش»، با طرح سوال هاییب که با کلمات چرا، چگونه، چطور و … شروع میشوند وادار به پاسخ دهی شوند.

 

حتی بعضی وقت ها نیاز به عمل کردن وجود دارد یعنی تجربه اي که کودک به دست می آورد را به عمل تبدیل کند. این شیوه باعث می‌شود رفتارهای کنجکاوانه او به کنجکاوی ساده تمام نشود بلکه به پدیده یادگیری تبدیل شود که در آن کودک چیزی یاد بگیرد.

 

کنجکاوی اضافه بر این که خلاقیت و هوش و یادگیری فرزندان را چندان می‌کند، همین طور هیجانات را هم پخته می‌کند. بچه اي که کنجکاوی اش برآورده شده، احساس نشاط و شادابی میکند.

 

از ویژگی هاي دیگر کنجکاوی یادگیری هاي رفتاری هست که در انها ایجاد می‌شود. در واقع آن ها می آموزند که چگونه عمل کنند. وقتی سعی می‌کنیم با تکنیک کنجکاوی بچه را از نظر فکری و هیجانی پخته کنیم، کودک آن را به عمل تبدیل میکند. وقتی به عمل تبدیل شد، رشد رفتاری هم صورت می‌گیرد. همین طور نوجوان و کودک ما در درون منزل آرام تر میشود و لجبازی و پرخاشگری او نیز کمتر میشود.

 

نظر شما درمورد کسانی که بچه خود را از چیزهای خطرناک می ترسانند، مثلا دست کودک را به بخاری می چسبانند که او دیگر به آن دست نزند، چیست؟

 

این شیوه، بدرفتاری با بچه محسوب می‌شود. ما باید برای کودک خود توضیح دهیم که بعضی چیزها باعث آسیب زدن به ما می‌شوند؛ بنابراین نباید به آن ها دست بزنیم. در آن گونه موارد اگر کودک توضیح خواست می‌توانیم به طور عملی آن را روی چیز دیگری امتحان کرده و از انها درمورد آن سوال کنیم.

 

مثلا می‌توانیم با یک چاقو یک تکه پنیر را برش داده و سپس از کودک خود بپرسیم، ببین این چاقو چقدر تیز هست حالا به نظر تو اگر این چاقو به دست ما اصابت کند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ دقت کنیم زمانی که نکته اي را توضیح میدهیم ابتدا نظر خود آن ها را بپرسیم. اینطوری کودک بهتر موضوع را می فهمد.

 

● گاهی تکرار پرسش کودک، والدین را کلافه می‌کند. برای این مشکل چه راهکاری دارید؟

 

از طریق پرسش و پاسخ و حتی بعضی اوقات به عمل تبدیل کردن پرسش ها میتوانیم میزن سوال کردن را تنظیم کنیم. زمانی که کودک از ما می پرسد یک گیاه چطور رشد می‌کند، می‌توانیم یک گیاه را نشان دهیم و از او بپرسیم به نظر تو گیاهان چطور رشد می‌کنند؟ یعنی سوال را با سوال جواب دهیم. اینطوری به آن ها کمک میکنیم به جای پاسخ آماده، برای یافتن پاسخ تلاش کنند و تفکرشان فعال شود.

 

گاهی اوقات بچه ها سوال را برای یادگیری نمی پرسند، می پرسند تا مورد دقت قرار گیرند یا حواس والدین را پرت کنند، اینجاست که والدین کلافه میشوند. گاهی اوقات سوال هاي آن ها متناسب با سنشان نیست و پدر و مادرها نمی‌دانند چه پاسخی بدهند.

 

ما باید آن ها را وادار کنیم خودشان جواب سوال خود را پیدا کنند. اگر ما جواب سوالات انها را خود ما بدهیم تنبل بار خواهند آمد و چون در مدرسه معلم اینکار را انجام نمیدهد، از درس زده می‌شوند.